افزایش زایمانهای زودرس در روزهای جنگ | شب تلخ انتقال مجروحان ورزشگاه بعثت به بیمارستان مهدیه

مادران باردار در روزهای جنگ، بیش از همیشه به مراقبت نیاز داشتند، اما بیمارستان مهدیه حتی یک روز هم خدمات خود را متوقف نکرد. رئیس بخش بارداریهای پرخطر این بیمارستان از تداوم درمان، افزایش زایمانهای زودرس و همدلی کمنظیر کادر درمان در روزهای بحران میگوید.
همشهری آنلاین – آرش نهاوندی: در روزهای بحرانی، بسیاری از مردم با چالشهایی مانند استرس و اضطراب روبهرو میشوند، اما برخی گروهها بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند. مادران باردار از جمله این گروههای آسیبپذیر هستند که در شرایط بحران و جنگ به مراقبتهای ویژهتری نیاز دارند. همین موضوع، مسئولیت متخصصان زنان و زایمان و بیمارستانهای تخصصی را سنگینتر میکند؛ چرا که باید خدمات درمانی را در شرایطی دشوار و همراه با نگرانیهای مضاعف ارائه دهند. بیمارستان مهدیه تهران، یکی از مراکز تخصصی زنان و زایمان، در روزهای جنگ با اتخاذ تدابیر ویژه تلاش کرد روند ارائه خدمات درمانی را بدون وقفه ادامه دهد. چندی پیش نیز خبر نجات جان یک مادر باردار و دو جنین او توسط تیم پزشکی بارداریهای پرخطر این بیمارستان منتشر شد.
دکتر زهرا نائیجی، رئیس بخش بارداریهای پرخطر بیمارستان مهدیه، فلوشیپ طب مادر و جنین و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در گفتوگو با تلویزیون همشهری از تجربه این بیمارستان در روزهای جنگ و چالشهای کادر درمان سخن گفته است. فیلم کامل این گفتگو را در این لینک ببینید. [قصه مادران و نوزادان در روزهای جنگ]
بیمارستانی که در جنگ تعطیل نشد
نائیجی درباره تدابیری که برای روزهای جنگ در بیمارستان مهدیه اندیشیده شده بود، میگوید: در ۱۴۰۴ دو مقطع بحرانی را تجربه کردیم؛ اول جنگ ۱۲ روزه و بعد هم جنگی که در اسفندماه رخ داد. جنگ اول ناگهانی و کوتاهمدت بود، بنابراین تدابیر بیمارستان نیز متناسب با یک شرایط اورژانسی طراحی شد. در آن مقطع تلاش کردیم کشیکها بهگونهای تقسیم شوند که بیمارستان هیچگاه خالی نماند. گروههای پشتیبانی تشکیل شد تا اگر همکارانی قصد خروج از شهر داشتند یا لازم بود فرزندانشان را از تهران خارج کنند، خللی در ارائه خدمات ایجاد نشود. همچنین گروهی از استادان و همکاران در داخل شهر مستقر بودند تا در صورت نیاز، از پزشکان جوان حاضر در بیمارستان حمایت کنند.
او ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه، برخلاف شرایط اسفندماه، درمانگاههای ما فعال بودند. تنها تغییری که ایجاد کردیم این بود که برنامه کشیک دانشجویان را تغییر دادیم و استادان نیز علاوه بر درمانگاهها، در شیفتهای کشیک حضور داشتند. فرصت برنامهریزی برای تغییرات گستردهتر فراهم نشد، زیرا جنگ پایان یافت.
انتقال بیماران آرش به مهدیه
این فلوشیپ طب مادر و جنین در ادامه میگوید: در جنگ اسفند، پس از حادثهای که روز ۹ اسفند رخ داد و به دنبال تعطیلی یکهفتهای کشور، شرایط متفاوتی ایجاد شد. حوالی ساعت ۱۰ صبح اعلام شد که مردم، تا حد امکان، تهران را ترک کنند. این موضوع شرایط ویژهای را در بیمارستان رقم زد. از یک سو تعداد زیادی از مادران باردار در آستانه زایمان بودند و از سوی دیگر میدانستیم بسیاری از مراکز خصوصی فعالیت خود را محدود یا تعطیل خواهند کرد. مطبها و مراکز درمانی خصوصی نیز خدمات کمتری ارائه میدادند و به همین دلیل بار اصلی مراجعات بر دوش بیمارستانهای دولتی، بهویژه مراکز تخصصی زنان و زایمان، قرار گرفت.
به گفته نائیجی، در همان زمان این آمادگی را داشتیم که بیمارستانهای جنرال دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، از جمله شهدای تجریش، طالقانی و امام حسین (ع)، بیشتر ظرفیت خود را به مجروحان جنگی و بیماران ترومایی اختصاص دهند. به همین دلیل بخشهای زنان این مراکز فعالیت محدودتری داشتند و بیمارستان مهدیه آماده پذیرش حجم بالایی از بیماران، بهویژه در روزهای ابتدایی جنگ، بود؛ تا زمانی که خانوادهها بتوانند درباره خروج از تهران تصمیم بگیرند.
او ادامه داد: از سوی دیگر، بیمارستان آرش، یکی از بزرگترین بیمارستانهای تخصصی زنان دانشگاه علوم پزشکی تهران که در شرق تهران قرار دارد، به دلیل آسیبهای واردشده به آن منطقه تعطیل شد و بخش قابل توجهی از خدمات این مرکز به بیمارستانهای دیگر، از جمله بیمارستان مهدیه، منتقل شد. بیمارستان آرش خدمات تخصصی و فوقتخصصی گستردهای ارائه میکرد و بخش مهمی از فعالیتهای درمانی آن در درمانگاه بیمارستان مهدیه ادامه یافت.
کشیکهای ۴۸ ساعته برای حفظ خدمات درمانی
نائیجی درباره تصمیمهای مدیریتی روزهای نخست جنگ عنوان میکند: همان روز اول، دکتر شهرزاد مدرس، رئیس بیمارستان مهدیه، جلسهای تشکیل دادند و تصمیم گرفته شد گروههای پشتیبانی ایجاد شود. بسیاری از استادان ما جوان بودند و فرزندان خردسال داشتند. آنها باید برای انتقال فرزندانشان از تهران یا اسکان خانواده در شهرهای اطراف برنامهریزی میکردند. به همین دلیل مقرر شد درمانگاهها همچنان فعال بمانند و کشیکها بهصورت ۴۸ ساعته تنظیم شود تا همکاران بتوانند با فاصله زمانی مناسب استراحت کافی داشته باشند. علاوه بر این گروهی از استادان آنکال در داخل شهر حضور داشتند تا در صورت نیاز به سرعت وارد عمل شوند.
به گفته این متخصص، پس از چند روز نخست، درمانگاهها به روال عادی بازگشتند، اما محدودیت تعداد ویزیت را برداشتیم. ساعات کاری نیز افزایش یافت و بسیاری از ما تا ساعت چهار یا پنج بعدازظهر در درمانگاه حضور داشتیم. به یاد دارم در آخرین روز حضورم در درمانگاه، برای ارسال نمونه آمنیوسنتز یکی از بیماران با آزمایشگاه تماس گرفتیم. مسئول آزمایشگاه گفت در حال تعطیل کردن مجموعه هستند، زیرا حوالی میدان توانیر مورد اصابت قرار گرفته بود. با این حال از آنها خواستیم دستکم یک نفر در بخش پذیرش بماند تا نمونه بیمار را تحویل بگیرد.
او با بیان این که با وجود کاهش تعداد پرسنل ساعات کاری افزایش و تقسیم کار مناسبی انجام شد، تاکید کرد: همین همدلی و همکاری باعث شد خدمات درمانی بدون وقفه ادامه پیدا کند.
لاپاروسکوپی حتی در میانه جنگ متوقف نشد
حتی برخی از استادان، بهویژه متخصصان لاپاروسکوپی زنان، در تمام مدت جنگ از تهران خارج نشدند و بهصورت آنکال در دسترس بودند. کسانی که با این رشته آشنا هستند میدانند انجام لاپاروسکوپی اورژانسی زنان در ساعات شب، حتی در شرایط عادی، در بیمارستانهای دولتی بسیار محدود است. این نکته دیگری است که نائیجی در ادامه برنامه به آن اشاره و درباره جراحیهای لاپاروسکوپی توضیح میدهد: لاپاروسکوپی به جراحیهایی گفته میشود که در آنها شکم با برش بزرگ باز نمیشود و عمل جراحی با کمک دوربین انجام میشود. به دلیل کوچک بودن برشها، این جراحیها کمتهاجمی هستند و آسیب کمتری به بیمار وارد میکنند. امروز بسیاری از جراحیهای زنان به سمت لاپاروسکوپی رفتهاند، اما انجام اورژانسی آنها هنوز در بسیاری از مراکز محدود است، اما حتی در ایام جنگ این خدمات متوقف نشد.
او ادامه میدهد: در آن روزها همه ما احساس میکردیم این همان شرایطی است که برای آن آموزش دیدهایم. در بخش زنان حدود ۱۲ یا ۱۳ عضو هیئت علمی داشتیم و در بخش نوزادان نیز پنج یا شش عضو هیئت علمی حضور داشتند. بیشتر همکاران ما جوان بودند و فرزندان خردسال داشتند، بنابراین نگرانیهای خانوادگی کاملاً طبیعی بود، اما با وجود همه این دغدغهها، همکاران ما در بخش زنان، نوزادان، جراحی عمومی و بیهوشی همگی در کنار بیماران ماندند.
جنگ و افزایش زایمانهای زودرس
نائیجی درباره تأثیر جنگ بر سلامت مادران باردار هم عنوان میکند: بارداری بهطور طبیعی با تغییرات هورمونی همراه است و همین تغییرات میتواند تا حدی اضطراب و تغییرات قلبی ـ عروقی ایجاد کند. حال اگر یک استرس اجتماعی بزرگ مانند جنگ نیز به آن اضافه شود؛ استرسی که نگرانی برای جان خود و عزیزان را به همراه دارد، فشار روانی بر مادران باردار چند برابر خواهد شد.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در دوران جنگ موارد زایمان زودرس و پارگی کیسه آب بهوضوح بیشتر از گذشته بود. یکی از مادران باردار پس از حادثهای که برای مخزن نفت جنوب تهران رخ داد، چند روز با علائم استرس شدید، حملات پانیک و علائم پس از سانحه به بیمارستان مراجعه میکرد و در نهایت دچار پارگی کیسه آب شد و زایمان زودرس داشت.
او ادامه میدهد: یکی از مهمترین پیامدهای نامطلوب در مراقبتهای بارداری، زایمان زودرس است. نوزادان نارس در معرض مشکلاتی مانند فلج مغزی و عوارض تنفسی، متابولیک و رشدی قرار دارند. به همین دلیل، در طب مادر و جنین همه تلاش ما بر پیشگیری از زایمان زودرس متمرکز است. این در حالی است که در دوران جنگ، موارد زایمان زودرس افزایش یافت و واقعاً در بسیاری از موارد امکان پیشگیری از آن وجود نداشت. با این حال به دلیل وجود بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) و همکاری بسیار خوب فوقتخصصهای نوزادان که هر شب در بیمارستان حضور داشتند، نتایج درمانی تفاوت محسوسی با قبل از جنگ نداشت. همان سطح مراقبتی که پیش از جنگ ارائه میکردیم، در دوران جنگ نیز حفظ شد. پرستاران توانمند بخش NICU نیز همگی در محل خدمت حاضر بودند. اگرچه تعداد افراد حاضر در هر شیفت کمتر شده بود، اما با فشردهتر شدن برنامه کشیکها و افزایش ساعات حضور، کیفیت مراقبتها حفظ شد.
مرگ مادر و جنین نداشتیم
او درباره پیامدهای مستقیم جنگ بر مادران باردار میگوید: در بیمارستان مهدیه، هیچ موردی از مرگ مادر یا مرگ جنین که مستقیماً ناشی از تروماهای جنگی باشد، نداشتیم. البته مواردی از زایمان زودرس، دکولمان یا جداشدگی جفت مشاهده شد، اما هیچ مورد مرگومیر مادر یا جنین در اثر این حوادث ثبت نشد.
شبی که مجروحان ورزشگاه بعثت رسیدند
نائیجی با اشاره به یکی از تلخترین خاطرات خود از دوران جنگ میگوید: در روزهایی که ورزشگاه بعثت و همچنین انبار نفت هدف حمله قرار گرفتند، خودم در بیمارستان حضور نداشتم، اما بهطور مداوم با همکاران در تماس بودم. روزی که ورزشگاه بعثت مورد حمله قرار گرفت، تعداد زیادی از جوانان مجروح را به بیمارستان ما منتقل کردند. آنها هنگام ورزش یا تمرین دچار آسیب شده بودند. مدتها بعد، هر زمان با استادان و رزیدنتهایی که آن روز کشیک بودند صحبت میکردم، ناخودآگاه اشک در چشمانشان جمع میشد. آن حادثه از نظر روانی تأثیر بسیار عمیقی بر کادر درمان گذاشت، بهویژه اینکه بسیاری از مجروحان نوجوان بودند.
شایعات جنگی و همدلی مردم
او درباره نگرانیهای ناشی از احتمال حمله به بیمارستان مهدیه در آن ایام هم توضیح میدهد: یکی از ایستهای بازرسی که هدف حمله قرار گرفت، در خیابان فداییان اسلام و در فاصله نزدیکی از بیمارستان بود. پس از آن حادثه، بیماران را به زیرزمین منتقل کردند و تعدادی از کارکنان نیز بیمارستان را ترک کردند. از آنجا که اعمال جراحی الکتیو متوقف شده بود و تعداد زنان باردار مراجعهکننده افزایش یافته بود، سه طبقه بیمارستان را به دو طبقه فعال تبدیل کردیم و طبقه سوم را خالی نگه داشتیم تا نیروها در دو طبقه متمرکز شوند.
به گفته نائیجی این اقدام باعث انتشار برخی شایعات شد، از جمله این که افراد مهمی در طبقه سوم حضور دارند، به همین دلیل ممکن است بیمارستان هدف حمله قرار گیرد. با این حال، چیزی که در دوران جنگ بیش از هر چیز دیدم، نزدیکتر شدن مردم به یکدیگر بود. با وجود همه مشکلات اجتماعی، هم بیماران و هم کارکنان بیمارستان مهربانتر شده بودند و احساس همدلی بیشتری میان همه وجود داشت.
او به این نکته هم اشاره میکند که در آن روزها مراجعات غیرضروری به بیمارستان بهطور محسوسی کاهش یافته بود و تنها بیماران اورژانسی مراجعه میکردند. بیماران سرپایی نیز در درمانگاهها ویزیت میشدند. درمانگاههای بیمارستان هم بسیار شلوغ بود و با وجود اینکه ساعت کاری رسمی تا ساعت دو بعدازظهر بود، معمولاً پزشکان تا ساعت چهار یا پنج عصر خدمت ارائه میکردند.
بیشتر بخوانید:
زنان باردار در معرض ۴۵ ماده شیمیایی رایج قرار دارند
بارداری تمام نمیشود؛ فقط شکلش عوض میشود!
تعداد مراجعات برای زایمان بالا بود
رئیس بخش بارداریهای پرخطر بیمارستان مهدیه درباره تعداد زایمانها در دوران جنگ هم بیان میکند: به آمار دقیق زایمانها در آن دوران دسترسی ندارم، اما تعداد مراجعهها بالا بود. بسیاری از مادرانی که در آستانه زایمان بودند، تمایلی به ترک تهران نداشتند، زیرا در صورت خروج از شهر باید در یک شهر جدید، پزشک و مرکز درمانی تازهای پیدا میکردند. بیشتر آنها ترجیح میدادند ابتدا زایمان کنند و پس از آن، همراه نوزاد از تهران خارج شوند. نکته مهم دیگر حضور دستیاران تخصصی بود. آنها دانشجو بودند و در آن شرایط اگر در بیمارستان حاضر نمیشدند، امکان توجیه غیبت یا استفاده از مرخصی را داشتند و از این بابت با مشکل خاصی مواجه نمیشدند، اما واقعاً حتی یک مورد غیبت رزیدنت نداشتیم.
به گفته این متخصص، واقعاً به این دانشجویان افتخار میکنم. در شرایطی که جامعه با مشکلات اقتصادی و اجتماعی متعددی روبهروست، آنها با انگیزه، احساس مسئولیت و رضایت در کنار بیماران ماندند. به نظرم این جوانان سرمایههای ارزشمند کشور هستند و سیستم باید برای آینده آنها برنامهریزی و از آنها حمایت کند.
انساندوستی؛ فراتر از لباس سفید
نائیجی در پاسخ به این سوال که چه عاملی باعث میشود پزشک، پرستار یا دانشجوی پزشکی در شرایط جنگی، با وجود خطرات موجود، به فکر نجات جان دیگران باشد، میگوید: به نظر من این روحیه در وجود انسان نهادینه میشود. شبیه همان پرستاری که در فیلمهای منتشرشده از بیمارستان خاتم اقدام به نجات سه نوزاد کرد. البته اگر پرستار هم نبود و یک رهگذر عادی در خیابان بود، باز هم برای کمک به همنوع خود اقدام میکرد. فکر میکنم این روحیه از تربیت خانوادگی، آموزش، فرهنگ عمومی و باورهای اخلاقی و دینی جامعه سرچشمه میگیرد.
او تاکید میکند: بعد از این جنگ، شاید لازم باشد بیش از گذشته به مسائل اخلاقی در جامعه و نظام آموزشی توجه کنیم؛ اینکه فرزندانمان را چگونه تربیت میکنیم و قرار است آنها در آینده چه نگاهی به جامعه و انسانهای اطراف خود داشته باشند. من معتقدم حس انساندوستی، پیش از آنکه به شغل افراد مربوط باشد، یک ویژگی درونی و نهادینهشده در وجود انسان است و ارتباط مستقیمی با پزشک یا پرستار بودن ندارد.





