واعظی: آتشبس، اگر به توافق سیاسی منتهی نشود، صرفاً وقفهای در مخاصمه خواهد بود/ بداخلاقیهای سیاسی، زمینهساز تفرقه، دوقطبی و گسست در جامعه است

مسئول دفتر رئیس دولت دوازدهم گفت: روشن است که پایان هر جنگ، خودبهخود و بدون طی شدن یک فرآیند سیاسی محقق نمیشود و تنها از مسیر مذاکره و دستیابی به توافقی روشن، متوازن و قابل اجرا امکانپذیر است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمود واعظی، با انتقاد از برخی اقدامات تخریبی و برچسب زنی علیه مسئولان، گفت: کافی است بازتاب توهینها به برخی از مسئولان را در رسانههای معاند، بهویژه رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی، مشاهده کنید. آنها بهخوبی از این حواشی برای پیشبرد اهداف خود بهرهبرداری میکنند. در حقیقت، این افراد ناخواسته و غیرعامدانه در مسیری حرکت میکنند که دشمن میخواهد.
اهم سخنان وی را به روایت ایرنا، در ادامه می خوانید؛
*نقد دلسوزانه و ارائه دیدگاههای منصفانه و کارشناسی، لازمه پویایی سیاسی کشور است، اما توهین و تخریب مسئولان و اساسا جملگی افرادی که به پیگیری مسائل از طریق سیاسی باور دارند تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست.
*اینگونه بداخلاقیهای سیاسی، افزون بر دلسرد کردن مردم، زمینهساز تفرقه، دوقطبی و گسست در جامعه است و باید هرچه سریعتر متوقف شود.
* دوقطبیسازی، تخریب و نسبت دادن برچسبهای ناروا به مسئولان پرتلاش و مدیرانی که در خط مقدم خدمت و دفاع از منافع ملی قرار دارند، افزون بر آنکه از انگیزه و توان خدمتگزاران کشور میکاهد، سرمایه اجتماعی را نیز تضعیف و مردم را دلسرد میکند؛ امری که در نهایت، قدرت چانهزنی و ابتکار عمل ایران را در صحنه بینالمللی تحت تأثیر قرار میدهد.
*نباید میدان و دیپلماسی را از یکدیگر جدا تصور کنیم. دشمن زمانی برای تیم مذاکرهکننده اعتبار و اهمیت بیشتر قائل میشود که انسجام داخلی کشور را مشاهده کند.
* در مسائل کلان سیاست خارجی، هر اندازه اختلافات داخلی کمتر به عرصه عمومی و رسانهای کشیده شود، قدرت چانهزنی کشور افزایش خواهد یافت.
*تیم مذاکرهکننده با صرف اعتبار، آبرو و توان خود برای تثبیت منافع ملی تلاش میکند. مثلا قالیباف میتوانست در جایگاه ریاست مجلس باقی بماند و با عافیتطلبی از حواشی دور باشد. از اینرو، تخریب و تضعیف فرمانده و سربازان عرصه دیپلماسی اخلاقی و منطقی نیست.
*در جریان دفاع مقدس ۴۰ روزه، از آنجا که طرف مقابل در زمان مذاکره به ایران حمله کرد، ما در افکار عمومی جهان و حتی در داخل آمریکا از دست برتر برخوردار بودیم.
*دشمن باید بداند که اعمال فشار نظامی و هدف قرار دادن نقاط مختلف کشور، هرگز ایران را از اهداف مقدس و مواضع اصولی و حقه خود عقب نخواهد نشاند.
* تنگه هرمز یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران است و بخش قابلتوجهی از امنیت انرژی بینالملل بهگونهای که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور میکند به آن گره خورده است. ضروری است هرگونه تصمیمگیری درباره تنگه هرمز با درنظر گرفتن ابعاد راهبردی، اقتصادی و حقوقی آن صورت گیرد.
* تنگه هرمز یک آبراه داخلی و گذرگاهی مشترک میان جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان است. بر همین اساس، حفظ هماهنگی، اعتماد متقابل و همکاری راهبردی با کشور دوست و همسایه عمان، یکی از الزامات مدیریت هوشمندانه این گذرگاه بینالمللی به شمار میرود.
* امنیت پایدار خلیجفارس تنها از مسیر همکاری، تفاهم و مشارکت کشورهای منطقه تأمین خواهد شد.
*نکته اساسی آن است که در اعمال حاکمیت و مدیریت تنگه هرمز باید با نهایت تدبیر، عقلانیت و آیندهنگری عمل کنیم و از هرگونه اقدامی که زمینه تقابل غیرضروری با جامعه جهانی را فراهم آورد، پرهیز شود.
*موفقیت در مدیریت تنگه هرمز، تنها به توان بازدارندگی وابسته نیست، بلکه به میزان مشروعیت بینالمللی، اقناع افکار عمومی و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیت دیپلماسی نیز بستگی دارد.
*تعهدات جمهوری اسلامی ایران در قبال تنگه هرمز کاملاً روشن، شفاف و مبتنی بر مفاد توافقات صورت گرفته است. براساس بند پنجم یادداشت تفاهم امضاشده میان روسای جمهور ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی ایران متعهد شده است ظرف مدت ۳۰ روز، عملیات مینروبی تنگه هرمز را بهطور کامل به انجام برساند تا شرایط عبور و مرور کشتیها به وضعیت پیش از جنگ، یعنی هشتم اسفندماه، بازگردد.
* بدیهی است که هر توافقی زمانی پایدار و قابل اتکا است که حقوق و منافع مشروع همه طرفها به رسمیت شناخته شود. توافقی که بر پایه فشار، تهدید یا تحمیل شکل گیرد، دوام نخواهد داشت و همواره شکننده خواهد بود. صلح پایدار، محصول توازن، احترام متقابل و اجرای شفاف تعهدات است.
*مهمترین اولویت کشور تحت هر شرایطی را تقویت و بسط امنیت کشور، حراست از تمامیت ارضی و تامین منافع ملی استو تمامی دستگاهها و نهادهای کشور، اعم از نهادهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و امنیتی نیز با همین هدف و در چارچوب مأموریتها و مسئولیتهای قانونی خود فعالیت میکنند.
* در شرایط جنگ و بحران، هر دستگاه و نهادی موظف است مسئولیتهای محوله را با نهایت دقت، آمادگی و هماهنگی به انجام برساند، اما در عین حال نباید از این واقعیت غفلت کرد که در همه جنگهای معاصر، دیپلماسی همواره یکی از ارکان اصلی مدیریت بحران، پایان تخاصمات و تثبیت دستاوردهای میدانی بودهاند.
*میدان و دیپلماسی نه دو مسیر متعارض، بلکه دو بال یک راهبرد واحد برای تأمین امنیت و صیانت از منافع ملی هستند ثابت شده است.
*اقتدار دفاعی، پشتوانه دیپلماسی و دیپلماسی نیز تثبیت دستاوردهای میدان است. هرگاه این دو ظرفیت بسیار مهم کنار یکدیگر، هماهنگ و همافزا عمل کردهاند، کشور توانسته است با هزینه کمتر، منافع بیشتری را تأمین کند.
* ما جنگ تحمیلی ۴۰ روزه را با موفقیت پشت سر گذاشتیم و این موفقیت، حاصل همافزایی همه مؤلفههای قدرت ملی بود؛ از مقاومت عزتمندانه و کمنظیر نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی گرفته تا مدیریت منسجم دولت، همراهی و همدلی مردم و جریانهای سیاسی و نخبگان که موجب ایجاد وحدت و انسجام اجتماعی و بهرهگیری مؤثر از ظرفیت دیپلماسی شد.
* برآیند این همافزایی، دستیابی به سند ۱۴ مادهای بود. یادداشت تفاهمی که از منظر سیاسی و راهبردی، دستاوردی ارزشمند در جهت تأمین منافع ملی، پایان دادن به مخاصمه و ایجاد چارچوبی برای مدیریت اختلافات و پیشبرد روند صلح محسوب میشود. البته همانگونه که در بسیاری از توافقات بینالمللی نیز سابقه داشته است، در روند اجرای تفاهم اولیه برای پایان جنگ، اختلافاتی پیش میآید.
*مخالفت با اصل مذاکره، از منظر منافع ملی، هیچ مبنای منطقی و قابل دفاعی ندارد. مخالفان این رویکرد باید بهصورت شفاف برای افکار عمومی تبیین کنند که جایگزین عدم مذاکره چیست و با چه سازوکار و چه هزینههایی میتوان از منافع کشور صیانت کرد.
*مخالفت با مذاکره، در عمل، بیش از سه معنا نمیتواند داشته باشد: نخست، استمرار جنگ تا حذف یا فروپاشی یکی از طرفین که چنین رویکردی در نظام بینالملل امروز نه عقلانی است، نه عملی و نه مورد پذیرش جامعه جهانی می باشد. دوم، پذیرش وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» که نتیجهای جز استمرار نااطمینانی، تشدید فشارهای اقتصادی و نا امیدی و فرسایش ظرفیتهای ملی به همراه ندارد. سوم نیز انفعال و رها کردن ابتکار عمل در عرصه دیپلماسی است. رویکردی که این امکان را در اختیار طرف مقابل قرار میدهد تا روایت خود را بر افکار عمومی جهان تحمیل کرده و هزینههای سیاسی بیشتری را به کشور تحمیل کند.
* مذاکره نه یک انتخاب احساسی، بلکه ابزاری عقلانی و آزموده در کنار قدرت دفاعی برای صیانت از منافع ملی است. کشوری که از توان بازدارندگی برخوردار و همزمان ابتکار دیپلماتیک را نیز در اختیار داشته باشد، از ظرفیت بیشتری برای تأمین منافع خود از طریق دستیابی به توافقی متوازن و پایدار برخوردار خواهد بود.
* استمرار وضعیت غیرسازنده «نه جنگ، نه صلح» نه به نفع اقتصاد کشور است و نه امنیت و منافع ملی ما را تضمین میکند. مع الوصف، تدبیر نظام بر این شد تا در روز سیو نهم دفاع مقدس رمضان پذیرش آتشبسی مشروط بر توافق برای پایان قطعی جنگ صورت گیرد.
* روشن است که پایان هر جنگ، خودبهخود و بدون طی شدن یک فرآیند سیاسی محقق نمیشود و تنها از مسیر مذاکره و دستیابی به توافقی روشن، متوازن و قابل اجرا امکانپذیر است.
* آتشبس، اگر به توافق سیاسی منتهی نشود، صرفاً وقفهای در مخاصمه خواهد بود. ازاینرو، مذاکره بخشی جداییناپذیر از فرآیند تثبیت صلح و تأمین پایدار منافع ملی است.
* اساساً یکی از مأموریتهای اصلی تیم مذاکرهکننده، پایان دادن به جنگ است. وظیفه اخلاقی و سیاسی دیپلماتها نیز آن است که با نهایت توان و تشریک مساعی جهادی از آسیب رسیدن به هموطنان و تخریب زیرساختهای کشور جلوگیری کنند.
29218



