کودکی که جلوی دوربین بزرگ شد؛ ۲۵ سال زندگی در افغانستان جنگزده

این مرد جوان از اوان کودکی در برابر دوربین ایستاد؛ نه بهعنوان بازیگر، بلکه بهعنوان سوژهای واقعی در قلب یکی از پرآشوبترین کشورهای جهان.
همشهری آنلاین: او که میرحسین نام دارد، در فقر، کار سخت و جنگ بزرگ شد، اما چیزی در نگاهش همیشه ثابت ماند: لبخندی که حتی در سختترین روزها هم خاموش نمیشد. حالا مستند برنده بفتا با عنوان «۲۵ سال در افغانستان» دوباره به زندگی او بازگشته و تصویری تازه و تلختر از سرنوشت او و خانوادهاش ارائه میدهد.
داستان میر از سال ۲۰۰۲ آغاز شد؛ زمانی که برای نخستینبار با یک دوربین فیلمبرداری روبهرو شد. خودش آن لحظه را ساده اما معنادار توصیف میکند: «به دوربین نگاه کردم و آن هم به من نگاه کرد.» از همان زمان، دوربین تبدیل به بخشی جدانشدنی از زندگی او شد؛ همراهی که بیش از دو دهه، لحظهبهلحظه زندگیاش را ثبت کرده است.
فیلمسازان فیل گرابسکی و شعیب شریفی طی این سالها زندگی میر و خانوادهاش را دنبال کردهاند؛ خانوادهای که از روستاهای فقیر بامیان آغاز کرد و بعدها به شهرهای بزرگتر افغانستان مهاجرت کرد، اما هرگز از سایه فقر و ناامنی رها نشد. نسخه اولیه این مستند در سال ۲۰۲۱ با عنوان «کودکی من، کشور من؛ ۲۰ سال در افغانستان» منتشر شد و موفق به دریافت جایزه بفتا شد. اما نسخه جدید، با اضافه شدن تصاویر سالهای اخیر، معنایی کاملاً متفاوت پیدا کرده است؛ بهویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی و بازگشت طالبان به قدرت.
در آوریل ۲۰۲۱، اعلام خروج نیروهای خارجی از افغانستان نقطه عطفی در تاریخ معاصر این کشور بود. حالا در بازبینی تصاویر قدیمی، وعدههای رهبران جهان در کنار زندگی روزمره خانواده میر، بیشتر شبیه پیشدرآمد یک فروپاشی تاریخی به نظر میرسد. میر در یکی از جملات کلیدی فیلم میگوید: «این داستان کشور من است؛ کشوری که با وجود همه چیز، دوستش دارم.» اما همین «همه چیز» شامل دههها جنگ، اشغال و بیثباتی است.
کودکی میر با کار در معدن زغالسنگ، کشاورزی و مسئولیتهای سنگین خانوادگی گذشت. او گاهی به مدرسه نمیرسید، اما همچنان روحیهای شاد داشت. خودش با طنز میگوید: «در یک غار زندگی میکردیم، ولی خوش میگذشت.» در همان سالها، هواپیماهای جنگی در آسمان پرواز میکردند و خانوادهاش با امید به آینده نگاه میکردند. اما فقر بهتدریج شدیدتر شد. مادرش در یکی از صحنههای تکاندهنده میگوید: «هیچوقت فکر نمیکردم روزی برسد که مجبور شوم علف بخورم.» در ادامه، میر ازدواج کرد، صاحب فرزند شد و برای یافتن کار به شهرهای مختلف رفت، اما موفقیتی به دست نیاورد. در همین نقطه، مسیر زندگیاش تغییر کرد: او که از کودکی جلوی دوربین بود، تصمیم گرفت پشت دوربین برود. فیلمسازان به او کمک کردند تا بهعنوان تصویربردار در کابل مشغول به کار شود.
میر بعدها در ثبت صحنههای حملات انتحاری و رویدادهای ورزشی فعالیت کرد و برای مدتی به ثبات نسبی رسید. اما بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ همه چیز را تغییر داد. کار رسانهای او تقریباً از بین رفت و دوباره به کارهای سخت فیزیکی بازگشت. در نسخه جدید مستند، همسرش شکریه نیز نقش پررنگتری دارد. او از زندگی دشوار، نبود فرصتها و آینده نامعلوم خانواده میگوید و معتقد است میر دیگر برنامهای برای آینده ندارد.
با این حال، آنچه این مستند را متمایز میکند، حضور همیشگی امید در دل تاریکی است. میر حتی در سختترین شرایط نیز نوعی سرزندگی درونی را حفظ کرده است؛ ویژگیای که باعث شده داستان او فراتر از یک روایت صرفاً تلخ باشد. «۲۵ سال در افغانستان» در نهایت نه فقط داستان یک فرد، بلکه تصویری از سرنوشت نسلی است که میان جنگ، سیاست و تغییرات جهانی گرفتار شدهاند. و شاید مهمترین پیام آن این باشد که حتی در دل ویرانی، امید هنوز میتواند زنده بماند.



