علم و تکنولوژی

سفر به دنیای مردگان؛ چرا آزتک‌ها ماسک‌های بدون چشم برای خدای مرگ می‌ساختند؟ | عکس

میکتلان‌تکوتلی، خدایی که با گردنبندی از چشم‌های انسانی تصویر می‌شد، اکنون در قالب یک ماسک ۱۷ سانتی‌متری ظاهر شده است. این یافته که با هنرمندیِ خیره‌کننده‌ای تراشیده شده، دریچه‌ای به باورهای پیچیده آزتک‌ها درباره مرگ، افتخار و چرخه ابدی حیات باز کرده است.

به گزارش همشهری آنلاین، به نقل از فرادید: میکتلان‌تکوتلی در باور آزتک‌ها فرمانروای جهان زیرین و نگهبان سرزمین مردگان بود؛ جایی که ارواح پس از مرگ، به‌ویژه کسانی که مرگ‌های «شرافتمندانه» مانند مرگ در جنگ، قربانی آیینی یا زایمان داشتند، وارد آن می‌شدند. او در اسطوره‌ها چهره‌ای ترسناک با صورت جمجمه‌مانند دارد و مسئول هدایت روح‌ها در میان نه لایه دنیای زیرین است.

این ماسک چوبی کوچک با ابعاد حدود ۱۷ در ۱۴ سانتی‌متر، با مهارت زیادی تراشیده و رنگ‌آمیزی شده است. چشمان فرورفته با مردمک‌های سیاه، بینی مثلثی و دندان‌هایی با خطوط عمودی سیاه، چهره‌ای شبیه به جمجمه ایجاد کرده‌اند. روی گونه‌ها نیز لکه‌های قرمز رنگ دیده می‌شود که احتمالاً نماد نشانه‌های فساد و مرگ هستند. حتی گوش‌های ماسک نیز حالتی سوراخ‌دار دارند؛ بازتابی از تصویرسازی خدای مرگ با زیورهایی ساخته‌شده از استخوان انسان.

در آیین‌های آزتک، ماسک‌ها نقش مهمی داشتند و گاهی به جای استفاده مستقیم بر چهره افراد، روی مجسمه‌ها یا ستون‌های آیینی نصب می‌شدند. به دلیل نداشتن سوراخ برای چشم، این ماسک احتمالاً برای پوشیدن ساخته نشده، بلکه به عنوان شیء آیینی در مراسم مذهبی استفاده می‌شده است.

میکتلان‌تکوتلی در اسطوره‌های آزتک موجودی قدرتمند و هولناک توصیف می‌شود؛ خدایی که با گردنبندی از چشم‌های انسانی و چهره‌ای جمجمه‌گون بر جهان مردگان حکومت می‌کرد. او نه تنها نماد مرگ، بلکه بخشی از چرخه پیچیده باورهای آزتک درباره زندگی، مرگ و باززایی بود.

سفر به دنیای مردگان؛ چرا آزتک‌ها ماسک‌های بدون چشم برای خدای مرگ می‌ساختند؟ | عکس

یکی از روایت‌های مهم اسطوره‌ای آزتک‌ها، داستان آفرینش انسان‌های امروزی است. در این روایت، خدای دیگری به نام «کوئتزالکواتل» برای بازگرداندن استخوان‌های نسل‌های پیشین به جهان زیرین می‌رود. میکتلان‌تکوتلی در ابتدا از دادن استخوان‌ها امتناع می‌کند، اما در نهایت این استخوان‌ها به دنیای زنده‌ها بازمی‌گردند و با قربانی شدن خون خدایان، انسان‌های جدید از دل آن‌ها شکل می‌گیرند.

این داستان نشان می‌دهد که در باور آزتک‌ها، خدای مرگ تنها نماد پایان زندگی نبود، بلکه نقشی اساسی در چرخه بازآفرینی و تولد دوباره جهان داشت؛ جایی که مرگ و زندگی به شکلی جدایی‌ناپذیر به هم پیوند خورده‌اند.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.

جواد نبوتی

من جواد نبوتی هستم؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر. سال‌هاست در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، ورزش و اقتصاد فعالیت می‌کنم و بخش زیادی از کارم به تولید محتوای خبری، گزارش‌های تحلیلی و دنبال‌کردن اتفاقات مهم داخلی و بین‌المللی گذشته. بیشتر از هر چیز، به تحلیل مسائل سیاسی و راهبردی، اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری عمومی علاقه دارم. سعی می‌کنم اتفاقات را فقط روایت نکنم؛ بلکه پشت خبرها را هم ببینم، ارتباط بین رویدادها را پیدا کنم و با تکیه بر منابع معتبر، تصویری روشن‌تر از آنچه در حال رخ دادن است ارائه بدهم. برای من روزنامه‌نگاری فقط انتشار خبر نیست؛ تلاش برای فهمیدن، تحلیل کردن و کمک به بهتر دیده‌شدن واقعیت‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا