۱۸ میلیون مجرد بالای ۴۵ سال؟ باید نشانههای بحران اجتماعی را جدی گرفت

اینکه در کشور ما ۱۸ ملیون مجرد بالای ۴۵ سال وجود دارد، یعنی بخش چشمگیری از مردم دچار آسیبهای روانی، اقتصادی و… هستند که میتواند تهدیدی برای آرامش جامعه باشد.
امانالله قراییمقدم در گفتگو با اطلاعات آنلاین در واکنش به خبر «۱۸ ملیون مجرد بالای ۴۵ سال» اظهار داشت: ازدواج امری لازم برای جامعه بشری است تا افراد برای ادامه زندگی خود هدف و برنامه مشخصی داشته باشند. اینکه در کشور ما ۱۸ ملیون مجرد بالای ۴۵ سال وجود دارد، نشانه بارز یک فاجعه است. این آمار یعنی بخش مهمی از مردم دچار آسیبهای روانی، اقتصادی و… هستند که میتواند تهدیدی برای آرامش جامعه قلمداد شود.
آسیبشناس مسائل اجتماعی در ادامه گفت: بحران ازدواج در بالای ۹۰ درصد مجردها ریشه در محدودیتهای شدید اقتصادی دارد. در واقع وقتی قیمت طلا و محصولات خانگی در یک سال بیش از ۳۰۰ درصد افزایش قیمت روبرو شده است، کاملا طبیعی است که جوان ایرانی حتی نتواند برای تشکیل خانواده «فکر» کند. وقتی تعداد آنهایی که ازدواج برایشان محال شده، جامعه به استقبال آسیبهای جدی میرود. در واقع از آنجا که تجرد یکسری از الزامهای ابتدایی زندگی را از فرد مجرد سلب میکند، به خودی خود واکنشهای منفی در پی خواهد داشت. یک نمونهاش فردی است که به دلیل تنگدستی مجبور به تحمل تنهایی است، در این شرایط سراغ شغلهایی میرود که برای چرخه اقتصادی کشور مضر است.
او همچنین افزود: عصبی بودن و پرخاشگری یکی از محصولات بلاتکلیفی و ناامیدی محض است. به این معنی که کوچه و خیابان شهرهای ما شاهد تردد افرادی است که خود را در بنبست مطلق میبینند و به همین دلیل قابلیت رفتار منفی دارند، بدون اینکه بدانند رفتارشان چقدر آسیبرسان است!
وی توضیح داد: در کنار اینکه ازدواج در جامعه ما دشوار شده، به همان مقدار میزان طلاق هم سال به سال بیشتر میشود. در نتیجه باید اذعان داشت، کانون خانواده که به خودی خود یکی از ارزشهای جامعه است، تهدید جدی میشود. همین کافی است تا تصمیمگیران سطوح بالای حاکمیتی باید همه هم و غمشان را برای حل بحران اقتصادی به کار بگیرند تا تبعات بحران مالی که یکی از مهمترینشان سخت شدن ازدواج است، روز به روز کمتر شوند.
قراییمقدم در پایان یادآور شد: اینکه با نظام استکبار در تقابل هستیم و به همین دلیل چرخه اقتصادمان قفل شده، امری واضح است. اما بیتفاوتی نسبت به موانع ازدوج با هیچ متر و معیار و بهانهای توجیه نمیشود.



