ماجرای زن ۳۸ ساله برزیلی که خود را دختر ۱۱ ساله جا زد

پرونده زنی ۳۸ ساله در برزیل که بیش از یک سال خود را دختری ۱۱ ساله جا زد و توانست اعتماد زوجی میانسال را جلب کند، به یکی از عجیبترین پروندههای فریبکاری این کشور تبدیل شده است. او برای واقعی جلوه دادن این نقش از پستانک و شیشه شیر استفاده میکرد، پوشک میپوشید، با صدای کودکانه حرف میزد و حتی برایش جشن تولد ۱۲ سالگی گرفتند؛ تا اینکه یکی از بستگان خانواده به گذشته او شک کرد و ماجرا فاش شد.
ماجرا زمانی پایان یافت که مأموران پلیس برای دستگیری آماندا ماریا سوزا د اولیویرا وارد خانه شدند. زنی که او را به خانه خود آورده و از او مراقبت کرده بود، همچنان تصور میکرد با یک کودک آسیبپذیر روبهرو است و حتی هنگام انتقال او از مأموران خواست اجازه دهند برایش لباس گرم بیاورد، چون ممکن است سردش شود.
اما فردی که پلیس با خود برد، کودک نبود. آماندا اولیویرا ۳۸ ساله سابقهای طولانی در جعل هویت و فریب دیگران داشت.
او برای باورپذیر کردن نقش خود پستانک میمکید، از شیشه شیر مینوشید، پتوی مخصوص کودکان همراه داشت و با اعضای خانوادهای که او را پذیرفته بودند با صدایی کودکانه صحبت میکرد.
در لحظه دستگیری اما این ظاهر کنار رفت. رودریگو گوسو، رئیس پلیس، هنگام مواجهه با او گفت: «نمایش تمام شده است.»
آماندا که روی تختی پر از عروسک و اسباببازی نشسته بود، این بار با صدای طبیعی و بم خود پرسید: «باید با شما بیایم؟»

این فریب حدود ۱۴ ماه ادامه داشت. آماندا که خود را «گابریله» معرفی میکرد، با زوجی میانسال در شهر ژوینویل در جنوب برزیل آشنا شد.
نخستین ارتباط آنها در کلیسای انجیلی شکل گرفت که این زوج به آن رفتوآمد داشتند. مدتی بعد، آماندا به نانوایی کوچک آنها رفت و این بار ادعا کرد ۱۸ ساله و نانوایی باتجربه است.
او از مشکلات مالی و جسمی خود صحبت کرد و از آنها خواست هم به او کار بدهند و هم جایی برای اقامتش فراهم کنند. این زوج با او همراهی کردند و او را به خانه خود بردند.
تحقیقات نشان داد مادر خانواده در آن زمان به دلیل ترک خانه از سوی پسرش از نظر عاطفی شرایط آسیبپذیری داشت.

اما پس از جلب اعتماد خانواده، داستان آماندا تغییر کرد و حتی سنش کمتر شد. آماندا پس از مدتی ادعا کرد در واقع دختری ۱۱ ساله است که از دست پدری خشن و آزارگر فرار کرده است.
خانواده نیز با شنیدن این داستان، بیش از پیش از او حمایت کردند. اتاقی جداگانه در اختیارش گذاشتند و آن را با عروسک و اسباببازی پر کردند.
زمانی که بعضی افراد نسبت به ظاهر بزرگسالانه او ابراز تردید کردند، آماندا توضیح تازهای ارائه داد. او مدعی شد در دورهای که مورد آزار قرار گرفته، به اجبار هورمون مصرف کرده و به همین دلیل ظاهرش با سن واقعیاش تناسب ندارد.

رفتار او نیز بخشی از این نمایش بود. معمولاً کلاه یا پوششی روی سر داشت، کمتر به چشم بزرگسالان نگاه میکرد و سعی میکرد تا حد امکان در معرض نگاه دیگران قرار نگیرد. بنا به گزارشها هر زمان صحبت از مقامهای رسمی یا نهادهای دولتی میشد، دچار اضطراب میشد و ادعا میکرد پدرش ممکن است رد او را پیدا کند.
آماندا خانواده را متقاعد کرد که او را در مدرسه ثبتنام نکنند و فرایند رسمی فرزندخواندگی را نیز آغاز نکنند. دلیل او این بود که ایجاد هرگونه سابقه رسمی یا مدرک میتواند باعث شود پدری که از او فرار کرده بود، محل زندگیاش را پیدا کند.
بر اساس منابع نزدیک به پرونده، آماندا حتی برای انجام بعضی کارهای بسیار ساده از خانواده پول میگرفت. گفته شده برای مسواک زدن حدود ۳۸ دلار و برای کنار گذاشتن پوشک حدود ۱۹۰ دلار دریافت کرده است.

او این پولها را برای خرید خرج میکرد. با این حال وکلایش بعداً ادعا کردند انگیزه اصلی او پول نبوده و بیشتر میخواسته مورد مراقبت و توجه قرار گیرد.
آماندا برای تقویت روایت خود شخصیتی خیالی به نام «کشیش باربارا» ساخت. این فرد ظاهراً ادعا میکرد پیش از این از آماندا مراقبت کرده و حتی برای گرفتن حضانت او تلاش کرده است. با این حال، باربارا هیچگاه تماس تلفنی یا پیام صوتی ارسال نکرد و تمام ارتباطها فقط از طریق پیام متنی انجام میشد.
نکته مشکوک این بود که اشتباهات املایی پیامهای باربارا دقیقاً مشابه اشتباهات آماندا بود. پس از دستگیری آماندا نیز حساب مربوط به این شخصیت ساختگی بلافاصله از فعالیت افتاد.

بررسی تلفن همراه او همچنین نشان داد هر زمان اعضای خانواده به خواهرزادهها یا برادرزادههای خود توجه میکردند، آماندا واکنش منفی نشان میداد. او از عکسهای آنها ناراحت میشد و شکایت میکرد که این کودکان از او زیباتر هستند.
خانواده حتی برای دوازدهمین سالگرد تولد آماندا دعوتنامه چاپ کردند و برای او جشن گرفتند.
اما اوایل سال جاری یکی از بستگان خانواده به رفتارهای او مشکوک شد و شروع به جستوجوی اینترنتی کرد. این جستوجو در نهایت به گزارشهایی درباره پروندههای مشابه آماندا در نقاط دیگر برزیل رسید.
پس از اطلاع خانواده، پلیس در دوم ژوئن وارد خانه شد و او را دستگیر کرد.

آماندا هنگام بازجویی تأکید کرد که هدفش به دست آوردن پول نبوده است. وقتی از او پرسیده شد چه چیزی از خانواده دریافت کرده، پاسخ داد: «فقط غذا، لباس، جایی برای خواب و چیزهایی از این دست.»
آماندا انگیزه خود از این فریب را اینگونه توضیح داد: «فقط میخواهم به شکلی از من مراقبت شود که با سنم همخوانی ندارد.»
پرونده او در برزیل بازتاب گستردهای پیدا کرد و رسانههای ملی، برنامههای تلویزیونی و شبکههای اجتماعی به آن پرداختند.
گزارش شده محتوای مرتبط با داستان او در اینستاگرام نزدیک به ۲۰۰ میلیون بازدید داشته است. پابلو اورتلادو، استاد سیاستگذاری عمومی و مدیریت دانشگاه سائوپائولو، میگوید جذابیت این پرونده بیشتر از غیرعادی و باورنکردنی بودن آن ناشی میشود.

آماندا اهل ایالت سئارا در برزیل است و گفته شده بیش از یک دهه با هویتهای مختلف خود را بهعنوان دختر یا کودک آسیبپذیر معرفی کرده است. او در برزیل با لقب «آماندای کوچک» شناخته میشود.
گزارشها حاکی از آن است که او در اواخر دهه ۲۰۰۰، زمانی که در دهه بیست زندگی خود بود، وارد یک مرکز پلیس شد و ادعا کرد تنها ۱۲ سال دارد.
او در آن زمان پدر و مادر خود را به آزار و مجبور کردنش به فعالیت جنسی متهم کرده بود.
پلیس او را با پروندههایی مشابه در دستکم هفت ایالت مرتبط دانسته است. شیوه کار او معمولاً نزدیک شدن به خانوادهها از طریق کلیساها و پناهگاهها بوده است.

این زن ۳۸ ساله برزیلی، طی سالها با نامهای مختلفی زندگی کرده است. در دوران همهگیری ویروس کووید-۱۹، او با نام «امیلی» خود را دختری ۱۳ ساله مبتلا به سرطان خون معرفی کرد.
یکی از زنانی که داستان او را باور کرده بود، آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که نام این کودک ساختگی را روی مچ دست خود خالکوبی کرد.
در مورد دیگری، آماندا در ریودوژانیرو خود را قربانی آزار مبتلا به اوتیسم معرفی کرد و نام «دودا» را برای خود انتخاب کرده بود. اما بررسی تلفن همراهش نشان داد عبارتهایی مانند «فرد مبتلا به اوتیسم چگونه رفتار میکند؟» و «چگونه مثل قربانی آزار نقاشی کنیم؟» را در اینترنت جستوجو کرده بود.

در سال ۲۰۲۰ آماندا با نام «جولیا» وارد یک پناهگاه کودکان شد و بار دیگر ادعا کرد ۱۲ ساله است. این بار روایت کرده بود که از دست پدری فرار کرده که با امور ماورایی سروکار داشته و او را مجبور به تنفروشی کرده است.
کارکنان پناهگاه ابتدا داستان او را باور کردند، اما یک هفته بعد معاینه پزشکی نشان داد که او زن بزرگسالی است.
آماندا پس از افشای حقیقت از پناهگاه خارج و ناپدید شد تا بعداً با هویتی تازه در جای دیگری ظاهر شود.
پروندههای قدیمیتر او نیز نشان میدهند در دهه بیست زندگی سابقه بستری روانپزشکی و آسیب زدن به خود داشته و از همان زمان عادت به معرفی خود بهعنوان کودک با نامهای جعلی وجود داشته است.

بازداشت دختر سخنچین برزیلی که با دروغهای خود مردم یک شهر را به گروگان گرفته است
در جریان آخرین محاکمه، گزارش رسمی روانپزشکی اعلام کرد آماندا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلاست، اما در عین حال کاملاً متوجه رفتار خود و پیامدهای آن بوده است.
یکی از ارزیابان به رفتارهای فریبکارانه و نبود احساس پشیمانی در او اشاره کرد. در مقابل، کارشناسان معرفیشده از سوی تیم دفاع استدلال کردند که آماندا بیشتر از زندان به درمان نیاز دارد.
قاضی روژریو مانکه این دفاع را نپذیرفت و اعلام کرد آماندا توانایی تشخیص درست از غلط را داشته و با وجود این آگاهانه مسیر نادرست را انتخاب کرده است.

وکلای آماندا همچنان اصرار دارند که او بیش از آنکه یک کلاهبردار باشد، فردی آسیبدیده است. لوسیو سوسا، وکیل او، میگوید تمام شواهد نشان میدهد که آماندا هزینه مالی قابلتوجهی به آخرین خانواده وارد نکرده است.
او میگوید: «او قبول دارد که یک هویت ساختگی ایجاد کرده است. این راهی بوده که برای زنده ماندن پیدا کرده، اما بیش از ۲۰ سال است که فردی آسیبپذیر بوده است.»
قاضی اما نظر متفاوتی داشت و رفتار آماندا را «شیوهای واقعی از زندگی بر پایه استفاده از هویتهای جعلی برای زندگی با هزینه دیگران» توصیف کرد.
در نهایت آماندا به جرم کلاهبرداری و استفاده از هویت جعلی مجرم شناخته شد و به یک سال، ۱۰ ماه و ۲۸ روز زندان محکوم شد.


