فرهنگی و هنریمهمترین اخبار

دانلود قسمت ۶ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۶ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

در این مطلب از مجله اینترنتی کولاک شما می توانید قسمت ۶ سریال ساهره که از اول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ پخش می شود را به صورت آنلاین تماشا کنید و خلاصه ای از این قسمت را در ادامه مطالعه کنید. همراه ما باشید.

مجموعه تلویزیونی «ساهره» به‌عنوان یکی از تولیدات جدید مناسبتی ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ معرفی شد؛ اثری داستان‌محور با فضایی تأمل‌برانگیز که می‌کوشد مخاطب را با پرسش‌های بنیادین درباره مرگ، زندگی و سرنوشت انسان روبه‌رو کند.

این سریال به کارگردانی حمیدرضا لوافی و تهیه‌کنندگی سید رامین موسوی‌ملکی تولید شده و فیلم‌نامه آن را مینا خدیوی نگاشته است. «ساهره» در قالب ۳۰ قسمت، هر شب پس از افطار از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

دانلود قسمت ۶ سریال ساهره

https://player.telewebion.ir/0xc7e40c7?return_url=https://telewebion.ir/product/0xc7dab53

خلاصه داستانی از قسمت ۶ سریال ساهره

احسان با حرف‌هایی که از عطیه شنیده حسابی گیج و منگ شده و نمی‌تونه باور کنه و بهش میگه تو الان توقع داری من این حرفارو از تو قبول کنم؟ یه دفعه سر راه من سبز شدی بعد الان میای میگی ۲۹ روز دیگه قراره بمیری؟! اگه راست میگی بگو به چه دلیل می‌میرم؟چه جوری؟ عطیه میگه اونو نمی‌دونم فقط یه اعلامیه ازتون دیدم که نوشته بود در گذشته ناگهانی، یه چیز دیگه‌ای هم که هست اینه که برادرتون امیرعلی منو می‌شناخت همون روزی که اومدم شرکت شما بهتون گفتم که منشیتون گریه می‌کرد به خاطر فوت شما برادرتون اومد و با بابک دعوا کرد اونجا وقتی برادرتون منو دید شناخت وقتی هم که داشتم می‌رفتم وکیلتون بابک گفت که با قدیری تماس بگیرن و بگن بیان اونجا. احسان هضم این حرف‌ها واسش سخته و میگه فعلاً جاییم نمی‌تونم صحبت کنم نیم ساعت دیگه بهت زنگ می‌زنم، عطیه بهش میگه شما متوجه من نمی‌شین؟ نمی‌فهمین من چی میگم دارم میگم؟ خط یک طرفه است فقط من می‌تونم با تو تماس بگیرم احسان میگه باشه پس نیم ساعت دیگه زنگ بزن.

احسان به داخل میره و به بابک و قدیری میگه یه کاری برام پیش اومده باید برم بعداً حرف می‌زنه، بعد از رفتن قدیری، بابک به احسان میگه چی شده رنگت مثل گچ سفید شده بگو تا کمکت کنم! احسان میگه چیزی نیست فقط یه کاری پیش اومده باید برم بابک بهش میگه یکم بیشتر حواست به خودت باشه فرامرزی ازت کینه کرده امروز باهام یه جا قرار گذاشت تا باهام حرف بزنه و رشوه بده بهم که تو رو راضی کنم از این پروژه بکشی کنار احسان میره سمتش و بهش میگه اون وقت تو چی گفتی؟ بابک میگه بهتره دشمنمونو نزدیک خودمون نگه داریم وانمود کردم که تو تیمشم بد نیست یکی از ماها تو تیم آنها باشه احسان بهش میگه این جالبه که چرا فکر کردن تو می‌تونی نظر منو عوض کنی و مانع من بشی! بابک میگه شاید به خاطر اینه که متوجه نشدن خیلی وقته اصلاً منو آدم حساب نمی‌کنی، شاید به خاطر اینه! بعد از کمی حرف زدن احسان از اونجا میره که بابک به خاطر طرز رفتار احسان بهش برخورده و با حرص نگاهش می‌کنه.

تو ماشین احسان به عطیه زنگ می‌زنه که عطیه در یک ماه پیش جواب میده و ادعا می‌کنه که اونو نمی‌شناسه و نمی‌دونه اصلاً درباره چی داره حرف می‌زنه احسان گیج شده. بابک رفته به خونه فردی و اونجا بهش اطلاعاتی که گیر آورده را میده، او عکسی از عطیه هاتف را بهش نشون میده و میگه که دانشجوی پزشکیه احسان ازم خواست تا برم درباره اش تحقیق کنم فکر می‌کرد که با تصادف پروانه خانم ربطی داشته باشه. بعد از دادن اطلاعاتش از اونجا بیرون میاد بابک به فرد دیگه ای زنگ می‌زنه و می‌پرسه که چی شد درباره اون خانم چیزی فهمیدی یا نه؟ اون فرد درباره مادربزرگ عطیه بهش میگه که به غیر از اون هیشکیو نداره تمام خانوادشو تو زلزله بم از دست داده عطیه دوباره به احسان زنگ می‌زنه که او ازش می‌خواد برای اینکه بهش ثابت کنه گوشی که ادعا می‌کنه دستشه برداره و رمزی که بهش میگه را وارد کنه عطیه میگه شارژر این نوع گوشی‌هارو ما نداریم و این گوشی خاموش شده.

احسان میگه آدرس خونتونو بده برای اینکه به خودمون ثابت بشه که این واقعیته. عطیه آدرس خونه رو بهش میده و احسان بهش میگه راس ساعت ۱۰ شب بهم زنگ بزن و او به سمت آدرس راهی میشه. وقتی می‌رسه شارژر گوشی که تو یه پلاستیک گذاشته را باغچه جلوی در آن خانه نار شمشادها زیر خاک پنهان می‌کنه وقتی عطیه بهش زنگ می‌زنه احسان میگه بیاد دم در آنها همدیگر را نمی‌بینند اما وقتی به گفته احسان عطیه میره اغچه را می‌کنه شارژر را می‌بینه و به احسان میگه اینجا یه پلاستیکه که توش جعبه است آنها جا خوردند که احسان بهش میگه پلاستیکو باز کن و ببین چی نوشته عطیه پلاستیکو باز می‌کنه و می‌بینه روی جعبه نوشته برای اثبات حقیقت دوم اردیبهشت ماه ساعت ۹:۵۵ احسان که اون نوشته رو خودش نوشته دیگه حرف عطیه را باور می‌کنه و آنها از ترس شوکه شدن. عطیه برمی‌گرده داخل خانه و احسان از اینکه ۲۹ روز دیگه قراره بمیره شوکه شده و نگران حال دخترش میشه. عطیه وقتی مریم می‌خوابه گوشیو روشن می‌کنه و رمزی که احسان گفته رو می‌زنه تو دفترچه تلفن گوشیش زنگ می‌خوره به اسم قدیری میشه همون صاحب خونشونه که الان گوشیش خاموشه و پیداش نمی‌کنن سریعا به احسان زنگ می‌زنه و این خبرو میده احسان تو فکر رفته و میگه چرا باید قدیری همچین کاری کنه؟ نمی‌تونه به من خیانت کنه…

تماشای آنلاین قسمت ۶ سریال ساهره

بیشتر بخوانید:

دانلود قسمت ۷ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۷ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا