فرهنگی و هنریمهمترین اخبار

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال بدنام از فیلیمو + تیزر سریال

سریال بدنام به کارگردانی احسان سجادی حسینی، تهیه کنندگی و نویسندگی حامد عنقا محصول سال 1404می باشد، که در روزهای جمعه از فیلیمو منتشر می شود.

پلتفرم فیلیمو  روزهای جمعه را برای پخش سریال بدنام در نظر گرفته است. این سریال در ساعت ۸ منتشر می شود.

  • تاریخ شروع پخش: جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
  • پلتفرم پخش‌کننده: به صورت اختصاصی از فیلیمو
  • روزهای پخش: جمعه ها ساعت ۸ صبح

خلاصه داستان سریال بدنام

یلدا نمی داند که درسکوتی که می خواهد خود را بیندازد چه عشقی آغوشش را گشوده ولی می داند که او را چه به عاشقی. گرگ ها برای دریدنش رقابت می کنند…

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت هجدهم

خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید. 

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت هفدهم

آخر شب، یلدا و هدیه مشغول صحبت بودن، هدیه میگه عقل حکم میکنه بچه رو بندازی، یلدا میگه تو با اسماعیل و ابراهیم حرف زدی که مدام وسط این بازی داری یه کاری میکنی، چرا؟ هدیه میگه چون دوستت دارم، نگرانتم، سخته فهمیدنش، یلدا میگه چرا صلاح منو…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید. 

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت شانزدهم

ابراهیم تو حیاط بود که اسماعیل میرسه، صداش میکنه که وایستا، بچه سادهِ من، اگه زن ندیده بودی یه چیزی، چجوری اینقدر هول شدی سر دل این دختره رو آوردی بالا، نفهمیدی برای تو نقشه داره؟ اسماعیل میگه آره من بچه ام خرم احمقم شما چی؟ شما که بزرگی زرنگی شما که گرگی نفهمیدی؟ دل و دینت رو از دست داده بودی که…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت پانزدهم

آغاز جدال

یلدا از دادگاه میاد بیرون جلوی در اسماعیل رو میبینه و صدا میکنه، شریعت که اونجا بود نامه دادگاه برای عدم بارداری رو به یلدا میده، اسماعیل به یلدا محل نمیده و سوار ماشین میشه میره.
یلدا به هدیه میگه اگه نخوام طلاق بگیرم چی میشه؟ هدیه میگه هیچی غیابی طلاقت رو میده مهریه ات رو…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت چهاردهم

اسماعیل از خونه یلدا میاد بیرون و سوار ماشین که میشه ابراهیم بهش زنگ میزنه اما جواب نمیده، میره بام تهران و ساعت ها تنهایی سیگار می کشه و به حرفهای یلدا فکر می کنه و قول‌های خودش که یلدا می گفت بهت اعتماد دارم، بعد میره…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت سیزدهم

یلدا با حال بد میره پیش هدیه و اسماعیل هم تو کافه جریان عقدش رو با یلدا به بیتا میگه، اما بیتا چیزی نمیگه.

ابراهیم میره بیرون شام بخوره تو یه جیگرکی کنار خیابون، با عماد قرار میذاره، عماد سریع خودش رو میرسونه و میگه از پشت تلفن…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت دوازدهم

اسماعیل شبی که با یلدا عقد کرد میبرتش هتل و بهش میگه که برای امشب، یه اتاق رزرو کرده چون راحت نیست تو خونه یلدا باشه، یلدا میگه هر کی هم که ندونه ما خودمون میدونیم که این عروسی هیچ چیزش مثل بقیه نیست پس بیا با هم…

ادامه خلاصه داستان این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت یازدهم

ابراهیم میرسه و در اتاق رو میزنه، اسماعیل میگه بابامه و سریع در رو باز میکنه میره بیرون، ابراهیم حالش رو میپرسه، یلدا هم فورا کتش رو می پوشه، ابراهیم میگه اگه میشه بیام به مهمونت…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت دهم

یلدا تنها تو خونه اش بود و ساز میزد و گریه می کرد بیتا میاد دیدنش و میگه می خواستم باهات چشم تو چشم حرف بزن بخاطر همین اومدم اینجا، وقتی یلدا میره براش آب بیاره بیتا کاغذ دستنویس اسماعیل رو می بینه و میگه…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت نهم

هدیه از اورژانس بیرون میاد و به عماد زنگ میزنه و با عصبانیت میگه شانس آوردی اینجا نیستی وگرنه کشته بودمت دیگه، بلایی مونده که سر این دختر بدبخت بیاری؟ یه قلچماق شبیه خودت میفرستی دختر تنها رو تو خیابون با بچه تو شکمش بکشن…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت هشتم

زمان حال

یلدا به هدیه زنگ میزنه و با گریه میگه که تو شاهد بودی که من خواستم این ماجرا بگذره اما از الان به بعد ببین من چه بلایی سر اون عماد و ابراهیم بیارم، یه آتیشی بسازم که جفتشون جزغاله بشن حتی اگه…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت هفتم

عماد با حال خرابی که داشت یاد روزی میفته که اولین بار ویسی میخواد بیاد دفترش و به یلدا میگه که روسریش رو بکشه جلو و بگه که از ابراهیم خوب پذیرایی کنن چون میرافشار فرستادتش برای…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت ششم

یلدا با هدیه درد و دل میکنه که کاش همون روز خودم رو انداخته بودم پایین اگه دست اون پیرمرد بهم می‌خورد دیگه هیچ کس بهم تف هم نمیندازه و اسماعیل برام میشه آرزوی محال، حاضرم بمیرم اما این خفت و تحقیر رو تو چشمای اسماعیل نبینم، آرزومه اسماعیل…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت پنجم

منشی زنگ میزنه به ویسی، با اومدن حاج ابراهیم دیگه نمیتونن شرکت رو پلمپ کنن، ابراهیم از دست عماد ناراحت میشه و به وکیلش شریعت میگه مطمئنم یه خبرهایی هست. اما شریعت میگه الان وقت حرص خوردن نیست چیزی نشده که فقط حساب مشترکتون رو مسدود کردن که کمی طول میکشه تا درستش کنیم. دو تا شکایت از ما شده که برای اولیش…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت چهارم

یلدا، عماد و ابراهیم ویسی رو صدا میزنن برن داخل، قاضی میگه سرمد با وکیلش اومد و حرفهاش رو زد، عماد میگه خانم افروز شاهد پرونده هست قاضی میگه افروز صحبت کنه و یلدا میگه که درباره ساخت و ساز کارخونه ابراهیم ویسی طبق قرارداد هیچ ضمانتی نداره، عماد وقتی می بینه همه چیز علیه اش داره تموم میشه میگه شهادت خانم افروز قابل قبول نیست، قاضی تعجب میکنه…

خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت دوم

خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

خلاصه داستان سریال بدنام قسمت اول

عماد اونقدر عصبی و ناراحت بود که سیگار می کشید و شیشه های نوشیدنی رو خورد می کرد حتی یکی از بطری ها رو روی سرش شکوند و سرش جراحت برداشت اما باز آروم نشد، رفت تو بالکن با ملافه ای که بست دور گردنش خودش رو از بالکن حلق آویز کرد…

ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.

تیزر رسمی سریال بدنام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا