در قسمت ۱۲ سریال ترکی ادای دین چه گذشت؟ | خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال ترکی بدهی زندگی
در این مطلب از مجله اینترنتی کولاک شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال ترکی ادای دین می باشید. با ما همراه باشید.
سریال بدهی زندگی (ادای دین) یکی از آثار درام خانوادگی ترکی است که با داستانی پرتنش و بازیگری قابلتوجه، تجربه دیدنیای برای دوستداران سریالهای احساسی ارائه میدهد. اگر به موضوعاتی مانند روابط خانوادگی، رازها و پردهبرداری از گذشته علاقهمند هستید، این سریال برای شما میتواند گزینهای جذاب باشد.
قسمت ۱۲ سریال ترکی ادای دین
مهمت وقتی به هاندان میگه از خودکشی کردن شوهرتون مطمئنم او میپرسه که شما چی میدونین چرا اینجوری میگین؟ مهمت میگه نمیدونم تو چه وضعیت روحی و روانی بودن ولی کسی که با ماشین زد به همسرتون من بودم هاندان شوکه شده و میگه چی؟ شما معلوم هست دارین چی میگین؟ مهمت میگه نمیدونم چه جوری واستون توضیح بدم ولی کاریه که شده و نمیتونم برگردونم به عقب. شما نزدیک بچههای من شدین یعنی نزدیک بچههایی که پدرشونو کشتین؟! شما دیگه چه جور آدمی هستین! مهمت میگه وجدانم راضی نشد که اینو ازتون مخفی نگه دارم باید میگفتم بهتون هاندان میگه وجدان؟ شما دارین از وجدان صحبت میکنید که زدین با ماشین به پدر بچههای من و اونو ولش کردین رفتین؟! سپس ازش میخواد تا دیگه سمت بچههاش نبینتش و ازشون فاصله بگیره! مهمت وقتی از مزون بیرون میاد چینار بهش زنگ میزنه و میگه که فقط بگو نرفتی پیش پلیس!
مهمت میگه رفتم پیش هاندان خانوم به همه چیزو گفتم چینار به هم میریزه و میگه این چه کاری بود که کردی؟ حالا چه جوری ثابت کنیم که بیگناهی؟ برای اثبات بیگناهیت ماها زمان میخواد و اعتبارتم میره زیر سوال! میگفتی میخواست دوعا خودکشی کنه و باید خودتو میرسوندی! مهمت میگه ماجرای دوعا ربطی به هاندان خانم نداره تا الان قانونمند زندگی کردم و دنبال حق و عدالت بودم از این به بعد هم همین جوریه. چینار بهش میگه نکنه تو واسه همین میخواستی من برگردم که دوعارو بسپاری به من! من نمیتونم پیشش بمونم! سپس بعد از کمی حرف زدن تلفنو قطع میکنن. شکران وقتی حرف های امل را شنیده حسابی به هم ریخته و وقتی میرسه خونه با قیچی میافته به جون لباسهای یاشار شوهرش و شروع میکنه پاره کردن و لعنت فرستادن بهش و حسابی از نظر روانی به هم ریخته. سپس شکران فکری به سرش میزنه و برای مطمئن شدن این قضیه راه میفته میره سمت همان هتلی که هاندان مچ جلال و گرفته بود. اونجا به رزروشن میگه تو فلان تاریخ و فلان ساعت از گوشی همسرم به این شماره از اینجا با خواهرم تماس گرفته شده من میخوام فیلم دوربینهای اون ساعت و تاریخو ببینم.
رزروشن بهش میگه ما نمیتونیم همچین کاری کنیم چون اطلاعات مهمان به بیرون درز میکنه. شکران با عصبانیت میگه شما دارین از چی محافظت میکنین؟ معلوم نیست کسایی که اینجان چه غلطهایی میکنن! یه خورده وجدان داشته باشین! رزروشن به نگهبان میگه و شکران را از هتل بیرون میکنند. مهمت وقتی به خونه رفته به این فکر میکنه که وقتی دخترش بفهمه چه ری اکشنی نشون میده و چی میشه؟ دوباره ازش فاصله میگیره یا نه! او هرجور که فکر میکنه خودشم نمیتونه چیزی بگه. تو خونه دافنه به یاسمین میگه شما میاین به من میگین نباید دست دراز کنیم جلوی کسی عزت نفس داشته باشیم پس چی شد؟ چرا خودتون پایبند نیستین به این موضوع! یاسمین میگه نمیفهمم چی میگی؟ دافنه میگه میدونی چه جوری پول مدرسمون جور شده؟ یاسمین میگه معلومه بورسیه شدین. دافنه میگه چه بورسهای؟ اون مرد مهمت شهریه منو روزگارو داده ولی خواسته که ما اینجوری بدونیم که بورسیه شدیم یاسمین میگه من از چیزی خبر ندارم فعلاً هم شلوغش نکن بزار مامان بیاد تا ازش بپرسیم.
زنگ در خانه مهمت خورده میشه و بهش خبر میدن از کلانتری اومدن بابت اظهاریهای که داده دوعا میترسه و به پدرش میگه چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ تو رو چرا میخوان ببرن؟ او میگه چیزی نیست دخترم دارن ظیفهشونو انجام میدن بزار برم ببینم چی به چیه بهت خبر میدم ولی میخوام اینو بدونی که هر اتفاقی هم بیفته من دوست دارم و او را در آغوش میگیره. دوعا گریه میکنه و دنبال ماشین پلیس مسافتیو میدود و پدرشو صدا میزنه در آخر میشینه و گریه میکنه. او وقتی به کلانتری میره هاندان را اونجا میبینه و با هم روبرو میشن. مهمت به داخل اتاق رئیس پلیس میره و بهشون میگه من خودم فردا صبح میخواستم بیام دلیلی نبود که این موقع شب منو از پیش دخترم بردارین و بیارین اینجا! آنها که مهمتو میشناسند میگن درسته ولی ما هم ماموریم و به وظیفهمون عمل کردیم. هاندان دور از چشم بچه هاش این کارو کرده و وقتی بهش زنگ میزنن که چرا انقدر دیر کرده بهشون میگه تو مزون کارم طول کشید دارم میام. یاشار با پولهایی که گرفته رفته به دیسکو و اونجا حسابی بریز و بپاش میکنه رئیس کلوپ اونو صدا میزنه و بهش میگه این پولا قلابیه و ازش میخواد هرچه سریعتر طلبشو بده…



