دانلود قسمت ۳ سریال ساهره از شبکه ۳ + تماشای آنلاین قسمت ۳ سریال ساهره به همراه خلاصه داستان
در این مطلب از مجله اینترنتی کولاک شما می توانید قسمت ۳ سریال ساهره که از اول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ پخش می شود را به صورت آنلاین تماشا کنید و خلاصه ای از این قسمت را در ادامه مطالعه کنید. همراه ما باشید.
مجموعه تلویزیونی «ساهره» بهعنوان یکی از تولیدات جدید مناسبتی ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ معرفی شد؛ اثری داستانمحور با فضایی تأملبرانگیز که میکوشد مخاطب را با پرسشهای بنیادین درباره مرگ، زندگی و سرنوشت انسان روبهرو کند.
این سریال به کارگردانی حمیدرضا لوافی و تهیهکنندگی سید رامین موسویملکی تولید شده و فیلمنامه آن را مینا خدیوی نگاشته است. «ساهره» در قالب ۳۰ قسمت، هر شب پس از افطار از شبکه سه سیما پخش میشود.
دانلود قسمت ۳ سریال ساهره
https://player.telewebion.ir/0xc7e1e2d?return_url=https://telewebion.ir/product/0xc7dab53
خلاصه داستانی از قسمت ۳ سریال ساهره
مریض عطیه زنگ اتاقشو میزنه عطیه وقتی به اونجا میره بیمار بهش میگه که چرا ماسکتو برداشتی و بهش رسیدگی میکنه. او به عطیه میگه میخوام بهت یه پیغام بدم او وقتی میخواد پیغامشو به عطیه بده قبل از گفتنش از حال میره. عطیه پیش مریم میره و بهش میگه نتونستم گوشیو بهش تحویل بدم قرار شد امروز صبح برم شرکتش و اونجا گوشیو بدم مریم بهش میگه تو الان شیفتی چه جوری میخوای بری؟ اگه دکتر بفهمه خیلی بد میشه! عطیه میگه تو حواست به اینجا باشه نذار بفهن که نیستم من سریع میرم و میام. بعد از رفتن عطیه یکی از بیمارها که میخواد مرخص بشه و برادر احسان هست میخواد عطیه را ببینه اما سوپروایزر بهش میگه چند دقیقه پیش دکتر عاطف رفت. عطیه سپس با سرعت به طرف شرکت احسان راهی میشه.
وقتی به شرکت میرسه به منشی میگه من با آقای احسان آزموده قرار ملاقات داشتم باید چیزی بهشون میدادم منشی گریه میکنه و میگه برین پیش آقای قادری وکیل ایشون. بابک وقتی متوجه میشه روز قبل عطیه با احسان صحبت کرده و باهاش قرار ملاقات گذاشته شوکه میشه اما همان موقع صدای دعوا و داد و بیداد میاد که از اتاق بیرون میره. او متوجه میشه که برادر حسان در حال به هم ریختن اونجاست و داد میزنه و میگه با برادر من چیکار کردی بابک؟ بابک عصبانی میشه سیلی تو صورتش میزنه که باعث میشه او رو زمین بیفته و میگه زدی یه بچه رو بی پدر کردی الان اومدی میپرسی که برادرت چی شد؟ اون مرد همون موقع چشمش به عطیه میافته و او را میشناسه و میگه دکتر هاتف؟ عطیه با عجله و تعجب از اونجا میره.
او تاکسی میگیره و تو مسیر به احسان زنگ میزنه و میگه بهتره سریعاً برین سمت شرکت چون برادرتون با آقای قادری دعواشون شد و کتک کاری کردن. احسان کلافه شده و بهش میگه چی میگین شما خانوم؟ من الان نزدیک ۷ ساله برادرمو ندیدم شما قرار بود امروز بیاین چرا نیومدین؟ عطیه با کلافگی میگه من نمیدونم شما چرا دارید این بازیو در میارین ولی من یک بار به خاطر شما توبیخ شدم دیگه اجازه نمیدم به خاطر شما همچین اتفاقی واسم بیفته الانم داره بارون میاد دیر میرسم بیمارستان خواستین بیاین اونجا گوشیو تحویل بگیرین و تلفنو قطع میکنه. احسان به قدیری میگه این زن خل وضعه میگه داره بارون میاد تو این روز افتابی! بعد میگه برادرم با بابک دعواش شده اصلاً نمیفهمم چی میگه! قدیری میگه اطلاعات زیادی هم داره بسپارش به من من خودم میرم بیمارستان هم میبینمش هم گوشیو میگیرم.
احسان میره پیش بابک و بهش میگه تو از برادر من خبر داری؟ آخرین بار کی دیدیش؟ بابک میگه این چه سوالیه که یهویی اومدی پرسیدی؟ آخرین بار هفت هشت سال پیش دیدمش که برای گرفتن ارثیش اومده بود سپس به احسان میگه نکنه این دختریو که گفتی دربارش تحقیق کنم میخوای برای برادرت بگیری؟ نکن این کارو این دختر براش زیادیه احسان دلیلشو میپرسه که بابک میگه بالاخره این دختر دانشجوی پزشکیه در سطح برادر بیکار تو نیست! سپس تو این فلش چیزهایی که دربارهاش فهمیدم هست، احسان فلشو میگیره و میره میزنه تو لپ تاپ. او کارت دانشجویی و کارت شناسایی عطیه را تو فلش ریخته. مادر استاد بچهها اومده بیمارستان که با مریم و دو نفر دیگه تو آسانسور هستن.
مریم با همکاراش درباره اینکه مادر استاد میخواد بیاد تا عروسشو ببینه صحبت میکنه آنها میپرسن حالا عروس خانم کی هست؟ او میگه همین که خودش خوب میدونه و با همدیگه در این باره صحبت میکنن. مادر دکتر هم چیزی بروز نمیده و با لبخند از پیششون میره. بعد از تایم کاری قدیری از شرکت میره به بیمارستان محل کار عطیه که خودش گفته بود اما نه پذیرش و نه دانشجویهای پزشکی کسی به اسم عطیه هاتف را نمیشناسند و میگن اصلاً کسی به این اسم اینجا نیست. قدیری هم میریزه و شروع میکنه زنگ زدن به عطیه. از طرفی عطیه با مریم رفتن دنبال خونه میگردن و عطیه وقتی میبینه شماره داره بهش زنگ میزنه جواب نمیده و میگه حتماً یکی از این املاکیاست




