خلاصه داستان سریال بامداد خمار فصل دوم قسمت اول تا آخر

فصل دوم سریال بامداد خمار ادامه داستان فصل اول می باشد، این سریال ساخته نرگس آبیار است که به طور اختصاصی خلاصه داستان سریال بامداد خمار فصل دوم قسمت اول تا آخر را در این مطلب خواهید خواند.
درام عاشقانه بامداد خمار که اثر اقتباسی از مشهورترین و پرفروش ترین رمان عاشقانه بعد از انقلاب به قلم فتانه حاج سیدجوادی ساخته شده است، که بازیگران این سریال نوید پورفرج، ترلان پروانه، لاله اسکندری، پریوش نظریه، مرجانه گلچین، گلاره عباسی، رضا کیانیان، گلاب آدینه، علی مصفا و … می باشند.
خلاصه داستان سریال بامداد خمار
محبوبه دختر یک خانواده اعیان تهرانی در دوران گذشته است که عاشق شاگرد نجاری به نام رحیم در محلهشان میشود. او خواستگارهای خود را رد کرده و در برابر خانوادهاش مقاومت میکند تا آنها عشقش را بپذیرند و به ازدواج او با رحیم رضایت دهند…
خلاصه داستان قسمت پنجم سریال بامداد خمار فصل دوم
خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید
خلاصه داستان قسمت چهارم سریال بامداد خمار فصل دوم
بصیرالملک میره خونه عصمت، همسر دومش، عصمت کلی تحویلش می گیره و می خواد براش جوجه بپزه اما بصیرالملک میخواست خودش اینکار رو بکنه که دستش رو میسوزونه، عصمت با شیرین زبونی خودش دست بکار میشه و اما اونم …
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا بخوانید
خلاصه داستان قسمت سوم سریال بامداد خمار فصل دوم
محبوبه خودشو به پنجره ای که به پشت خونه باز میشه میرسونه و رحیم رو صدا میکنه، ازش میپرسه این همه مدت کجا بودی، رحیم که دلش از محبوبه پر بود میگه مثل اینکه خیلی بهت بخاطر اتومبیل سواری خوش میگذره، محبوبه میگه که منصور خان عموزاده اش هست و هیچ حسی نسبت بهش نداره و غصه نخوره و زود قضاوت نکنه، اما رحیم میگه من از وقتی دیدمت …
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا خواهید خواند.
خلاصه داستان قسمت دوم سریال بامداد خمار فصل دوم
خان والا به بصیرالملک میگه تا حرف اون دختر به دهن مردم مزه نکرده، حرف این دختر رو بزنید تا درز دهن مردم رو بدوزید، برای خان والا نه شنیدن خیلی تلخه، حتی تلختر از قهوه قجری. تعجیل کنید. بصیرالملک سریع از پیش خان والا میره.
دایه خانم به نازنین دلداری میده، نازنین میگه یعنی حمید خاطر خجسته رو…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا خواهید خواند.
خلاصه داستان قسمت اول سریال بامداد خمار فصل دوم
داستان با بازی قایم باشک منصور و محبوبه تو بچگی هاشون تو سرداب شروع میشه که محبوبه برنده بازی بود. اما حالا همه دنبال محبوبه ای هستند که از سر سفر عقد فرار کرده و نمیدونن کجا قایم شده. بصیرالملک همه رو بیرون میکنه از خونه و میگه من تا محبوبه رو پیدا نکنم…
ادامه خلاصه این قسمت را در اینجا خواهید خواند.



