تاریخ رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی در تقویم ۱۴۰۵ / متن تسلیت رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی ۱۴۰۵

در این مطلب تاریخ رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی در تقویم ۱۴۰۵ را بررسی و متن تسلیت رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی را نیز اورده ایم که خواهید خواند.
روز بیست و هشتم صفر سالروز رحلت پیامبر (صلیه الله علیه و آله) و شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) است. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در سال یازدهم هجری قمری و امام حسن مجتبی (علیه السلام) در سال پنجاه هجری قمری به شهادت رسیدند.
رحلت پیامبر و شهادت امام حسن چه روزی است؟
تاریخ رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی در سال ۱۴۰۵ مصادف است با:
چهارشنبه – ۲۱ اَمرداد ۱۴۰۵
تاریخ رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی در تقویم میلادی ۲۰۲۶ مصادف است با:
۱۲ آگوست ۲۰۲۶
تاریخ رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی در تقویم قمری ۱۴۴۸ مصادف است با:
الجمعه – ۲۸ صفر ۱۴۴۸
۲۸ صفر چه روزیه؟
بیست و هشتم صفر یادآور یکی از اندوهبارترین روزهای تاریخ اسلام است؛ روزی که پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی (ص)، پس از ۲۳ سال رسالت الهی، جهان را ترک گفت و امتی را در سوگی ابدی نشاند. پیامبری که با نوری الهی، تاریکی جاهلیت را از میان برداشت و در سایه آموزههای وحیانیاش، انسان را به کرامت، صلح و عدالت دعوت کرد. لحظه وداع او، لحظه جدایی از کسی بود که جز مهر و هدایت، چیزی از او ندیده بودیم. امروز، جهان اسلام داغدار پیامبری است که نهتنها رسول خدا، بلکه پدر معنوی بشریت بود.
متن تسلیت رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی ۱۴۰۵
پیامبر اکرم (ص) با وجودی نورانی و زبانی پر از رحمت، جهان تاریک آن روز را روشن کرد. اما در آخرین روزهای عمر شریفش، با بیماریای سخت در بستر افتاد و با دلی نگران از آینده امت، به دیدار معبود شتافت. رحلت رسولالله (ص)، نهتنها داغی بر دل مسلمانان، بلکه آغازی بود بر دوران سختیها و تفرقهها. او رفت، اما رسالتش ماندگار شد؛ همان رسالتی که امروز، بیش از هر زمان دیگر، به بازگشت به آن نیازمندیم. رحلت پیامبر، تلنگری است تا ما نیز چون او، به عهد خود با خدا وفادار بمانیم.
%%%%%%
روز وداع با پیامبری که مهربانیاش وصفناپذیر بود، بهسان خاموش شدن خورشید در میانه روز است. حضرت محمد (ص) تنها یک پیامبر نبود، او پناه دلهای خسته، یاریگر ستمدیدگان و معلمی دلسوز برای نسلها بود. او به انسان عزت بخشید و ایمان را از قید تعصب نجات داد. امروز که قرنها از رحلتش گذشته، هنوز عطش شنیدن کلامش، دلهای عاشقان را میلرزاند. فقدان چنین وجودی، هرگز کهنه نمیشود؛ چرا که جای خالیاش، با هیچ چیزی پر نمیشود.
%%%%%%
در واپسین روزهای صفر، دلها به یاد مظلومیت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی (ع)، خونین میشود. امامی که در راه حفظ اسلام، صلح را بر جنگ ترجیح داد، اما در نهایت با زهر کینه، به شهادت رسید. مظلومیتی که از زمان حیاتش آغاز شد و پس از شهادتش نیز ادامه یافت، آنچنان عمیق بود که حتی پیکرش را از دفن کنار رسول خدا بازداشتند. امام حسن (ع) نماد صبر، بزرگواری و عزتی بود که در سکوت و صلح نیز، صدایی رسا داشت.
%%%%%%
امام حسن مجتبی (ع)، چهرهای آرام و کلامی نافذ داشت، اما پشت آن چهره مهربان، قلبی پر از درد و رنج نهفته بود. او وارث علم و حلم رسول خدا بود، اما در برابر جهالتها، تهمتها و توطئهها، تنها ماند. صلح او، تصمیمی بزرگ و الهی بود که اسلام را از فروپاشی نجات داد. با این حال، دشمنان، حتی تاب دیدن چنین بزرگواری را نداشتند و با زهری مهلک، جان آن حضرت را گرفتند. شهادت امام حسن (ع)، گواهی بر بیوفایی روزگار و ماندگاری مظلومیت علوی است.
%%%%%%
شهادت امام حسن مجتبی (ع) تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه آیینهای است از غربت اهل بیت در میان امتی که مدعی دوستداری آنان بود. سبط اکبر پیامبر، با بصیرتی شگرف، در روزگار پرآشوب، تصمیمی گرفت که جان خود را فدای بقای دین کرد. اما با این فداکاری، نهتنها پاسداشتی درخور نیافت، بلکه حتی در تشییع و تدفین نیز، آزار دید. امروز که از آن واقعه قرنها گذشته، هنوز دلمان از مظلومیت او آرام نگرفته و نامش، چون چراغی در دل شب، روشنیبخش مسیر ماست.
%%%%%%
متن ادبی رحلت پیامبر
روز بیست و هشتم صفر، آسمان مدینه غمبارتر از همیشه بود؛ خورشید هم شرمگین از وداع با روشنی حقیقت، بیصدا غروب کرد. پیامبر مهربانی، آن چشمه جوشان رحمت، پس از سالها هدایت و رنج، با دلی نگران و چشمانی پر اشک از امت خویش خداحافظی کرد. لحظهای که سکوت خانه پیامبر، بلندتر از هر فریادی، داغی جاودانه بر جان تاریخ نشاند. دستانی که شبها به دعا بلند بود و روزها به بخشش، آرام گرفت. ندای “آخرین پیام” خاموش شد، اما رسالتش جاودانه ماند. امروز، نه فقط مسلمانان، که تاریخ، سوگوار مردی است که جهان را با عشق و حقیقت آشنا کرد. و زمین، دیگر هرگز همان زمین نشد.
%%%%%%
دلها شکسته، آسمان گرفته، و مدینه بوی فراق میدهد. آن قامت بلند حقیقت، آن چهره تابناک صداقت، آن لبهایی که جز مهر نسرودند، دیگر در میان ما نیستند. محمد (ص)، آخرین فرستاده نور، با قلبی پر از عشق، از این خاک رفت؛ اما رد پایش، بر روح هستی باقی ماند. قامت علی خم شد، فاطمه شکسته شد، و امتی در بهتی بیپایان فرو رفت. پیامبری که با نرمخوییاش کوه را شرمنده کرد، با وفایش تاریخ را ساخت. امروز، سکوت خانهاش پر از سخن است؛ سخنی که هنوز از دل محرابها و اذانها جاری است. و ما، هر ساله، در بیستوهشتم صفر، دوباره یتیم میشویم.

%%%%%%
در آستانه بیستوهشتم صفر، گویی زمین از گردش بازمیایستد، و زمان، لحظهای در سوگ حقیقت زانو میزند. پیامبری که با آیههای مهر، جهل را در هم کوبید و با نور ایمان، جانها را روشن ساخت، آرام در آغوش پروردگارش آرام گرفت. او رفت، اما نرفت؛ در دل هر اذان، در هر آیه، در هر سلام، هنوز هست. ندای “اقْرَأْ”اش، هنوز در گوش جانمان طنین دارد. خانهاش خاموش شد، اما رسالتش هنوز جهان را روشن میکند. دلها در غم رحلتش داغدارند، و اشکها، شوق دیدار دوباره او را مینویسند. او که تمام عمرش، واژه به واژه، برای انسانیت زیست.
%%%%%%
شعر شهادت امام حسن و وفات پیامبر
گل کرده در زمین، کَرَم آسمانیت
آغوش باز میرسد از مهربانیت
حالا بیا و سفره مینداز سفره دار
حالت خراب میشود و ناتوانیت
دارد مرا شبیه خودت پیر میکند
جان برده از تمام تنم نیمه جانیت
یوسف ترین سلاله تنهاتر از همه
سبزی رسیده تا به لب ارغوانیت
این گرد پیری از اثر خاک کوچه است
بر موی تو نشسته ز فصل جوانیت
باید که گفت هیئتِ سیار مادری
خرج عزا شدیّ و خدای تو بانیت
زهر از حرارت جگرت آب میشود
میگرید از شرار غم ناگهانیت
زینب به پای تشت تو از دست میرود
رو میشود جراحت زخم نهانیت
آقای زهر خورده چرا تیر میخوری؟
چیزی نمانده از بدن استخوانیت
%%%%%%
تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم
این هم جزای آن همه آقایی و کرم
وقتی به بال دل به بقیع تو میپرم
دنیا خراب میشود انگار بر سرم
حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند
منسوب بر توأند و چنین محترم شدند
گفتم بقیع خون به دل واژهها شده
پر زد کبوتری و چه خاکی به پا شده
از غصههات پشت رباعی دو تا شده
روح از تن غزل به گمانم جدا شده
%%%%%%
در کوچه پای آمدنش تیر میکشد
از سمت گوش تا دهنش تیر میکشد
این طفل هر زمان که به در میکند نگاه
بی وقفه چارچوب تنش تیر میکشد
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه حسنش تیر میکشد
نام حسن ردیف غزلهای غربت است
حتی ردیف تَن تَ تَنَش تیر میکشد
این بار زهر کینه بر او کارگر شده
هی لخته لخته هی دهنش تیر میکشد
زینب نشسته پاره تن را نظاره گر
با هر نفس نفس، بدنش تیر میکشد
از بس که گریه کرده در این ماتم عظیم
چشمان خیس سینه زنش تیر میکشد
شاید که یاد کرببلا میکند حسین
وقتی که دارد از کفنش تیر میکشد
%%%%%%
حرف از وصیت های آخر میزنی بابا
از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا
این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار
حرف از وصیت های مادر میزنی بابا
دل شوره داری ، از نگاهت خوب می فهمم
داری گریزی به غمِ در میزنی بابا
زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست
هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا
یک روز می بینی مرا بین در و دیوار
یک روز می آیی به من سر میزنی بابا
گفتی که خیلی زود می آیم کنار تو
پس لحظه ها را می شمارد یادگار تو
%%%%%%
پیام شهادت امام حسن مجتبی
شهادت مظلومانه دومین اخترتابناک آسمان امامت و ولایت
دومین نور خدای سرمد ، زاده زهرای اطهر (س)
کریم آل طاها ، آقا و مولا امام حسن مجبتی
علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد
%%%%%%
اى دل خون شده! ایّام عزاى حسن ست
کز ثَرى تا به ثریّا همه بیت الحزن ست
پیرهن چاک زنم در غم آن گوهر پاک
گز غمش چاک ملک را به فلک پیرهن ست
شهادت مظلومانه امام مجتبی بر شیعیان تسلیت باد
%%%%%%
یا حسن مجتبی (ع)!
مهرت به کائنات برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود
از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود
سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود
شهادت کریم آل طاها تسلیت باد
%%%%%%
هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى
غربت ببین که همسر او گشته قاتلش
از زهر، پاره پاره و از صبر، ریزریز
قرآن برگ شهادت بود دلش
%%%%%%
سلام برتو ای غریب تر از غریب،
سلام بر مزار بی چراغ و تربت بی زائرت ،
سلام برتو ای بهشت گمشده!
شهادت مظلومانه غریب مدینه بر شیعیان تسلیت باد
%%%%%%
سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
%%%%%%
من امام مجتبى ریحانه پیغمبرم
از چراغ انجمن در انجمن تنها ترم
من غریب خانه ام در وطن بی گانه ام






