گوناگون

این جنگ چه بلایی سر مردم می‌آورد؟

جنگ شناختی، اگر درست فهم نشود، می‌تواند همان کاری را با جامعه بکند که هیچ تحریم یا فشار خارجی نتوانسته است. این جنگ بر سر فهم، معنا و اعتماد است و میدان آن نه خیابان، بلکه ذهن ایرانیان است.

سعید خادمی – روزنامه اطلاعات:جنگ‌های امروز بیش از توپ و تانک با نبردهای بی‌صدا در ذهن‌ها جریان می‌یابند. به این پدیده در ادبیات امنیتی و جامعه‌شناختی، «جنگ شناختی» گفته می‌شود: تلاشی سازمان‌یافته برای اثرگذاری بر نحوه فهم، تحلیل و تصمیم‌گیری جامعه، بدون تحریف لزوماً واقعیات.

کافی است چارچوب تحلیل مردم تغییر کند تا نتیجه‌گیری‌ها، نگاه‌ها و حتی احساساتشان نسبت به آینده دستخوش تغییر شود.ایران در این زمینه زمین آماده‌ای است. فشار اقتصادی، شکاف نسلی و مطالبات انباشته، ذهن جامعه را آسیب‌پذیر کرده است. جنگ شناختی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیشتر از زور نظامی، به مهندسی معنا و روایت‌ها متکی است. هدف نه الزاماً انکار واقعیات، بلکه تغییر برداشت مردم از آن‌هاست. اینکه چه اتفاقی «مرکز توجه» قرار بگیرد، چه چیزی حاشیه شود و چه نتیجه‌ای قطعی جلوه کند. رسانه در آن نقش محوری دارد. 

از دست رفتن مرجعیت رسانه های رسمی و محدودیت اینترنت باعث شده است شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال، با تاثیرگذاری بیشتری، روایت‌های انتخاب‌شده را در ذهن مخاطب حک کنند. انتخاب تصاویر، لحن گوینده، موسیقی، زیرنویس و تکرار خبر، همه ابزارهایی برای شکل‌دهی ذهن مخاطب‌اند.

این رسانه‌ها چارچوب تحلیل مخاطب را مهندسی می‌کنند. اعتراض‌ها برجسته می‌شود، اما زمینه‌ها، پیچیدگی‌ها و زاویه مخالف دیده نمی‌شوند. ضعف‌های حکمرانی برجسته می‌شوند، اصلاح‌ها و پاسخ‌ها اغلب حذف می‌شوند و تصویر نهایی ساده، قطبی و هیجانی است.با این حال، مردم صرفاً قربانی نیستند. هر انتخاب رسانه‌ای، هر دقیقه تماشا و هر برداشت از روایت، در این جنگ نقش دارد. 

جنگ شناختی معمولاً زمانی موفق‌تر است که خلأ روایت و اعتماد در داخل وجود داشته باشد. حکمرانی دیر واکنش‌دهنده یا مبهم، میدان روایت را خالی می‌کند و همان روایت‌های انتخاب‌شده تثبیت می‌شوند. 

پاسخ فعال به این جنگ، نه سانسور و نه انکار، بلکه شفافیت، مسئولیت‌پذیری و ارائه روایت بدیل است.رسانه قدرتی فراتر از خبر دارد؛ احساس زمانه و چارچوب فهم را می‌سازد. جامعه‌ای که پرسش‌گر باشد و روایت‌ها را تحلیل کند، کمتر دستکاری می‌شود. 

حکمرانی‌ای که شفاف و پاسخگو باشد، اثر عملیات شناختی دشمن را کاهش می‌دهد و اعتماد عمومی را بازسازی می‌کند.جنگ شناختی، اگر درست فهم نشود، می‌تواند همان کاری را با جامعه بکند که هیچ تحریم یا فشار خارجی نتوانسته است. این جنگ بر سر فهم، معنا و اعتماد است و میدان آن نه خیابان، بلکه ذهن ایرانیان است.

هر سکوت، هر بی‌تفاوتی و هر نگاه منفعل، به تثبیت روایت‌های آماده دشمن کمک می‌کند. پیروزی در این نبرد در افزایش آگاهی، پرسشگری و بازپس‌گیری روایت توسط مردم و حکمرانی مسئولانه است. هر ذهن ایرانی که با دقت و پرسشگری روایت‌ها را می‌بیند، خط دفاعی مهمی در برابر جنگ شناختی ایجاد می‌کند و هیچ بمب، تحریم یا رسانه خارجی نمی‌تواند آن را بشکند.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

جواد نبوتی

من جواد نبوتی هستم؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر. سال‌هاست در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، ورزش و اقتصاد فعالیت می‌کنم و بخش زیادی از کارم به تولید محتوای خبری، گزارش‌های تحلیلی و دنبال‌کردن اتفاقات مهم داخلی و بین‌المللی گذشته. بیشتر از هر چیز، به تحلیل مسائل سیاسی و راهبردی، اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری عمومی علاقه دارم. سعی می‌کنم اتفاقات را فقط روایت نکنم؛ بلکه پشت خبرها را هم ببینم، ارتباط بین رویدادها را پیدا کنم و با تکیه بر منابع معتبر، تصویری روشن‌تر از آنچه در حال رخ دادن است ارائه بدهم. برای من روزنامه‌نگاری فقط انتشار خبر نیست؛ تلاش برای فهمیدن، تحلیل کردن و کمک به بهتر دیده‌شدن واقعیت‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا