گوناگون

خط قرمز ایران در مذاکرات؛ ۳ پیام مهمی که باید شنیده شود

این توافق به معنای حل  کامل بحران ایران و آمریکا نخواهد بود و تنها برای مدتی آن را تعدیل می‌کند. با این وجود، از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا صرف‌نظر از نتایج آن، یک رویداد مهم است.

اطلاعات نوشت: مذاکرات ایران و آمریکا که ششم فوریه از سر گرفته شد، خطرات احتمال درگیری نظامی را از بین نمی‌برد و این فرآیند دیپلماتیک ممکن است هر لحظه متوقف شود.

در حال حاضر بیشترین انتظاری که می‌توان از این مذاکرات داشت، یک توافق فنی محدود است که احتمالاً با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تأسیسات هسته‌ای ایران و  رفع  محدود تحریم‌ها همراه خواهد بود. با این حال، این توافق به معنای حل  کامل بحران ایران و آمریکا نخواهد بود و تنها برای مدتی آن را تعدیل می‌کند. با این وجود، از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا صرف‌نظر از نتایج آن، یک رویداد مهم است.

نکتهٔ کلیدی در اینجا نه « گفتگو» بلکه زمان بازگشت مذاکرات پس از حملات مستقیم اسرائیل و آمریکا به خاک ایران،   تهدید آشکار نظامی و پس از آن است که طرفین به‌طور علنی مفید بودن مذاکرات را زیر سؤال بردند. 

۳ پیام مذاکرات

بازگشت مذاکرات ایران و آمریکا سه پیام مهم دارد:

اول: نه واشنگتن و نه تهران سناریوی نظامی را کنترل‌شده و کم‌هزینه نمی‌دانند و این گزینه همچنان روی میز است، اما به‌عنوان جایگزینی نامطلوب مطرح می‌شود و  نه مسیر ترجیحی .

دوم: آمریکا عملاً پذیرفته است که فشار و حملات، جایگزین مذاکرات نمی‌شوند و ایران نیز دریافته که نمایش پایداری، تهدید و تشدید بحران را از بین نمی‌برد.

سوم: این مذاکرات، بازگشت به وضعیت عادی نیست، بلکه تلاش برای ایجاد یک توقف موقت است و نوعی آزمون برای سنجش اینکه آیا هنوز فضایی برای توافق وجود دارد یا نه، حتی به حداقلی ترین شکل آن.

نکتهٔ مهم این است که این مذاکرات به هیچ وجه شروع مجدد «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) نیست – اولین توافق هسته‌ای با ایران که سال ۲۰۱۵ امضا شد اما سال ۲۰۱۸ به دستور ترامپ فروپاشید – بلکه این گفت‌وگوها از صفر شروع شده است، اما در زمینه‌ای بسیار سخت‌تر و تنش‌آلودتر. اگر توهمات کنار گذاشته شود و به منطق طرفین اتکا کنیم، هیچ توافق موفقی بین ایران و آمریکا نمی‌تواند گسترده یا تاریخی باشد، بلکه تنها یک توافق فنی محدود، موقت و جزئی خواهد بود که به صورت مشروط می‌توان آن را «برجام سبک» نامید. 

گزینه های احتمالی دو طرف

گزینه های محتمل از سوی ایران شامل موارد زیر است:

اول: تثبیت حداقل غنی‌سازی اورانیوم

دوم: بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (دسترسی کامل یا گسترده)

سوم: محدود یا متوقف کردن حساس‌ترین بخش‌های زیرساخت هسته‌ای

چهارم: عدم مذاکره درباره برنامه موشکی، نیروهای نیابتی، یا سیاست منطقه‌ای ایران

اهداف ایالات متحده نیز شامل موارد زیر است:

اول: کاهش محدوده تحریم‌ها با اهداف مشخص و دقیق

دوم: آزادسازی بخشی از دارایی‌ها ی ایران تحت نظارت خارجی (مطابق با مدل توافق ۲۰۲۳)

سوم: ایجاد کانال‌های باز بشردوستانه، غذایی و پزشکی 

چهارم: احتمال ارائه تضمین‌های پنهان برای کاهش تنش‌ها

نکته کلیدی این است که این مذاکرات، حل بحران نیست، بلکه تنها به تعویق انداختن آن است و همان‌طور که کارشناسان ایرانی بیان می‌کنند: «مثل تجویز آسپرین برای بیمار سرطانی است». اگر تمام سیگنال‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویر نسبتاً روشنی به دست می‌آید. «آغاز خوب» که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران پس از مذاکرات اخیر در عمان به آن اشاره کرد، فرمولی حداقلی و دیپلماتیک و معنای آن این است که روند مذاکرات بلافاصله متوقف نشده است؛ طرفین توانستند مواضع خود را بدون صدور اولتیماتوم بیان کنند و هیچ خروج نمایشی رخ نداد. با این حال، این موضوع به معنای نزدیکی مواضع طرفین نیست. اظهارات عراقچی مبنی بر اینکه «می‌توان چارچوب‌ها را با وجود بی‌اعتمادی شکل داد»، به این معناست که ایران به آمریکا اعتماد ندارد، اما تعامل رویه‌ای و کنترلی را ممکن می‌داند. به عبارت دیگر، اعتمادی نیست، اما علاقه به مدیریت بحران وجود دارد.

خط قرمز تهران

اظهارات رئیس دستگاه دیپلماسی ایران مبنی بر اینکه در مذاکرات مسقط، تنها موضوع هسته‌ای مورد بحث قرار گرفت، یادآور خط قرمز تهران است و نشان می‌دهد که این خط، حفظ شده است. این به معنای آن است که ایران آماده مذاکره بر سر «توافق بزرگ» نیست و هرگونه تلاش آمریکا برای گسترش دستور کار مذاکرات می‌تواند مسیر گفتگوها را به شکست بکشاند. بنابراین، شکل فعلی به طور عمدی محدود و متمرکزاست. واقعیت آن است که مذاکرات به‌صورت غیرمستقیم برگزار شد و طرفین، پیام‌های خود را ازطریق نمایندگان عمان منتقل کردند که نشانه عمق بحران است، نه کاهش آن. شکل غیرمستقیم مذاکره به معنای نبود حداقل اعتماد سیاسی و تمایل به حفظ امکان «بازگشت به عقب» است. 

نقاط کلیدی و مهم، در تهران و واشنگتن است و امکان اصلاحات جدی در مواضع وجود دارد. انتشار خبر برگزاری دور جدید مذاکرات در روزهای آینده نیز بیشتر نشانه فوریت است تا خوش‌بینی. طرفین می‌دانند که پنجره فرصت محدود است و طولانی شدن روند، خطر بروز حادثه را افزایش می‌دهد و  روند اوضاع می‌تواند به سرعت به سمت درگیری حرکت کند. 

حضور دریاسالار «برد کوپر» فرمانده سنت‌کام(فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح آمریکا)، در مذاکرات عمان، یکی از قوی‌ترین سیگنال‌ها در کل فرآیند مذاکرات است. او مسئول اجرای واقعی نیرو است و حضورش نشان می‌دهد که مذاکرات همزمان با برنامه‌ریزی واقعی نظامی جریان دارد و نه به جای آن. آمریکا با این کار، به ایران پیام می‌دهد که دیپلماسی، تنها یکی از گزینه‌ها است و احتمالاً نه تنها پارامترهای هسته‌ای، بلکه خطوط قرمز مربوط به تشدید تنش‌ها نیز به‌صورت غیررسمی مورد بحث قرار می‌گیرد. 

از سرگیری مذاکرات، احتمال درگیری فوری را کاهش می‌دهد، اما آن را از بین نمی‌برد.   اکنون پنجره‌ای موقت برای دیپلماسی باز شده است، اما با این حال برنامه‌های نظامی همچنان پا برجا هستند و هرگونه شکست مذاکرات می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید تنش‌ها باشد. منتقدان داخلی مذاکرات در ایران کاملاً درست اشاره می‌کنند که خطر بلوف آمریکا وجود دارد. علاوه بر این، روند مذاکرات می‌تواند در هر لحظه به دلیل یک تحریک، افشاگری ناخواسته، تشدید بحران داخلی، دخالت بازیگران خارجی (اسرائیل، نیروهای نیابتی) یا یک حادثه منطقه‌ای مختل شود. هر دو طرف خود را قادر به عبور از بحران می‌دانند و هر دو توانایی مدیریت تشدید تنش‌ها را بیش از حد برآورد می‌کنند.

حضور نظامی آمریکا همزمان با مذاکرات

ایالات متحده همزمان با مذاکرات با ایران، در حال تجمیع نیروها در منطقه برای یک حمله احتمالی گسترده است؛ حمله‌ای که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در پایان ماه ژانویه در مورد آن به ایران هشدار داده بود.

یک گروه از نیروی دریایی آمریکا به رهبری ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در حال حرکت به سمت ایران است. بر اساس گزارش ها،  روی کشتی‌های جنگی آمریکایی همراه این ناو، ۴۵۰ موشک کروز «تاماهاوک» مستقر است. «گریگوری لوکیانوف» پژوهشگر مرکز مطالعات عربی و اسلامی مؤسسه شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه معتقد است که ایالات متحده هدف از آغاز دوباره مذاکرات با ایران را برای برقراری صلح عادلانه بر پایه مصالحه دنبال نمی‌کند، بلکه تحت تأثیر متحدان منطقه‌ای خود یعنی شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس، به مذاکره درعمان رضایت داده است. این کشورها به شدت نگران جنگ آمریکا با ایران هستند، زیرا این جنگ ممکن است تمام خاورمیانه را در هرج ومرج فرو ببرد. 

این شرق‌شناس تأکید می‌کند: موضوع  مذاکرات عمان صرفاً درباره تبادل اطلاعات، تبادل پیشنهادات و تبادل مواضع کلیدی در دو مورد از سه حوزه اولویت‌دار اعلام‌شده توسط آمریکا یعنی برنامه هسته‌ای و موشکی است. هیئت‌ها دیدگاه‌ها ومطالبات خود را مبادله می‌کنند، اما تصمیم‌ها در تهران و واشنگتن گرفته خواهد شد.

وظیفه هیئت‌ها تنها انتقال این موارد به رهبران خود است و در واقع، تمام معنای این مذاکرات همین است. وی متذکر می شود که طرف ایرانی به شدت به کاهش تنش دیپلماتیک در وضعیت پیش‌آمده علاقمند است و این موضوع در اظهارات وزیر امور خارجه ایران مشهود است. به گفته گریگوری لوکیانوف، ایالات متحده نه به دنبال یک توافق جامع بلکه در تلاش برای  شکل‌دهی به یک توازن قوای جدید در خاورمیانه و   تغییر بنیادین در سیاست خارجی ایران متمرکز است.  

منبع: نشریه روسی «اکسپرت»  مترجم: اعظم شیرازی

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا