فرهنگی و هنریمهمترین اخبار

دانلود قسمت دوازدهم سریال وحشی۲ + خلاصه داستان سریال وحشی فصل دوم قسمت ۱۲

در این مطلب خلاصه داستان و دانلود قسمت دوازدهم سریال وحشی۲ را بخوانید و دانلود کنید. با ما همراه باشید.

سریال وحشی در ژانر معمایی، اجتماعی میباشد که فصل اول آن در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ از شبکه خانگی و پلتفرم فیلمنت منتشر شد، در این سریال بازیگرانی چون جواد عزتی، نگار جواهریان، نوید پورفرج، هومن سیدی، احسان امانی، نگار مقدم، امین شعرباف، معین شاهچراغی، تورج الوند و علیرضا ثانی‌ فر، مهدی صباغی، نگار مقدم، محمد صابری و… حضور دارند.

خلاصه قسمت دوازدهم سریال وحشی۲

داوود یه ویلا لب دریا اجاره میکنه برای سه شب، اما بخاطر ترک مواد اصلا حالش خوب نبود طوریکه تا میرسن ویلا مجبور میشه استراحت کنه.
صبح داوود بیدار میشه و تنها میره شهر دنبال سلیم، باهاش یه جا قرار میزاره تا بیاد، اما تا سلیم بیاد از چند نفر سراغ خرید مواد رو می گیره تا بالاخره جور می کنه و میزنه. سلیم میرسه و میگه با اتوبوس اومدم پدرم درومد نصفه شب رسیدم هیچ پولی پیشم نبود. بعد درباره توزیع کننده مواد که رفیقشه میگه که گفته اینجا آشپزخونه نداره و میتونن راحت کار رو شروع کنن.
داوود و سلیم میرن پیش رفیقش اما او میگه برای شروع باید یه نفر خبره از تهران بیارن تا کار کنن.
داوود ساعتی بعد حلیم می‌خره میاد ویلا، رها بهش میگه چرا تلفن جواب ندادی؟ داوود میگه رفتم دکتر برام آمپول و دارو تجویز کرد، رها میگه تو نبودی زنگ زدم پرس و جو کردم، داوود عصبانی میشه میگه چرا گوشیتو روشن کردی الان پیدات می کنن سریع گوشیت رو خاموش کن، حالا به کی زنگ زدی؟ رها میگه به دوستم ازش درباره اون طرف پرسیدم گفت که خیلی وقته مرده، داوود میگه پس اونی که دنبالمونه کیه؟ رها میگه نمیدونم به پلیس هم خبر دادم که اومدم شمال اگه کارم داشتن بگن، داوود بیشتر عصبانی میشه که چرا گفتی اگه طرف د’م کلفت باشه پیدامون میکنه. رها میگه من موندم چرا آدمها دنبال یکی مثل خودشونن که بهشون دروغ بگه اگه کسی راست بگه باورش نمیکنن ، خب اگه اشتباه کردن بیان عذرخواهی کنن شاید ایراد از خودشون باشه، داوود میگه یه سوال ازت می پرسم تو خودت چرا وقتی اشکان مرد نرفتی اعتراف کنی؟ رها میگه رفتم اما کسی حرفم رو قبول نکرد فکر کرد دیونه ام، روانشناس ثابت کرد رو مواد بودم، سیاوش نذاشت ادامه پیدا کنه یه جوری پرونده رو برد جلو برنده ازش اومدیم بیرون. داوود میگه پس سیاوش اونموقع هم بوده، ولش کن صبحونه ات رو بخور. میخوام برات یه حا بهتر از اینجا بگیرم، میخوام کاسبی راه بندازم درآمد داشته باشم. رها میگه میخوام اعتراف کنم دیگه نمیتونم بهت فکر نکنم، تو هم بهم قول بده که هیچ وقت تنهام نذاری. داوود میگه قول میدم.
شب داوود دوباره میره همون قهوه خونه که ازش مواد گرفته بود اما بسته بود، از یکی می‌پرسه اگه مواد بخوام باید چیکار کنم؟ اما طرف بهش برمیخوره باهاش دعوا میکنه و مردم میان جداشون میکنن. داوود برمی گرده میره سمت ویلا و خودش رو به آب میزنه و هی جلو میره، اما رها میاد و صداش میکنه. کنار آتیش می شینن، رها میگه باید بریم یه نفر کمکت کنه اینطوری نمیتونی تحمل کنی وگرنه میزنتت زمین، داوود میگه الان خوبم فردا پس فردا میرم ببینم چی میشه، اما رها میگه نه فردا میریم تهرون اینطوری اینجا حالت بد بشه من چیکار کنم؟ نگرانم، فردا میریم دکتر، این وضعیتمون رو هم قانونی پیگیری می کنیم نمیشه که تا ابد فراری بمونیم. بعد از داوود میپرسه تو واقعا ترک کردی؟ وقتی داوود میگه آره، رها میگه آخه صبح حالت خوب بود، داوود میگه صبح دکتر رفته بودم، دارو بهم داد، رها میگه خب بگو داروهای کجاست بیارم بخوری، هرچی داوود میگه باشه خودم میرم میخورم اما رها قبول نمیکنه و میگه تو دوباره داری دروغ میگی، اما داوود زیر بار نمیره و میگه داروهام یا تو ماشینه یا تو ویلاست، رها میره در ماشین رو باز میکنه و اسلحه رو میبینه میگه این چیه؟ تو با خودت سلاح حمل میکنی؟ داوود میگه خطرناکه بده به من اون مال من نیست، مال یکیه ازش گرفتم، یه مشت آدم دنبالمونن ما رو تیکه پارمون کنن، رها میگه مگه مملکت قانون نداره؟ داوود میگه نه قانون هرکسی تو جیبشه، الان نصفه شب یه اتفاقی بیفته من باید زنگ بزنم پلیس؟ تو این مملکت کلاهتو سفت نچسبی پس معرکه است، رها میگه باورم نمیشه اینقدر راحت راجع به این چیزها صحبت میکنی؟ انگار خیلی ساده است برات و عادیه، داوود میگه آره عادیه، رها میگه بیخود، میره اسلحه رو بندازه تو دریا، داوود میگه ننداز مال من نیست دردسر میشه برامون، رها میگه دیگه اینطوری نیست که سرخود برای خودت تصمیم بگیری، من از اونا نیستم که خیلی راحت میان تو رابطه راحت هم میرن، همین صبح قرار گذاشتیم که شروع کنیم وگرنه همین الان ولت میکردم میرفتم، برای اینکه زدی زیر قولت پنهون کاری می کنی و این آشغال رو برداشتی اوردی، این پنبه رو از گوشت دربیار یه چیز نصفه نیمه نداریم، یا ما با هم هستیم یا نیستیم، اگه نیستیم خب هر کی بره دنبال زندگیش ، قرار شد یه زندگی رو باهم درست کنیم یا هنوز درست نشده از ریشه بزنیمش، تموم راه با خودت اوردیش، داوود میگه تو متوجه اوضاعمون نیستی؟ رها میگه متوجه ام خیلی ممنون برای مراقبت از من اینکار رو کردی ولی من حاضرم بمیرم ولی اینطوری ازم دفاع نکنی، داوود میگه ما دست خالی نمیتونیم، زورمون نمیرسه به هیچ کس، رها میگه یه دیونه ای افتاده دنبال من دو تا مشت و لگد ول کرده این مگه اسلحه می خواد؟ داوود میگه اصلا اینطوری نیست این آدمها رو نمیدونی چه کارهایی ازشون برمیاد، رها میگه هرطوری که هست تو حق نداری اسلحه بگیری دستت، داوود میگه باشه بده من. رها میگه میری پس میدی مال هرکیه، داوود قول میده پسش بده.
داوود و سلیم میرن چندتا جا ببین واسه کار آشپزخونه، رها زنگ میزنه که من رفتم تو آب شنا کردم، داوود شک میکنه که رها گفته بود شنا بلد نیست، با سلیم سریع برمی گردن ویلا ببینن چی شده، به سلیم میگه رها میخواست یه چیزی بهم بگه انگار یه نفر پیشش بود نمیتونست درست حرف بزنه، دوباره بهش زنگ میزنه که کجایی؟ رها میگه حالم خوب نیست زودتر بیا. داوود با سرعت میره سمت ویلا، اما قبلش نگه میداره میگه سلیم یه خبریه، اگه خسرو باشه برام بپا گذاشته، ماشین رو جلوتر پارک می کنه و از پشت ویلا نزدیک میشن، به سلیم میگه عقب‌تر بمونه، خودش میره جلو، از بیرون متوجه میشه نصرت و اسی و آدمهاش اونجان، سریع برمیگرده به سلیم میگه چی شده، حتما کار رفیقت حمید هست، سلیم میگه به اون چه ربطی داره بیا سریع بریم، اون سالهاست اینجاست کسی رو نمیشناسه، داوود میگه نکنه کار توئه؟ سلیم میگه چی داری میگی؟ داوود میگه غیر تو کی میدونست ما اینجاییم؟ سلیم میگه تو خودت الان منو آوردی اینجا من از کجا میدونستم ویلا کجاست؟ داوود که بدجور عصبی بود با سلیم دست به یقه میشه و میخواد خفه اش کنه، سلیم هرچی میگه منو نزن اما داوود ول کن نبود، بالاخره اسلحه رو میگیره سمت سلیم که میزنم، سلیم میگه من برادری رو در حقت تموم کردم رو من اسلحه می کشی؟ بمن میگی آدم فروش، کمتر مواد بزن بفهمی چی میگی، دیگه اسم منو نمیاری، داوود به پای سلیم میفته که منو ببخش غلط کردم، اسلحه رو میده به سلیم میگه بیا دست خودت باشه دست خودم نبود من نوکرتم. بگو الان چیکار کنیم. یهو موبایل داوود زنگ میخوره جواب میده میگه رها تصادف کردم تو میدون اصلی، تو هم بیا اینجا.
داوود یکدفعه یاد پولها میفته، سلیم میگه گذاشتم زیر صندلی ماشین، داوود میگه سریع برو بیارش، سلیم میگه پاشو با هم بریم یه جا جاگیر بشیم می‌آییم رها رو هم میبریم، الان باید جونمون رو برداریم بریم وگرنه اینا قتل عاممون میکنن، داوود میگه من بدون رها نمیام، سلیم میگه تهش این دختره میفهمه که میخواستن از طریق اون به تو برسن ولت میکنه میره، داوود میگه نه تو برو گوشیت رو روشن بزار بهت زنگ میزنم، سوئیچ رو هم میده به سلیم و التماس میکنه بره.
با رفتن سلیم، داوود اسلحه رو میذاره پشت کمرش و میره جلوتر، خسرو با گوشی رها به داوود زنگ میزنه که پس کجا تشریف دارید؟ داوود میگه دستت به رها بخوره زنده ات نمیزارم، خسرو میگه بیا بشینیم با هم حرف می‌زنیم، داوود میگه تو خودت هم میدونی که حرفت حرف نیست، دروغ میگی، خسرو میگه دروغ که کار توئه نمک خوردی نمکدون رو شکوندی، داوود میگه من از حقم دفاع کردم، خسرو حقت رو می خوای بیا بگیر، من اصلا با ایشون کار ندارم شما بیایی میفرستم بره، داوود میگه من عذرخواهی میکنم، خسرو میگه نه شما چرا من معذرت میخوام که اصلا شما رو دیدم، گذاشتم بیای تو خونه و زندگیم، داوود نیای خیلی بد میشه، به خانم گفتی ما دنبال ایشون هستیم؟ گوشی رو میده به رها، رها میگه اشکال نداره فقط بیا، من دوستت دارم نترس بیا همه چیز رو درست می کنیم.
با قطع تماس داوود میره چند متری در ویلا می ایسته اما بعد عذرخواهی میکنه و به سرعت از اونجا فرار میکنه به سلیم زنگ میزنه میگه یه ساعت دیگه دم عوارضی منو سوار کن، نصرت و اسی با موتور دنبال داوود می‌کنند. کنار ساحل یه ماشین با در باز بود داوود سریع سوارش میشه و فرار میکنه، نصرت وقتی میبینه داوود با ماشین فرار کرده برمیگرده، کمی جلوتر صدای یه بچه با گریه از صندلی عقب میاد که عمو منو کجا میبری؟ داوود ترمز میگیره و بهش میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ میگه خوابیده بودم، داوود در رو باز میکنه دختر پیاده میشه به سرعت میره سمت پدر و مادرش، داوود اسلحه رو درمیاره که اونا جلو نیان هرچی میگن ماشین رو نبر مال ما نیست داوود محل نمیده و سوار میشه و میخواد بره لاستیک تو شن گیر کرده بود، داوود پیاده میشه تیر هوایی میزنه که کسی جلو نیاد و من با کسی کار ندارم، مردم محلی میان جلو و اسلحه داوود رو می گیرن و خودش رو هم میبرن …

دانلود قسمت ۱۲ سریال وحشی۲

خلاصه داستان سریال وحشی۲ قسمت اول تا آخر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا