تهران؛ شهری که حافظهاش را نباید از دست بدهد

شهرها با ساختمانهای بلند و بزرگراههایشان ماندگار نمیشوند؛ آنچه به یک شهر هویت میبخشد، حافظه تاریخی آن است. تهران نیز بیش از آنکه با سیمای مدرن خود شناخته شود، با بازار کهن، خانههای تاریخی، گذرهای قدیمی، باغها و بناهایی شناخته میشود که هر یک روایتی از فرهنگ، تمدن و زیست ایرانی را در دل خود حفظ کردهاند.
امروز حفاظت از میراث تاریخی تهران دیگر صرفاً یک دغدغه فرهنگی نیست؛ ضرورتی برای حکمرانی مطلوب شهری است. تجربه سالهای اخیر، بهویژه تهدیدهایی که متوجه برخی بناهای تاریخی کشور شد، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که صیانت از میراث فرهنگی، بخشی از امنیت هویتی و سرمایه اجتماعی ایران است. دشمنان شاید تصور کنند که با آسیب رساندن به نمادهای تاریخی، میتوانند به فرهنگ و تمدن این سرزمین لطمه بزنند، اما تمدن چند هزار ساله ایران فراتر از کالبد بناهاست. حفاظت از این نمادها وظیفهای است که نمیتوان آن را به فردا موکول کرد؛ زیرا هر بنای تاریخی که از دست برود، بخشی از حافظه جمعی ما نیز از میان خواهد رفت.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین وظایف شورای شهر تهران ریلگذاری برای توسعهای است که میان پیشرفت و هویت تاریخی شهر تعادل برقرار کند. بر همین اساس، شورای اسلامی شهر تهران با مصوبه حمایت از احیای بافتهای تاریخی و پیشبینی مشوقهایی برای مالکان بخش خصوصیِ بناهای تاریخی، گام مهمی در مسیر حفاظت از میراث شهری برداشته است. تجربه بسیاری از شهرهای موفق جهان نشان میدهد که حفظ میراث فرهنگی، بدون مشارکت شهروندان و بخش خصوصی امکانپذیر نیست. هر اندازه انگیزه مالکان برای مرمت و احیای بناهای ارزشمند افزایش یابد، به همان میزان میتوان از تخریب تدریجی این سرمایههای هویتی جلوگیری کرد. حفظ میراث تاریخی زمانی به یک حرکت پایدار تبدیل میشود که شهروندان احساس کنند مدیریت شهری آنان را شریک پاسداری از هویت تهران میداند، نه صرفاً مخاطب تصمیمهای خود.
با این همه، مرمت پایان راه نیست؛ آغاز حیات دوباره یک بناست. اگر ساختمانی تاریخی با صرف هزینههای قابل توجه بازسازی شود، اما پس از آن درهایش به روی مردم بسته بماند یا کارکرد فرهنگی و اجتماعی نداشته باشد، بخش مهمی از هدف محقق نشده است. بناهای تاریخی باید دوباره به زندگی شهر بازگردند؛ به مراکزی برای آموزش، گفتوگو، گردشگری، فعالیتهای فرهنگی و انتقال هویت به نسل جوان تبدیل شوند. این بناها دانشگاههای زندهای هستند که بدون کلاس درس، تاریخ، فرهنگ و هنر ایرانی را روایت میکنند.
در بسیاری از محلات تهران، آثار تاریخی ارزشمندی وجود دارد که حتی ساکنان همان محله نیز از وجود آنها بیاطلاع هستند. در مقابل، برخی خانهموزهها و مراکز فرهنگی که با هزینههای قابل توجه ایجاد شدهاند، به دلیل نبود مدیریت یکپارچه و برنامهریزی منسجم، نتوانستهاند از همه ظرفیت خود بهره ببرند. نمونههایی مانند مرمت چهارسوق بزرگ بازار تهران نشان میدهد که هرگاه میان مدیریت شهری، متولیان میراث فرهنگی و سایر دستگاهها همافزایی شکل گرفته، نتیجه آن هم حفاظت از یک اثر تاریخی بوده و هم افزایش رونق فرهنگی و اقتصادی آن محدوده. این همان نگاهی است که باید به سایر بناهای ارزشمند تهران نیز تسری پیدا کند.
از سوی دیگر، عدالت شهری ایجاب میکند که حفاظت از میراث تاریخی به چند محدوده شناختهشده پایتخت محدود نشود. جنوب تهران و بسیاری از محلات قدیمی، گنجینههایی از حافظه شهری تهران را در خود جای دادهاند که شایسته توجهی دوچندان هستند. همانگونه که شهروندان این مناطق حق دارند از خدمات نوین شهری بهرهمند شوند، باید امکان دسترسی آنان و همه شهروندان به این سرمایههای فرهنگی نیز فراهم باشد. بناهای تاریخی زمانی زنده میمانند که در متن زندگی مردم حضور داشته باشند.
برای تحقق این هدف، به اعتقاد من چند اقدام باید به صورت همزمان دنبال شود؛ تقویت مشوقهای اقتصادی برای مالکان بناهای تاریخی، ایجاد مدیریت یکپارچه میان شهرداری و دستگاههای متولی میراث فرهنگی، طراحی مسیرهای گردشگری محلهمحور، تبدیل خانههای تاریخی به مراکز فرهنگی، هنری و کارآفرینی، و مهمتر از همه، دسترسپذیر کردن این بناها برای همه شهروندان، بهویژه نوجوانان و جوانان. آینده حفاظت از میراث تاریخی، بیش از آنکه در بودجهها رقم بخورد، در پیوند دوباره این بناها با زندگی روزمره مردم شکل خواهد گرفت.
تهران برای ساختن آینده، بیش از هر چیز به حفظ حافظه خود نیاز دارد. حفاظت و احیای بناهای تاریخی، نگهداری از چند ساختمان قدیمی نیست؛ پاسداری از هویت شهری، تقویت سرمایه اجتماعی و سرمایهگذاری برای آینده پایتخت است. شهری که حافظه خود را حفظ کند، آینده خود را نیز با اطمینان بیشتری خواهد ساخت.
*رئیس ستاد سمن ها و کمیته گردشگری شورای اسلامی شهر تهران
۴۷۴۷



