گوناگون

بزرگی در زندگی ، بزرگی در شهادت

اینجا فقط تشییع نیست؛ صحنه‌ای است که در آن سوگ، آرام‌آرام صورت حماسه می‌گیرد. حماسه همیشه از فریاد پیروزی آغاز نمی‌شود…

اینجا فقط تشییع نیست؛ صحنه‌ای است که در آن سوگ، آرام‌آرام صورت حماسه می‌گیرد. حماسه همیشه از فریاد پیروزی آغاز نمی‌شود. گاهی از چهره‌های گریان شروع می‌شود؛ از مردمی که اشک دارند، اما عقب نمی‌روند؛ حیران‌اند، اما فرونپاشیده‌اند؛ گم‌گشتگی در نگاهشان هست، اما در قدم‌هایشان اراده دیده می‌شود. سینه می‌زنند، اما این سینه‌زنی فقط آیین وداع نیست؛ زبان خشم، وفاداری و طلب انتقام هم هست.

در همین چند قدم، ایران را با چهره‌های متفاوتش می‌بینی: همه در یک مسیرند، شکوه این صحنه هم دقیقاً در همین است؛ در اینکه جمعیت یک‌دست نیست، اما در لحظه‌ای تاریخی، زیر بار یک اندوه مشترک و یک معنای مشترک حرکت می‌کند.

اگر حماسه را فقط شور بی‌اشک و قدرت بی‌سوگ بدانیم، این صحنه را نمی‌فهمیم. حماسه گاهی درست همان‌جایی ساخته می‌شود که گریه و شجاعت از هم جدا نیستند. اینجا اشک نشانه ضعف نیست؛ شکل عمیق‌تری از ایستادن است. سوگ مردم را از میدان بیرون نبرده؛ آنان را جدی‌تر، سنگین‌تر و مصمم‌تر به میدان آورده است.

در چنین لحظه‌ای، کلام عمران انباری معنای تازه‌ای پیدا می‌کند؛ آنجا که در مرثیه‌ای بلند می‌گوید:

کأنَّکَ قائِمٌ فیهِم خَطیباً

وَکُلُّهُمُ قیامٌ لِلصَّلاهِ

گویی هنوز در میان آنان ایستاده‌ای و خطبه می‌خوانی، و همه در برابر تو به نماز برخاسته‌اند. 

این تصویر، تنها تصویر وداع با یک پیکر نیست. انگار قامت معنا هنوز ایستاده است و جمعیت نه فقط برای بدرقه، که برای تجدید عهد گرد آمده است.

و در پایان، در برابر این صحنه چه می‌توان گفت جز :

عُلُوٌّ فِی الحَیاهِ وَفِی المَماتِ

لَحَقٌّ، تِلکَ إحدَی المُعجِزاتِ

بزرگی در زندگی و بزرگی در مرگ؛ 

آری، این خود یکی از معجزات است.

زندگی وقتی با عزت زیسته شود و با خون مهر بخورد، در خاک تمام نمی‌شود. برمی‌گردد میان مردم؛ در اشک، در سینه‌زنی، در خشم، در عهد، در ایستادن. چنین مرگی پایان یک تن نیست؛ آغاز حرکت یک معنا در جان مردم است.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا