فرهنگی و هنری

دانلود قسمت اول سریال وحشی۲ + خلاصه داستان سریال وحشی فصل دوم قسمت اول

با شروع فصل دوم سریال وحشی می توانید خلاصه داستان و دانلود سریال وحشی۲ را در این مطلب بخوانید و دانلود کنید. با ما همراه باشید.

سریال وحشی در ژانر معمایی، اجتماعی میباشد که فصل اول آن در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ از شبکه خانگی و پلتفرم فیلمنت منتشر شد، در این سریال بازیگرانی چون جواد عزتی، نگار جواهریان، نوید پورفرج، هومن سیدی، احسان امانی، نگار مقدم، امین شعرباف، معین شاهچراغی، تورج الوند و علیرضا ثانی‌ فر، مهدی صباغی، محمد صابری و… حضور دارند.

قسمت اول فصل دوم این سریال در روز ۲۴ آذر ۱۴۰۴ از فیلمنت منتشر می شود.

خلاصه قسمت اول سریال وحشی۲

سلیم هم بندی داوود موقع آزادیش عکسی رو که رامین برای داوود آورده بود بهش میده که آدرس و شماره اش رو داده تا هر وقت داوود آزاد شد بره پیشش، اما داوود میگه ده سال دیگه کی مرده کی زنده. سلیم بهش میگه اگه حرفهای نیک رو گوش میدادی الان با هم میرفتیم بیرون.

وکیل جدید داوود که یوسفی نام داره میاد بهش میگه کارهاتو کردم چند وقت دیگه آزاد میشی، نوید رو هم دیدم میخواد زمین رو بفروشه، داوود میگه اونکه نمیتونه اینکار رو بکنه، یوسفی میگه دیگه ۱۸ سالش شده به هر کسی بخواد میتونه بفروشه ماهم میتونیم بخریم، داوود میگه بهش پیغام بده دست به اون زمین نزنه، وگرنه روزگارش سیاه میکنم، بعد از فتوحی پدر بچه ها می پرسه که چی شد رضایت داد؟ یوسفی میگه پول میخواد، منهای پول خونه که گفتی دو میلیارد دیگه هم میخواد، داوود از این پیشنهاد شوکه میشه، میگه اونا میدونن من ندارم این پول از پول دیه هم بیشتره، یوسفی میگه اونا قانونا تا سه برابر پول دیه میتونن بگیرن، داوود شک میکنه که اونا این چیزها رو از کجا میدونن؟ شاکی میشه و به یوسفی میگه تو هیچ کاری برای من نکردی تو وکالت میکنی یا دلالی میکنی؟ تو ماشین منو و ده درصد اموالم رو برداشتی اما هیچ کاری نکردی، یوسفی میگه من اصلا کاری نمیکنم تو هم اگه میتونی پول جور کن بهشون بده یا همینجا بپوس.

داوود میره پیش نیک و بهش میگه این چه وکیلی بود به من معرفی کردی تو این ۵ سال هیچ کاری برای من نکرد، من دلم خوش بود با رامین میرم بیرون یا تهش با سلیم، اون تا دیروز میگفت خونه ام رو میخوان الان میگه ۲ میلیارد هم پول میخوان، یه وکیل دیگه برام جور کن، نیک میگه راهش این نیست وکیل پول خوب میخواد، داوود میگه من کار دیگه ای نمیکنم، این وکیله خوب نیست، باز لااقل وکیل قبلیه پیگیر کارهام بود، نیک میگه پس برو با همون کار کن.

داوود مجبور میشه به نیک رو بندازه و ازش پول بگیره اما نیک بهش میگه من پولی بهت نمیدم تو ۵ سال موندی ۱۰ سال دیگه هم بمون خودت گفتی کار خلاف نمیکنی، داوود میگه پولت رو پس میدم، نیک میگه در ازای کاری که میکنی بهت پول میدن، داوود میپرسه کارش چیه؟ نیک بهش میگه ‌کار خاصی نیست اول فکراتو بکن بعد بیا پیشم.

داوود به رها زنگ میزنه رها قطع میکنه، داوود دوباره زنگ میزنه اما گوشی رها رو یکی دیگه جواب میده و میگه که مزاحم نشو. داوود روز بعد دوباره به رها زنگ میزنه که تو به من قول دادی کارم رو انجام بدی چه جور آدمی هستی؟ یه کاری برام بکن.

برنا هم اتاقی جدید داوود و نیک دنبال موبایل بود ، داوود بهش میگه تو زندون دنبال این چیزها نباشه براش بد میشه اما برنا به حرفشون گوش نمیده.

داوود بازم راضی نمیشه که به حرف نیک گوش بده و نیک هم میگه بالاخره یه جایی دوباره برمیگردی پیش خودم اما اونموقع تو دیگه آدم سابق نیستی، تو الان بخاطر کار نکرده اینجایی رفتی بیرون لااقل دلت نسوزه که بیگناهی، چون نه اینجا کسی باور نمیکنه نه بیرون از اینجا.

یه شب داوود با کابوس از خواب بیدار میشه میبینه برنا با چاقوی خونی ایستاده سریع میره تو حموم زندون میبینه برنا یکی از زندونیا رو زده. مامورها میان و برنا و وسایلش رو بازرسی میکنن و به سلول دیگه انتقال میدن.

رها میاد ملاقات داوود و بهش میگه من بخاطر تو نیومدم بخاطر عذاب وجدانی که بهم دادی اومدم، تو خوب بلدی اینکار رو بکنی، من فقط مسائل پرونده رو روشن کردم، داوود میگه تو وکیل من بودی تو سمت من بودی، من صادقانه با تو حرف زدم، رها میگه تو نمیفهمی من چیکار کردم برات وقتی آزاد شدی میفهمی، داوود عصبانی میگه میخوام صد سال آزاد نشم، من جوونیم رفت، الان از چیزی که ساختی راضی هستی، تو صدای منو ضبط کردی، من اولین بار صدا رو شنیدم فکر کردم برامون شنود گذاشتن و تو در جریان نیستی، چشمام با در خشک شد بیای منو بیاری بیرون، جوابت به کسی که عاشقته اینه، رها میگه من از اولم گفتم دوستت ندارم، داوود میگه کاش رفتارت هم همینو میگفت، رها با شنیدن این حرفها میخواد بره اما داوود میگه تو باید کار منو درست کنی مگر اینکه قولت هم دروغ باشه، رها میگه دروغ نبوده، الانم فقط درباره کار حرف میزنیم، من یوسفی رو دیدم و راجع به پرونده بچه های فتوحی و نوید باهاش حرف زدم، داشته بهت دروغ میگفته اونا گفتن ۱ میلیارد اون بهت گفته ۲ میلیارد که بقیه اش رو خودش برداره، داوود عصبانی میشه که من مطمئنم اونا به همون خونه راضی میشدن پول رو اون انداخته دهنشون، رها میگه من با فتوحی صحبت کردم اونا هیچ رقمه کوتاه نمیان، من سازمان خیریه میشناسم ازشون کمک میگیریم اما طول میکشه، داوود میگه تحمل ندارم اگه من پول رو جور کنم اونا رضایت میدن؟ پول رو جور میکنم اما نمیدونم چطور پس بدم؟ رها میگه تو پول رو واریز کنی یه هفته ای میای بیرون، داوود میگه اون مرد کی بود جواب تلفن داد؟ رها میگه داریم ازدواج میکنیم، این آخرین باره که حرف غیر کاری میزنیم وگرنه میرم و دیگه هم منو نمیبینی.

داوود به نیک میگه من روی اون پول حساب کردم بهم میدن، نیک میگه صبح تو حسابته. فردا داوود به رها زنگ میزنه که پول تو حسابه.

از اینکه قرار آزاد بشه خیلی خوشحال بود، به نیک میگه نرم بیرون بگن آدم بکش دوباره برگردم، نیک میگه نه بابا فوقش یه خورده فروشی یا جابجا کردن، اگه یه وقتی هم سر معامله ای گیر کردی حبسش ۶ تا ۱۲ ماهه بهتر از ۵ ساله، بعد نیک یه مقدار پول دستی هم به داوود میده و میگه رفتی بیرون منتطر باش خودشون میان پیشت اگه نیومدن با این شماره زنگ بزن یکم بد قلقن اما به کارشون واردن.

رها تمام کارهای آزادی داوود رو انجام میده و ازش خداحافظی میکنه.

تو زندون هم سلولیا واسه داوود جشن آزادی میگیرن، داود از همه خداحافظی میکنه و بالاخره میاد بیرون. یه ماشین میاد دنبال داوود و سوارش میکنه و هرچی داوود میپرسه کجا میریم سربالا جواب میده که نمیدونم.

وسط یه محوطه پرت بیرون شهر نگه میداره که داوود پیاده بشه و منتظر بمونه بیان دنبالش، داوود با ترس پیاده میشه و …

دانلود قسمت اول سریال وحشی۲

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا