خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال کلاغ از فیلیمو + تیزر سریال

سریال کلاغ به کارگردانی محمدحسین مهدویان، تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان محصول سال ۱۴۰۴ می باشد، که در روزهای چهارشنبه از فیلیمو منتشر می شود.
پلتفرم فیلیمو روزهای چهارشنبه را برای پخش سریال کلاغ در نظر گرفته است. این سریال در ساعت ۸ منتشر می شود.
خلاصه داستان سریال کلاغ
یک مرد میان سال، دیوانه وار عاشق دختری جوان و پرشور می شود و این عشق او را به تاریکی فرا می خواند.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت دهم
خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت نهم
زمان قبل
سایه به مرکز سونوگرافی میره و تا مطمئن بشه بارداره، وقتی برمیگرده خونه دوش می گیره میخواد که لباس هاشو بزاره تو چمدون و بره، که جلال از راه میرسه فورا چمدون رو…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت هشتم
زمان قبل
جلال برای سایه یه واحد آپارتمان اجاره میکنه که توش زندگی کنن، مادام خونه رو به سایه نشون میده، سایه خیلی از خونه خوشش میاد و البته میگه برای یه نفر خیلی بزرگ و گرونه، جلال میگه پس من چی؟
زمان حال
جلال بچه ها رو سوار ماشین می کنه و به مدرسه میبره، هما از وضعیت شاکی بود و میگه مامان که برگشته تو چرا داری ما رو میرسونی؟ جلال توضیح میده که من قراره برم…
خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت هفتم
سایه و بهار همراه با جلال میرن کافه، سایه میگه کاش میشد هر روز میومدیم بیرون، بهار میره برقصه اما سایه دعوتش رو قبول نمیکنه، جلال به سایه میگه ممنون که نرفتی باهاش برقصی، سایه میگه میرفتم غیرتی میشدی؟ جلال میگه آره من دوست ندارم مردای غریبه…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت ششم
سایه و دوستش بهاره تو ساندویچی نشسته بودند و مشغول خوردن میشن، با هم قرار میذارن که برن بازار گردنبند بخرن، سایه میگه منم میخوام گردنبند فیروزه بخرم، همینطور که مشغول صحبت بودن صداشون، هم شنود و هم ضبط میشد و جلال گوش می کرد، بهاره میگه چرا الان داری عاشق میشی وقتش نیست که، سایه کتمان می کنه اما عاشق شده بود ( هر مرد عاشقی این شانس رو نداره که…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت پنجم
سایه وقتی میبینه تحمل دیدن مرگ کسی رو نداره، قوطی کبریت رو باز می کنه و سیانور رو میذاره گوشه لپش، جلال میاد جلو و میگه بدش به من، سایه مجبور میشه از دهنش در بیاره و تو دست جلال بزاره، بعد ازش میپرسه من تو رو میشناسم؟ چرا دنبال منی؟ جلال میگه میدونم تحمل دیدن مرگ یه آدم رو نداری، سایه میپرسه ماموری؟ جلال میگه میخوام کمکت کنم، سایه دلیلش رو میپرسه، جلال میگه که چون…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت چهارم
عارف با سایه بیرون شهر قرار میذاره اما یک ساعت دیرتر میاد سر قرار و سایه کلافه میشه، وقتی میرسه یکی از افرادی که برای ساواک خبرچینی می کرد و تازه هم آزاد شده بود رو دست و پا بسته میاره جلوی سایه، هرچی التماس می کنه که مجبور شده بوده جاسوسی کنه چون خانواده اش رو تهدید کرده بودند، عارف قبول نمی کنه و به سایه میگه به من دستور دادن تا اینو حذفش کنیم، از سایه می خواد…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت سوم
جلال روزی رو یادش میاره که اولین بار سایه بعنوان مسافر سوار ماشینش شد، نگاه های سایه بهش رو که دید به خودش گفت (فهمیدنش برام سخت نبود که بدونم دارم وارد یه پرونده سخت میشم اما نمی ترسیدم)
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت دوم
( اولین ماموریت ما تو کمیته آخریش هم بود، ابراهیم به هوای من از رکن دو اومده بود به کمیته مشترک، ما هیچ کدوم نمیدونستیم این ماموریت قراره چه پایان ناگواری داشته باشه)…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.
خلاصه داستان سریال کلاغ قسمت اول
جلال با شنیدن صدای سایه تو نوار کاست تصمیم می گیره خودش هم صداشو ضبط کنه و خودشو داریوش معرفی میکنه: (من داریوشم و این آخرین گزارش منه و میخوام واقعیت ماجرا رو بگم، مجبورم از داستان سایه شروع کنم)، اما درست همین موقع تلفن زنگ میزنه…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید.



