سیاسی

یک تحلیل؛ چین نمی‌خواهد آمریکا در جنگ ایران دست بالا را پیدا کند

یک تحلیلگر سیاسی و امنیت ملی آمریکا گفت: چین در جنگ ایران و آمریکا نمی‌خواهد شاهد دست بالا پیدا کردن واشنگتن باشد و همزمان با نزدیک شدن به هند و پاکستان، در تلاش است یک مرکز قدرت جایگزین در برابر آمریکا ایجاد کند.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: در حالی که جنگ ایران و آمریکا به تشدید تنش در منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید انجامیده است، دیوید سنگر، تحلیلگر سیاسی و امنیت ملی آمریکا، معتقد است شی جین‌پینگ از این بحران فرصتی برای نزدیک‌تر کردن هند و پاکستان به چین و افزایش جذابیت یک نظم قدرت جایگزین در برابر آمریکا می‌بیند. متن گفت‌وگوی سی‌ان‌ان درباره تحرکات چین در میانه جنگ ایران و آمریکا را می‌خوانید:

این هفته دولت آمریکا آنچه اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، آن را «روز دی (D) اقتصادی برای ایران» توصیف کرد، اعلام کرد و عملیات اقتصادی موسوم به طرح اقتصادی (Outcasts) را آغاز کرد. این اقدامات قطعا در کنار محاصره نظامی، بر ایران تاثیر می‌گذارند یا خواهند گذاشت. این کارزار تا چه اندازه می‌تواند چین را برای ورود به این مناقشه تحت فشار قرار دهد؟ می‌دانیم که تهدیدهایی علیه یک بانک بزرگ جهانی دیگر که با ایران همکاری می‌کند مطرح شده است. از سوی دیگر، چین حدود ۹۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از ایران تامین می‌کند. موضع چین در این شرایط چیست؟

چینی‌ها در این ماجرا تا حدی عضو مرموز و ناشناخته هستند. آنها واکنش بسیار تندی به اقداماتی که رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خزانه‌داری هفته گذشته اعلام کردند، نشان دادند. چین در حال پیدا کردن گزینه‌هایی برای جایگزینی نفت ایران است. برای ایران، امکان انتقال نفت به چین اهمیت بسیار بیشتری دارد؛ چرا که ۸۰ تا ۹۰ درصد محموله‌های نفتی ایران در سال ۲۰۲۵ به چین می‌رفت. اما چینی‌ها گزینه‌های دیگری هم در اختیار دارند.

با این حال، چین نمی‌خواهد شاهد دست بالا پیدا کردن آمریکا در این ماجرا باشد. موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که بدانیم شی جین‌پینگ قرار است ۲۴ سپتامبر به واشنگتن سفر کند. ترامپ می‌خواهد این سفر موفقیت‌آمیز باشد و در نتیجه، علاقه‌ای ندارد فشار بیش از حدی بر چینی‌ها وارد کند و باعث شکل‌گیری یک بحران در این زمینه شود؛ اتفاقی که در نشست گروه ۲۰ در همین هفته، به نظر می‌رسید در آستانه وقوع است.

بله، این نشست همزمان با نشست سازمان همکاری شانگهای برگزار شد. دلیل اینکه درباره چین پرسیدم این است که شی جین‌پینگ در آن نشست حضور دارد. این سازمان به‌تازگی در بیانیه‌ای مشترک، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و همچنین تحریم‌های غرب علیه برخی اعضای خود را محکوم کرده است. این بیانیه که از این پس با عنوان «اعلامیه بیشکک» شناخته خواهد شد، به امضای شی جین‌پینگ، ولادیمیر پوتین، نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و شماری دیگر از رهبران رسید. این موضوع از این جهت جالب است که پاکستان، همان‌طور که می‌دانیم، در تلاش برای میانجیگری و یافتن راهی دیپلماتیک برای پایان دادن به این درگیری است. این همسویی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر به یک یا ۲ سال قبل برگردیم، یکی از مهمترین همگرایی‌های جدیدی که در جهان شاهد آن بودیم، نزدیکی چین با روسیه، کره شمالی و ایران بود.

اما شی جین‌پینگ در شرایط کنونی فرصتی می‌بیند تا ۲ کشوری را که پیشتر در مدار آمریکا قرار داشتند، به خود نزدیک کند؛ پاکستان که دولت جورج دبلیو بوش آن را «متحد اصلی غیرعضو ناتو» نامیده بود، و هند که دولت آمریکا در سال‌های گذشته تلاش زیادی برای نزدیک شدن به آن داشته است.

هندی‌ها نیز روشن کرده‌اند که در این شرایط همه گزینه‌های خود را باز نگه خواهند داشت؛ در حالی که شی جین‌پینگ تلاش می‌کند یک مرکز قدرت جایگزین ایجاد کند که کشورهای دیگر نیز بتوانند به آن جذب شوند، چرا که آمریکا از نگاه آنها هم تهاجمی و هم غیرقابل اعتماد به نظر می‌رسد.

ایران در واکنش به حملات، حملات تلافی‌جویانه‌ای را علیه کشورهای خلیج فارس انجام داده است. این چرخه‌های تشدید تنش اکنون ظاهرا در حال تبدیل شدن به وضعیت عادی جدید هستند. ما بارها از این تعبیر استفاده کرده‌ایم و امیدوار بوده‌ایم که، صادقانه بگویم، برای کسانی مثل ما که در این منطقه زندگی می‌کنیم، در اشتباه باشیم. اما به نظر می‌رسد واقعا وارد این وضعیت عادی جدید شده‌ایم. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس‌جمهور امارات، اوایل همین هفته گفت منطقه به یک «راه‌حل سیاسی پایدار» یا مجموعه‌ای از راه‌حل‌های سیاسی پایدار نیاز دارد. دونالد ترامپ ظاهرا حاضر است این سطح از تنش را حفظ کند و همان‌طور که خودش می‌گوید، از وضعیت موجود کاملا راضی است. اما سوال من این است که آیا متحدان آمریکا، به‌ویژه متحدان این منطقه، چنین وضعیتی را خواهند پذیرفت؟

تردید دارم که آنها بتوانند در بلندمدت چنین وضعیتی را بپذیرند، اما در حال حاضر گزینه‌های زیادی ندارند. ما در نوعی وضعیت مبهم و نامشخص قرار داریم؛ می‌دانیم نظم پس از جنگ جهانی دوم فروپاشیده است، موضوعی که پیشتر هم درباره آن صحبت کرده‌ایم، اما هنوز مشخص نیست چه چیزی قرار است جایگزین آن شود. بنابراین، همان‌طور که درباره تلاش شی جین‌پینگ برای استفاده از سازمان همکاری شانگهای جهت ایجاد یک جایگزین صحبت کردیم، این می‌تواند یکی از نتایج احتمالی باشد.

اما اگر آمریکا بخواهد همچنان در حوزه فناوری، قدرت نظامی و البته دیپلماسی دست بالا را داشته باشد، باید برای متحدان و شرکای خود جذابیت بیشتری پیدا کند. این کاری است که باید در چند سال آینده انجام شود؛ به‌ویژه پس از تمام آسیب‌هایی که طی یکی ۲ سال گذشته وارد شده است.

شی جین‌پینگ امروز به مصر سفر کرده است. آیا متحدان آمریکا به‌تدریج چین را به‌عنوان شریکی باثبات‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر در نظر می‌گیرند؟ چین در گذشته چنین جایگاهی نداشته و قطعا به نظر نمی‌رسد در زمینه راه‌حل‌های امنیتی و دفاعی، گزینه‌ای برای برخی از کشورهای کلیدی منطقه ارائه کرده باشد. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

سوال اصلی این است که آنها تا چه اندازه در این مسیر حرکت خواهند کرد. کاملا درست می‌گویید. آنچه چین در گذشته ارائه کرده، عمدتا سرمایه‌گذاری و فناوری بوده است.

چینی‌ها نه‌تنها با قراردادهای تجاری وارد کشورها شده و به ساخت بنادر کمک کرده‌اند، بلکه سامانه‌های ارتباطی مبتنی بر فناوری چینی نیز ایجاد کرده‌اند. این فناوری برای کشورهای اقتدارگرا که می‌خواهند از آن برای حفظ قدرت در ساختارهای داخلی خود استفاده کنند، جذابیت خاصی دارد؛ از جمله فناوری تشخیص چهره و دیگر ابزارهایی که رهبری چین از آنها استفاده کرده است.

اما سوال این است که آیا اینها کافی است؟ چون در نهایت، چین مجبور خواهد شد تا حدودی طرف خود را انتخاب کند و کشورهایی مانند هند و پاکستان تلاش می‌کنند از قرار گرفتن در چنین موقعیتی اجتناب کنند.

جواد نبوتی

من جواد نبوتی هستم؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر. سال‌هاست در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، ورزش و اقتصاد فعالیت می‌کنم و بخش زیادی از کارم به تولید محتوای خبری، گزارش‌های تحلیلی و دنبال‌کردن اتفاقات مهم داخلی و بین‌المللی گذشته. بیشتر از هر چیز، به تحلیل مسائل سیاسی و راهبردی، اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری عمومی علاقه دارم. سعی می‌کنم اتفاقات را فقط روایت نکنم؛ بلکه پشت خبرها را هم ببینم، ارتباط بین رویدادها را پیدا کنم و با تکیه بر منابع معتبر، تصویری روشن‌تر از آنچه در حال رخ دادن است ارائه بدهم. برای من روزنامه‌نگاری فقط انتشار خبر نیست؛ تلاش برای فهمیدن، تحلیل کردن و کمک به بهتر دیده‌شدن واقعیت‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا