جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر، پرحاشیه و بیرونق؛ این فیلم در کجای سینمای ایران قرار دارد؟

حوادث غمبار دیماه، عامل اصلی رونق نداشتن جشنواره چهل و چهارم بود، زیرا برخی هنرمندان اعتقاد داشتند در شرایط فعلی، برگزاری جشنواره موضوعیت ندارد.
سجاد تبریزی – روزنامه اطلاعات| چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، امسال با اما و اگرهای بسیاری شروع شد و با حواشی بیشتری ادامه پیدا کرد ولی مطابق تقویم اعلامی اجرا شد. دلیل اصلی آن، اتفاقات ناگوار دیماه و کشته شدن چند هزار تن از هموطنانمان در اعتراضات بود، موضوعی که دل همه ایران را به درد آورد و خانواده های بسیاری را داغدار کرد.
واکنش هنرمندان به جشنواره، عمدتا درباره نوع برنامهریزی آن و در نظر نگرفتن شرایط کشور بود. برخی اهالی سینما حضور در جشنواره را تحریم کردند و برخی دیگر، بدون آن که در این مورد حرفی بزنند به بهانه مشغله کاری یا مسافرت از حضور در برنامهها طفره رفتند.
با این حال، جشنواره طبق روال عادی با شرکت ۳۱ فیلم در بخش اصلی سودای سیمرغ از ۱۲ تا ۲۲ بهمن برگزار شد اما آنچه در جشنواره امسال بیشتر به چشم آمد، حضور فیلمهای مستقل بود که با سرمایههای بخش خصوصی و بدون تحمیل هزینه به بودجه عمومی ساخته شدند. امسال دستکم چهار فیلم مستقل در جشنواره حضور داشت که «پروانه» به دلیل قرار گرفتن در ژانری متفاوت، بیشتر مورد بررسی و نقد قرار گرفت.
مشکلات فیلمهای مستقل
فیلم سینمایی مستقل، فیلمی است که با سرمایه بخش خصوصی ساخته میشود، پس قاعدتا باید شرایط بهتری برای ساخت آن فراهم شود، اما در عمل، عکس این اتفاق میافتد. محمد برزوییپور، کارگردان فیلم اولی و مستقل «پروانه» میگوید: کسی که مستقل کار میکند درگیر اتفاقات زیادی است.
بودجه و زمان و امکانات برای مستقلها کمتر است و باید با کمترین هزینه و زمان، بهترین بهرهبرداری را داشته باشند. یک فیلمساز حمایتشده، چالش های فیلمساز مستقل را ندارد، عجله ندارد و در آرامش کار میکند. وی میافزاید: نکته دیگر این که فیلمهای مستقل با فیلمهای حمایتشده، با هم در یک مسابقه داوری میشوند؛ در حالی که شرایط ساختشان نابرابر بوده.
غم جشنواره
یکی از ویژگی های امسال جشنواره برگزاری آن پس از اتفاقات تلخ و خونین دی ماه بود که بر فضای جشنواره تاثیر گذاشت. برزوییپور میگوید: ما هم مثل همه مردم به دلیل اتفاقاتی که افتاد غمگین بودیم. من دوست داشتم در یک شرایط بهتر و با آرامش بیشتر، نتیجه زحماتم را ببینم.
امیدوارم روزی بتوانم در جایی حرفهایی را که در دل دارم بزنم. به هر حال امسال شرایط ویژه بود.بالاخره من به عنوان یک کارگردان فیلماولی باید حضور پیدا میکردم و این حضور تبعاتی هم داشت.
محدودیت ژانر
اهالی سینما به خلاصه شدن سینمای ایران در دو سه ژانر اصلی اشاره میکنند. برزوییپور که فیلمش ژانر متفاوتی دارد میگوید: ژانر در سینمای ما محدود به اجتماعی و کمدی شده و از این رو چشم مخاطب به ژانرهای دیگر به عنوان یک فیلم ایرانی عادت ندارد.
به همین دلیل، شاید فیلم پروانه از حوصله مخاطب عام خارج باشد اما سؤال این است که آیا ما تاکنون در فضاهای متفاوت فیلم ساختهایم تا حوصله مخاطب را بسنجیم؟ تمامی نقدهایی که تاکنون در مورد پروانه گفته شده، در مقایسه با فیلمهای خارجی بوده، چون در ایران روی ژانر روانشناختی کار زیادی نشده است.
وی میافزاید: شاید یکی دیگر از دلایل این باشد که ما آدمهای نتیجهگرایی هستیم، صبوری نمیکنیم و میخواهیم به سرعت جواب بگیریم. در مورد فیلم خودم، به نظرم لازم است این فیلم با صبوری و دقت بیشتری دیده شود. ما در آن به جزئیات پرداختهایم و فکر میکنم در انتهای فیلم مخاطب میتواند به جزئیاتی که در مسیر گذاشتیم برگردد.
جشنواره بیرونق
حوادث غمبار دیماه، عامل اصلی رونق نداشتن جشنواره چهل و چهارم بود، زیرا برخی هنرمندان اعتقاد داشتند در شرایط فعلی، برگزاری جشنواره موضوعیت ندارد. محمدحسین لواسانی، خبرنگار سینمایی میگوید: امسال جشنواره خوب شروع نشد، روال خوبی نداشت و خوب هم به اتمام نرسید.
در سالهای گذشته، تماسهای زیادی از طرف دوستان و آشنایان داشتم که دنبال تهیه بلیت بودند اما امسال شاید فقط یکیدو نفر، آن هم برای فیلمهای خاص تماس گرفتند. به نظرم اگر آمار رسمی از سینماها بگیریم، اطلاع دقیقتری از وضعیت استقبال از جشنواره به دست خواهیم آورد.
این خبرنگار باسابقه ادامه میدهد: امسال بخشی از تمرکز روی فیلمهای روانشناختی بود که «حال خوب زن»، «خواب»، «آرامبخش» و «پروانه» در آن دایره قرار میگیرند. این فیلمها سوژههای خاصی داشتند که ورود به آنها جسارت میخواست. به نظرم حتی بدون در نظر گرفتن کیفیت، صرف ورود به این سوژهها اتفاق خوبی است.
وی به بازتاب جنگ ۱۲ روزه در جشنواره امسال اشاره میکند و میگوید: «نیمه شب»، «سلطان» و «قمارباز» از جمله فیلمهای مرتبط با جنگ ۱۲ روزه در جشنواره بودند. هر چند بهنظرم نیازی به عجله در ساخت آنها نبود و اگر فیلمها پختهتر میشد اتفاق بهتری میافتاد.
اول استقلال، بعد حمایت
فیلم« قمارباز» در ژانر جنگ و مرتبط با جنگ ۱۲ روزه، بدون حمایت تهیه شد. لواسانی با اشاره به این موضوع ادامه میدهد: محسن بهاری، کارگردان فیلم، دفاع خوبی از آن کرد. فیلم خوب دیده شد و جایزه گرفت.
این موضوع از آن جهت که فیلم مستقل بود، اهمیت دوچندان داشت.وی میافزاید: با این که تعداد فیلمهای مستقل کم بود ولی دیده شدند. البته لازم است نسبت به حمایت از ساخت فیلم، نگاه صفر و صدی نداشته باشیم. این که بگوییم هیچ نهادی از سینما حمایت نکند یا این که فیلم مستقل، حتما و الزاما بهتر است، به نظرم حرف دقیقی نیست.
بسیاری از فیلمهای مطرح سینمای ایرانبا حمایت نهادها ساخته شدهاند، حتی برخی ازسوژهها اگر توسط نهادها ساخته نمیشد،سینمای مستقل نمیتوانست به سمت آن برود؛مثلا فیلم «متروپل» محمدعلی باشه آهنگر با حمایت ساخته شد یا فیلم «جنگل پرتقال» که چند سال پیش با حمایت فارابی ساخته شد، اینها بدون حمایت به ساخت نمیرسیدند. حتی فیلمی مثل «دختر پری خانم»
که یک فیلم فانتزی است و بخش خصوصی، تمایلی به سرمایهگذاری در آن نداشت، با حمایت نهادهای دولتی ساخته شد.
این خبرنگار سینمایی تأکید میکند: به نظرم نهاد حمایتی باید استقلال فیلمساز را به رسمیت بشناسد؛ اول موضوع استقلال اهمیت دارد و بعد از آن حمایت. از طرفی، این که تصور کنیم در بخش خصوصی، همهچیز بر مبنای شایستهسالاری است درست نیست. رابطهها در بخش خصوصی هم زیاد است. با این حال تردیدی نیست که باید به بخش خصوصی، میدان بیشتری داده شود.
پروانه در ژانر سایکو درام
ژانر درام روانشناختی، ژانر چندان دیدهشدهای در سینمای ایران نیست.
علیرضا عطااله تبریزی، فیلمنامهنویس پروانه میگوید: پیش از پروانه، دو سریال جنایی کار کرده بودم، یکی «خونسرد» که در مورد یک قاتل سریالی با پیشزمینه سایکو بود و دیگری «برتا». اما در فیلم پروانه برای اولینبار، شخصی مبتلا به یک بیماری خاص، شخصیت اصلی داستان بود و از این نظر برایم تازگی داشت.
وی می افزاید:برای بیماران شیزوفرنی، مرز میان واقعیت و تخیل کمرنگ میشود و این خود سینماست.
به نظرم سینما نیز مرز بین واقعیت و رویا را میکاهد.عطا اله تصریح می کند: باید آماده نقد باشیم؛ منتظر این که مخاطب بگوید فیلمتان خسته کننده بود. اما در نهایت این ژانر، جای خودش را باز میکند، چرا که امروزه همه به پلتفرمهای خارجی دسترسی دارند و میتوانند مقایسه کنند.
نیازهای سینمای ایران
بسیاری از سینماگران از فقدان جریان نقد سازنده در سپهر سینمایی کشور نگرانند. از طرفی پلتفرمها، نه در ایران، بلکه در همه دنیا در رقابت با سینما از آن پیشی گرفتهاند.
عطااله توضیح میدهد: بین سینمای هنری و سینمای سرگرمی، تفاوت وجود دارد و منتقد باید بتواند میان این دو آشتی بدهد و پل برقرار کند تا سلیقه مخاطب را به تعالی برساند اما من تا الان چنین جریان نقد و منتقدی در سینمای ایران ندیدهام.
او که معتقد است پلتفرمها بهزودی در دنیا جای سینما را میگیرند میگوید: در ایران، موضوع تفاوت بودجه پلتفرم و سینما بسیار جدی است.
سرمایهگذاری در سینمای ما به سختی به سوددهی میرسد، اما پلتفرمها به شرکتهای بزرگ تکیه دارند و پول خوبی به دست میآورند. این باعث میشود بازیگران همیشه درگیر سریال باشند. شاید یکی از دلایلی که سینمای مستقل را از دست دادهایم همین باشد که با سرمایه مستقل نمیتوان با پلتفرم رقابت کرد.
عدم حضور در جشنواره
علیرضا عطااله در رویدادهای جشنواره چهل و چهارم شرکت نکرد و جزو تحریمیها بود. او میگوید: در جشنواره شرکت نکردم و معتقدم هم کسانی که شرکت کردند و هم کسانی که شرکت نکردند، دلایلی دارند که باید به آنها احترام گذاشت.
نظر شخصی من این است که وقتی در کشورمان تعداد زیادی هموطن از دست دادهایم، حداقل کار این بود که با پیشوند جشن، چیزی نداشته باشیم. وقتی اسم جشن میآوریم یعنی میخواهیم روی غم دیگران خط بطلان بکشیم. ای کاش مسئولان از تجربیات گذشته درس گرفته بودند و جشنواره را برگزار نمیکردند. قلب بسیاری از مردم شکسته است و نمیشود آنها را در نظر نگرفت.
این نویسنده سرشناس سینمای ایران با اشاره به عدم انعکاس حوادث دیماه در جشنواره توضیح میدهد: چرا عکس کشتهشدگان اتفاقات اخیر در جشنواره نبود؟ مگر این تعداد از هموطنان را تروریستها نکشتهاند؟ چرا عکس نگذاشتند و شمع روشن نکردند؟ این حداقل کاری بود که میشد انجام داد.وی تأکید میکند: متأسفانه در کشور ما شرکت کردن و نکردن در جشنواره به امری واکنشی بدل شده است. کدام آدم عاقلی دوست ندارد در یک جشنواره ۴۶ ساله شرکت کند؟ همه دوست دارند، ولی روشی که در پیش گرفته شد، درست نبود.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.




