ورزشی

کاش تارتار فقط به من زنگ می‌زد؛ دستش را می‌بوسیدم | گفتند تجمع رفتی پرسپولیسی‌ها قبولت نمی‌کنند!

کاپیتان اسبق پرسپولیس گفت: نمی‌دانم چرا با سه مساوی فکر می‌کنند کار بزرگی انجام داده‌اند. فوتبال لحظه‌ای است و کری برای بزرگتر قشنگ نیست. مگر مجسمه امثال حجازی، عابدزاده، پروین، پورحیدری و حشمت مهاجرانی را ساخته‌اند که مجسمه سرمربی تیم ملی را بسازند؟

به گزارش همشهری آنلاین، بهروز رهبری‌فرد را در ماه‌های اخیر، بسیار قضاوت کردند؛ به طور دقیق از زمانی که او در تجمعات مردمی در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل شرکت کرد. همه می‌گفتند او نتیجه‌ی حضور در این میان مردم را خواهد گرفت و برخی پا را فراتر گذاشته و مدعی بودند او جانشین افشین پیروانی در پرسپولیس می‌شود. خودش می‌گوید «دلی» به میدان رفته و هیچ انتظاری برای حضور در فوتبال ندارد. رهبری‌فرد تأکید می‌کند که پیش از این شغل‌اش بیکاری بوده و همچنان هم در خانه است و هیچ پیشنهادی هم ندارد. تازه خودش مدعی است پیش از این چند ماه، حداقل یکی دو تیم به عنوان دستیار سراغش می‌آمدند، اما همین اتفاق هم دیگر رخ نداده است. با کاپیتان اسبق پرسپولیس گپ زدیم؛ او از خودش دفاع کرد و صحبت‌های جالبی به زبان آورد.

این مصاحبه پیش روی شما است.

آقا بهروز؛ این روزها کجایی؟ عجیب است که همچنان جایی در فوتبال نداری. چرا؟

من هم مثل مردم با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنم و سرم در لاک خودم است. من همان رهبری‌فردِ سابق هستم و زندگی خودم را می‌کنم. بیکاری که شغل من بود و همچنان به آن پایبند هستم.

بعد از حضورِ مداوم در تجمعات شبانه، خیلی‌ها می‌گفتند بهروز رهبری‌فرد حتماً در فوتبال مشغول به کار می‌شود.

عزیزانی که مرا قضاوت می‌کردند، الان چه حرفی برای گفتن دارند؟ من همان زمان هم گفتم که «دِلی» و به خاطر کشورم راهی میدان شده‌ام و هیچ قصد و هدفی ندارم. در تمام سال‌های اخیر در خانه نشسته‌ام و الان نیز همینطور.

قضاوت در مورد شما این بود که به‌زودی پُستی در فوتبال می‌گیری. بگذار رک و راست بگویم که خودم هم چنین فکری می‌کردم.

من از اداره پست زیاد نامه می‌گیرم، اما تا به حال پستی در فوتبال به من پیشنهاد نداده‌اند ( می‌خندد ).

البته گروهی پا را فراتر گذاشته و می‌گفتند جای افشین پیروانی را در پرسپولیس می‌گیری. آیا تماسی با تو گرفتند؟

سال ۱۳۸۶ آخرین سالی بود که برای پرسپولیس بازی کردم. یک سال محمد پنجعلی مدیر آکادمی شد و من و بزیک را به عنوان مربی امیدهای پرسپولیس انتخاب کرد. قراردادم ۳۰ میلیون تومان بود که آن را هم ندادند. همیشه به پرسپولیس و انتخاب‌های باشگاه احترام گذاشته‌ام، اما از وقتی به عنوان یک ورزشکار کنار مردم رفتم، احساس می‌کنم مسئولان این باشگاه با من بد شده‌اند.

چطور؟ اتفاقی افتاده؟

یک جایی گفته‌اند چون رهبری‌فرد در خیابان و کنار مردم بوده، شاید طرفداران پرسپولیس او را نپذیرند! من نمی‌دانم این چه حرفی است. من فقط از این موضوع ناراحت هستم که رفتار برخی از مسئولان با من عوض شده است.

با شناختی که از تو دارم، قطعاً پشیمان نیستی که به خیابان‌ رفتی و کنار مردم بودی…

مردم بدانند اگر بهروز آمد در خیابان، هیچ اتفاقی نیفتاد و من همان آدمی هستم که بودم. اصلا هم پشیمان نیستم و اتفاقاً خیلی هم خوشحالم. شاید در ابتدا یک ذهنیتی وجود داشت که با من معامله شده است. الان اما مطمئن شدم که اگر پستی هم داشتم از من می‌گرفتند! وقتی جنگ باشد کنار مردم می‌روم؛ آرامش باشد که به من و امثال من نیاز نیست. اگر بخواهند همین الان هم جنوب می‌روم. هر جا که موشک باشد می‌روم.

همان جمله شهید چمران؟

دقیقاً. آن جمله شهید چمران همیشه در ذهنم باقی مانده است. ایشان می‌گفت وقتی ناقوس جنگ به صدا در می‌آید، می‌شود مرد را از نامرد تشخیص داد.

اما عجیب است که در پرسپولیس، پست سرپرستی را به خداداد عزیزی هم تعارف زدند، اما به شما و امثال شما نه.

خداداد از طرف آقای دبیر معرفی شده بود. شنیدم که می‌خواست اسکوچیچ را بیاورد، اما این اتفاق رخ نداد. من از دوستانی در باشگاه سئوال کردم که آیا خداداد بازیکن پرسپولیس بوده که قرار است این پست را به او بدهید؟ محمد پنجعلی، دکتر زادمهر و هزار و یک پیشکسوت موجه حضور دارند، چرا خداداد؟ می‌دانید چه جوابی گرفتم؟

چه جوابی؟

گفتند چون خداداد خوب دعوا می‌کند و مصاحبه‌های جنجالی انجام می‌دهد و کار را در می‌آورد، می‌خواهیم او را بیاوریم تا از حق پرسپولیس دفاع کند. یعنی کار پرسپولیس به آنجا رسیده که در زمین نمی‌تواند نتیجه بگیرد، بعد می‌خواهد دعوا کند؟ پس چرا صحبت از مربی اخلاق می‌کنید؟ اصلاً تقصیر خداداد نیست، مقصر افرادی هستند که به او پیشنهاد داده‌اند. خداداد دوست صمیمی من است و حتماً نیت‌اش این بوده که به پرسپولیس کمک کند، اما شاید در جریان نبوده که برای دعوا و مصاحبه می‌خواستند جذبش کنند.

در مورد مهدی تارتار چه نظری داری؟ حدس می‌زنم با حضور همبازی قدیمی‌ات روی نیمکت پرسپولیس موافقی..

می‌دانید که وقتی باشگاه پرسپولیس می‌خواهد مربی بیاورد، آن مربی باید از فیلترهای بسیاری عبور کند. باید پرونده مربی پاک باشد و خیلی‌ها تأییدش کنند. قبل از اینکه تارتار مربی شود، در شیان و یک سالن ورزشی او را دیدم. به او گفتم خبر دارم که تو، مطهری، یحیی و اسکوچیچ گزینه هستید. به تارتار گفتم، من خیلی این در و آن در می‌زنم که تو سرمربی پرسپولیس شوی. او در جواب گفت اگر من مربی پرسپولیس شوم، باید بیایی و کمکم کنی. گفتم با اینکه در این برهه علاقه‌ای به حضور در فوتبال ندارم، اما اگر نیاز بود چشم. او مربی پرسیولیس شد، اما تا الان تماسی با من نگرفته است.

شاید فراموش کرده و یا کادرفنی‌اش تکمیل شده. بالاخره تارتار سال‌ها در لیگ برتر کار کرده و با کادر فعلی نتایج خوبی هم گرفته.

شاید اگر به من می‌گفت، قبول نمی‌کردم و شاید هم قبول می کردم. دوست داشتم مهدی به من زنگ می‌زد و می‌گفت دمت‌گرم. اشکال ندارد نباشی؟ بخدا دستش را هم ماچ می‌کردم.

از بحث پرسپولیس خارج شویم. یکی از سوژه‌های اصلی فوتبال ایران در روزهای اخیر، مصاحبه علیرضا بیرانوند است که گفته بعد از نتایج جام جهانی، باید مجسمه امیر قلعه‌نویی را بسازند!

به نظر من هر فوتبالیستی در دوره خودش سعی کرده به تیم ملی کمک کند. از دهه‌ها قبل تا الان، بازیکنان مختلف همیشه تلاش کرده‌اند پرچم ایران را بالا ببرند. در مورد خصوصیات اخلاقی ورزشکاران یک موضوع مهم وجود دارد؛ اینکه آنها باید همیشه به بزرگترشان احترام بگذارند. اینکه بخواهیم بگوییم ما از دهه‌های قبلی بهتر بودیم که نمی‌شود. آقای بیرانوند؛ می‌خواهی بگویی نسل ۹۸ خوب نبودند؟ بد بودند؟ وقتی نظرسنجی می‌گذارند، تیم ۹۸ می‌شود تیم قرن. تازه من هم در تیم ۹۸ نبودم که بخواهم وکیل‌مدافع آن‌ها باشم؛ فقط نظرم را می‌گویم.

در مورد مجسمه چطور؟ باید بسازیم؟

نمی‌دانم بیرانوند چرا این صحبت‌ها را انجام می‌دهد. وقتی از گروه بالا نمی‌آیی، یعنی نتیجه نگرفته‌ای. تازه در این جام که ۴۸ تیمی بود و کیفیت بالایی هم نداشت.

اما به هر حال نامش جام جهانی است دیگر..

شما در جام جهانی باید دیدارهایی شبیه فرانسه و برزیل در سال ۱۹۸۲ را ببینید. یا انگلیس و آرژانتین در سال ۱۹۸۶. فوتبال یعنی این‌ها. نمی‌دانم چرا با سه مساوی فکر می‌کنند کار بزرگی انجام داده‌اند. تیم بچه‌های دولاب را دو ماه به من بدهند، نیوزیلند را می‌برم. خواهش می‌کنم فوتبال را اینقدر بی‌حرمت نکنید. فوتبال لحظه‌ای است و کری برای بزرگتر قشنگ نیست. مگر مجسمه امثال حجازی، عابدزاده، پروین، پورحیدری و حشمت مهاجرانی را ساخته‌اند که مجسمه شما را بسازند؟

مصاحبه را خودت تمام کن…

متأسفانه در روزها، هفته‌ها و ماه‌های اخیر، به‌خصوص در فضای مجازی دیدم که میان احمدرضا عابدزاده و علیرضا بیرانوند مقایسه‌هایی انجام داده‌اند. عابدزاده دروازه‌بانی بود که تیمش دفاع نمی‌خواست. احمد برای خودش یک مدافع بود. فکر می‌کنی چرا مهدی هاشمی‌نسب اینقدر گل می‌زد؟ چون عابدزاده مدام به مهدی می‌گفت برو جلو، نمی‌خواهد در خط دفاع بایستی. الان همه در حد خودشان خوب هستند، اما دیگر دروازه‌بانی نزدیک به او هم ندیده‌ایم. احمد، بزرگ او بود و ۱۰۰ سال دیگر هم مثل او نمی‌آید. شما اگر بزرگ باشی، نیازی نیست که از خودت تعریف کنی؛ باید بگذاری تا مردم قضاوت کنند. همان کاری که عابدزاده انجام می‌دهد، اما بیرانوند نه.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا