حوادثمهمترین اخبار

مرگ نیلوفر مجاور به دلیل شکنجه و تجاوز + جزئیات آن

نیلوفر مجاور اولین و تنها دختری نیست که به دلیل تجاوز و یا شکنجه جان خود را از دست می دهد، در این مطلب به بررسی نحوه مرگ نیلوفر مجاور پرداخته شده است.

نیلوفر مجاور، زن جوان اهل منطقه پیرانشهر و اشنویه، پس از حدود ۱۰ روز ناپدیدشدن و انتقال به بیمارستان با جراحات بسیار شدید ناشی از خشونت جسمی و جنسی، دچار مرگ مغزی شد. خانواده او مردی ۴۱ ساله را مسئول آنچه بر نیلوفر گذشته می‌دانند و علیه او شکایت کرده‌اند.

گزارش‌های منتشرشده از سوی کردپا، شبکه حقوق بشر کردستان و رسانه‌های داخلی، جزئیات متفاوتی از مدت ناپدیدشدن، زمان انتقال به بیمارستان و حتی سن و محل سکونت نیلوفر ارائه می‌کنند.

در گزارش‌ها درباره مشخصات نیلوفر نیز اختلاف‌هایی دیده می‌شود. کردپا او را ۲۷ ساله، اهل و ساکن پیرانشهر معرفی کرده، در حالی که برخی گزارش‌های دیگر سن او را ۲۸ سال و محل زندگی‌اش را اشنویه ذکر کرده‌اند.

کردپا به نقل از سهیلا مهدی‌زاده، خاله نیلوفر، نوشته است که او شامگاه یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ از خانه خارج شد. بر اساس این روایت، نیلوفر قرار بود صبح روز بعد همراه مادرش برای کار از خانه بیرون برود و شب قبل مشغول آماده‌کردن غذا بود. مادر او پس از بیدارشدن متوجه شد قابلمه غذا همچنان روی اجاق قرار دارد و شعله روشن است، اما نیلوفر در خانه نیست.

خانواده گفته‌اند او هنگام خروج تنها تلفن همراه و کارت ملی خود را برده و لباس اضافه، شناسنامه یا وسایل شخصی دیگری همراه نداشته است. کردپا همچنین نوشته که همان لباسی که شب خروج بر تن نیلوفر بوده، هنگام انتقال به بیمارستان نیز بر تن او بوده است.

به گفته خاله نیلوفر، مادر او پس از ناپدیدشدن دخترش چند بار با تلفن همراهش تماس گرفته، اما گوشی خاموش بوده است. مدتی بعد مردی که کردپا از او با نام «سید عزت‌الدین سیدطاهری» یاد کرده، با تلفن نیلوفر با مادر او تماس گرفته و گفته است نیلوفر به میل خود همراه او رفته و آنها قصد ازدواج دارند.

بنا بر روایت خانواده، مادر خواسته است با دخترش صحبت کند و نیلوفر در همان تماس کوتاه گفته که با میل خود همراه این مرد رفته است. پس از آن تماس، خانواده می‌گویند دیگر نتوانسته‌اند مستقیماً با نیلوفر صحبت کنند.

خاله نیلوفر در عین حال تأکید کرده است که خانواده شاهد نحوه خروج او از خانه نبوده و نمی‌تواند با قطعیت بگوید نیلوفر چگونه از خانه خارج شده است. خانواده با استناد به روشن ماندن اجاق، نبردن وسایل شخصی و وضعیت روحی نیلوفر احتمال داده‌اند که او فریب خورده یا تحت فشار قرار گرفته باشد.

بر اساس گزارش کردپا، مرد همراه نیلوفر هنگام مراجعه به درمانگاه خود را همسر او معرفی کرده و گفته است جراحات نیلوفر در یک سانحه رانندگی ایجاد شده است. وضعیت او به اندازه‌ای وخیم بوده که کادر درمان خواستار انتقال فوری‌اش به بیمارستان پیرانشهر شده‌اند. کردپا می‌نویسد مرد همراه ابتدا گفته است خود نیلوفر را به بیمارستان نخواهد برد، اما پس از اصرار کادر درمان سوار آمبولانس شده و تا محدوده‌ای در مسیر همراه آنها رفته است. بنا بر این روایت، او سپس به بهانه آوردن مدارک از آمبولانس پیاده شده و دیگر بازنگشته است.

کردپا به نقل از خاله نیلوفر نوشته است که این مرد حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب با مادر او تماس گرفته و گفته است خودش و نیلوفر تصادف کرده‌اند و مادر باید به بیمارستان امام خمینی پیرانشهر برود. خاله نیلوفر همچنین مدعی شده است در همان تماس، مرد از مادر خواسته به‌تنهایی به بیمارستان مراجعه کند و موضوع را پیگیری نکند.

پس از انتقال نیلوفر به بیمارستان امام خمینی پیرانشهر، وضعیت او بحرانی ارزیابی شد. کردپا نوشته است او ابتدا به بیمارستان نقده و سپس به بیمارستان امام خمینی ارومیه منتقل شد. شبکه حقوق بشر کردستان نیز تأیید کرده است که پزشکان در نهایت بر اثر ضربه شدید به سر و جراحات متعدد، مرگ مغزی نیلوفر را اعلام کردند.

کردپا به نقل از خاله او و آنچه گفته شده اظهارات پزشکان بیمارستان بوده، نوشته است که نیلوفر طی مدت ناپدیدشدن با خشونت شدید جسمی و جنسی مواجه بوده و همچنین برای مدتی از آب و غذا محروم شده است. در این گزارش از کبودی گسترده بدن، شکستگی چانه و استخوان‌های پهلو و ضربه شدید به پشت سر سخن گفته شده و تصاویری از بدن به‌شدت آسیب‌دیده نیلوفر مجاور بر تخت بیمارستان منتشر شده است.

کردپا همچنین به نقل از خاله نیلوفر مدعی شده است که آثار جراحت شدید در ناحیه تناسلی و مقعدی او مشاهده شده که ظن شکنجه و تجاوز را به‌وجود آورده است.

بر اساس گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، نیلوفر همراه مادر و دو برادر کوچک‌ترش زندگی می‌کرد و برای کمک به هزینه‌های خانواده گاهی همراه مادرش کار می‌کرد. این منبع نوشته است نیلوفر در همان محیط کاری با فرد موردنظر آشنا شده و خانواده مدعی است او با وعده بهبود شرایط زندگی و ازدواج تلاش کرده اعتماد نیلوفر را جلب کند. این شبکه همچنین نوشته است مادر نیلوفر با ازدواج آنها موافق نبوده است.

کردپا اطلاعات بیشتری درباره زندگی نیلوفر منتشر کرده است. بنا بر این گزارش، او تنها چند کلاس ابتدایی تحصیل کرده بود و پس از ورشکستگی پدرش، در کارهای خانه و مراقبت از برادران کوچک‌تر به مادر کمک می‌کرد. مادر خانواده نیز برای تأمین معاش در مزارع و در فصل‌های سرد در سردخانه‌ها کار می‌کرد و نیلوفر گاهی همراه او به محل کار می‌رفت. کردپا به نقل از خاله نیلوفر او را فردی گوشه‌گیر توصیف کرده است.

پس از اعلام مرگ مغزی، خانواده نیلوفر با اهدای اعضای بدن او موافقت کردند. کردپا نوشته است روز جمعه ۱۳ شهریور دو کلیه او اهدا شد و به گفته خاله نیلوفر، قلب او به دلیل وضعیت جسمی امکان اهدا نداشت. این رسانه نوشته است دو کلیه تنها اعضایی بودند که امکان پیوند آنها وجود داشت.

خانواده پس از بستری‌شدن نیلوفر در پلیس آگاهی پیرانشهر شکایت کرده‌اند. کردپا فرد موردنظر را مردی ۴۱ ساله، اهل و ساکن پیرانشهر معرفی کرده و نوشته است تا زمان انتشار گزارش ۱۳ شهریور بازداشت نشده و متواری بوده است.

آمار هولناک زن‌کشی در ایران؛ ۱۶۵ زن در ۲ سال به دست مردان خانواده کشته شده‌اند

دادستان اشنویه اعلام کرده است که با هماهنگی دادستانی پیرانشهر، پلیس آگاهی و نیروهای انتظامی دو شهرستان عملیات شناسایی محل حضور و بازداشت فرد موردنظر را آغاز کرده‌اند. به گفته این مقام قضایی، پرونده با حساسیت در حال بررسی است و پس از مشخص‌شدن جزئیات و نقش احتمالی افراد مرتبط، اقدامات قانونی انجام خواهد شد.

یکی دیگر از ادعاهای مطرح‌شده پس از رسانه‌ای‌شدن پرونده به سوابق احتمالی فرد موردنظر مربوط است. خاله نیلوفر به کردپا گفته دو خانواده دیگر پس از انتشار خبر با آنها تماس گرفته و مدعی شده‌اند دخترانشان نیز از سوی همین فرد هدف خشونت و تعرض قرار گرفته‌اند، اما خواسته‌اند نامشان منتشر نشود. او همچنین گفته است ادعاهایی درباره کشته‌شدن سه زن دیگر مطرح شده، اما خود او تأکید کرده که نمی‌تواند این ادعا را تأیید کند.

همچنین در شبکه‌های اجتماعی تصاویری منتسب به این مرد منتشر شده است که هنوز قابل تایید نیست.

فرزانه سمندر

من فرزانه سمندر، نویسنده و خبرنگار دیجیتال، از بوی کاغذ مجلات تا نور مانیتور نزدیک به دو دهه، کلمات همنشین روزهایم هستند، از کاغذ کاهی تا صفحات وب ؛ قلم عوض نشده فقط زمین بازی بزرگتر شده است. نوشتن برای من فراتر از یک تخصص است. به همین دلیل، گاهی از هنر به ادبیات می‌رسم، از اجتماع به سفر، از فرهنگ به سبک زندگی. تنوع موضوعی برای من نشانه‌ی کنجکاوی و عشق به زندگی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا