گوناگون

موتورسواری زنان؛ رویایی که در خیابان‌های ناامن تهدید می‌شود

موتورسوراری زنان و حل مشکلات مربوط به آن هرچند باعث خوشحالی است اما در این بین خطراتی هم بانوان موتورسوار را تهدید می‌کند.

 انصاف نیوز نوشت: از پیاده‌رو خانمی را دیدم که یک موتور با رنگ آبی تیفانی می‌راند. برای خانم‌ها خوشحالم که کم‌کم به آرزوی چندساله‌شان رسیده‌اند و صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان هم به شکل قانونی پیش خواهد رفت.

آن لحظه که خانم را دیدم، آرزو کردم همیشه سالم به مقصدش برسد. البته این آرزو را برای همه‌ی رانندگان و سرنشین‌ها دارم اما انگار برای خانم‌ها ویژه‌تر می‌خواهم.

راستش اگر همین الان بگویند اگر چشمانت را ببندی و باز کنی، هم موتورسواری بلدی، هم بهترین موتور و گواهینامه داری، قاطعانه می‌گویم: خیلی ممنونم. نمی‌خواهم! راستش در خیابان‌های تهران پشت موتور هم نمی‌نشینم چه برسد به اینکه خودم برانم. علتش؟ در یک کلمه: وحشت.

کافی‌ست چند دقیقه کنار پیاده‌رو بایستید و مسیر موتورسوارها را با چشمتان دنبال کنید. طوری با سرعت می‌روند که سرگیجه می‌گیرید. عبور ممنوع رفتن برایشان اهمیت ندارد و ویراژ دادن و لایی کشیدن هم مثل پلک زدن عادی است. کلاه ایمنی هم برای خیلی‌هایشان سوسول‌بازی است.

«اگه نزنی بهت می‌زنن» جمله‌ی موتورسواری بود که هفته‌ی گذشته در بخش بستری بیمارستان فیروزگر از او شنیدم. آقای جوانی که دستش شکسته بود و اتفاقا قبلا هم تجربه‌ی مشابهی داشت؛ اما آیا برایش مهم بود؟ نه.

همه‌ی این‌ها را نوشتم تا بگویم قانون و مجازاتی برای موتورسوار خلافکار نیست… فعلا گزینه‌ی مراقبت شخصی به ذهنم می‌رسد. مگر آنکه قانون در عمل جلوی خلافکاران را بگیرد و فضا آن‌قدر از هر نظر امن باشد که تمام زنان موتورسوار با خیال راحت از رویای راندن موتور لذت ببرند، بی‌آنکه کسی آن را تبدیل به کابوس کند.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

جواد نبوتی

من جواد نبوتی هستم؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر. سال‌هاست در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، ورزش و اقتصاد فعالیت می‌کنم و بخش زیادی از کارم به تولید محتوای خبری، گزارش‌های تحلیلی و دنبال‌کردن اتفاقات مهم داخلی و بین‌المللی گذشته. بیشتر از هر چیز، به تحلیل مسائل سیاسی و راهبردی، اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری عمومی علاقه دارم. سعی می‌کنم اتفاقات را فقط روایت نکنم؛ بلکه پشت خبرها را هم ببینم، ارتباط بین رویدادها را پیدا کنم و با تکیه بر منابع معتبر، تصویری روشن‌تر از آنچه در حال رخ دادن است ارائه بدهم. برای من روزنامه‌نگاری فقط انتشار خبر نیست؛ تلاش برای فهمیدن، تحلیل کردن و کمک به بهتر دیده‌شدن واقعیت‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا