فرهنگی و هنریمهمترین اخبار

دانلود قسمت یازدهم سریال مو به مو + خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت ۱۱

سریال مو به مو، جدیدترین محصول نمایش خانگی به کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی مستانه مهاجر می باشد این سریال از پلتفرم «شیدا» منتشر می شود.

از بازیگران این سریال می توان به میرسعید مولویان، هانیه توسلی، الیکا ناصری، حسن معجونی، بنیامین بهادری، نفس بازغی، مهوش وقاری، مهدیار کلائی، رضا فیض‌بخش و … اشاره کرد.

خلاصه داستان سریال مو به مو

منصور پس از شکست های مالی و بحران های خانوادگی، در مقطعی از زندگی باید تصمیمی سخت و غیر اخلاقی بگیرد تا نجات پیدا کند؛ انتخاب های تازه، روابط پیچیده و ماجراهایی پیش بینی نشده، مسیر زندگی منصور را به کلی تغییر می دهد.

خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت یازدهم

منصور و صدف میرن بیمارستان، متوجه میشن تیر خورده تو گردن شهاب و الان هم تو کماست. منصور میگه الان دیگه ارتباط ما با اونا قطع میشه نمیدونم چیکار کنم، صدف میگه فعلا باید بریم اداره پلیس. منصور میگه تو چرا به اداره پلیس خبر دادی؟ من فکر کردم اونا کارگرن؟ صدف میگه من خبر ندادم تلفنم شنوده.
تو اداره پلیس پلیس فیلم یه موتوری رو میذاره تا منصور شناسایی کنه، منصور میگه این کریمه من هر وقت میومدم اینجا اون از همه چیز خبر داشت، اصلا اینطوری فهمیدم که از بنگاه خبرها رو می برن. پلیس میگه هم کلاه داره هم ماسک تازه موتورش هم پلاک نداره، منصور میگه یه علامتی رو موتورش بود من می شناسمش، همش میگفت زمین رو بفروش به مشتری که من میگم، پلیس میگه باید ببینیم مشتری بهترش کیه.
از بنگاه به منصور زنگ میزنن که بره اونجا. میره می بینه برادرهاش اونجان، محمدی میگه برادرهای شما ادعا می کنن فروش زمین غیرقانونیه، یه نامه هم دادسرا آوردن با این حساب معامله زمین کنسله، هر چی هم پول گرفتید باید ۲۴ ساعته پس بدید. منصور میگه من رضایت برادرهام رو جلب می کنم. جلال کوچیکه میگه نه این معامله باید باطل بشه، ما زمین پدری رو نمی فروشیم. نماینده خریدار هم عصبانی میشه میگه حالا که اینطوره باید هم پولمو بدی هم خسارتم رو، منصور هم میگه من نه پول رو میدم نه خسارتت رو تو هم برو شکایت کن، تو اون زمین رو برای بیمارستان نمی خواستی، بعد برادرهاش رو میبره بیرون و بهشون میگه درد شما چیه؟ من یه دردسر برام درست شده حق شما رو من می دم فقط برید دست از سر من بردارید، جلال کوچیکه میگه اینو کنسل کن ما یه مشتری بهتر سراغ داریم، کریم میشناسه صد بار هم به شما گفته اما گوش نکردید. منصور میگه شما کی کریم رو دیدید؟ جلال میگه ما تو خونه اش زندگی می کنیم. خواستی بیا ببرتت پیش همون مشتری.
منصور با برادرهاش میرن دم خونه کریم، کریم میگه ببخشید نمی خوام آقا محمدی بفهمه منو شهاب میفرستاد، هر سری بهم ۲۰۰، ۳۰۰ تومن میداد، الامم گوشیش خاموشه. مشتریه هم آدم معروفیه عکساشو دیدی میخوای بریم پیشش؟ منصور موافقت می کنه.
کریم، منصور و برادرهاش رو میبره دفتر تبلیغات هابیل ترکمان پیش رشید، اما خودش نبود، بهش میگن که برن بعد از انتخابات بیان، آقای ترکمان پشیمون شده، استعلام گرفته از میراث فرهنگی زمین مسئله داره و نمیشه ساخت و ساز کرد. منصور میگه باشه عجله ای نیست صبر می کنیم تا انتخابات برگزار بشه و با آقای ترکمان صحبت کنیم. رشید میگه همین امروز برید محضر و تمومش کنید، منصور میگه تو وقت محضر ما رو از کجا می دونی؟ رشید میگه نمیدونم فکر کنم کریم گفت، اما کریم گردن نمی گیره.

صدف میرن ستاد انتخابات و سراغ ترکمان رو می گیرن، میرن اتاقش و بهش میگن که من صاحب همون زمینی هستم که دنبالش بودید، ترکمان میگه اونکه واگذار شد، اما منصور میگه من کنسلش کردم، ترکمان میگه بسیار کار خوبی کردید، کلا زمین بودار بود، این زمین به درد من میخوره که روش یه هتل بزرگ بسازم اینجا احتیاج به یه اقامتگاه مدرن داره، این شهر استعداد جذب توریست بالایی داره، پر از آثار تاریخی و باستانیه، من اگه تو انتخابات پیروز بشم این شهر رو به یکی از قطب های گردشگری تبدیل میکنم در کشور، من اومدم با قابیلیان مبارزه کنم، هابیل در مبارزه با قابیل. منصور میگه آفرین برشما، ترکمان میگه البته اون زمین رو من با این قیمت نمی خرم اونجا مشکل میراث فرهنگی داره و من با تماسی که با فرماندار داشتم میتونم حلش کنم، انشالله بعد از انتخابات بیایید. منصور میگه بعد از انتخابات برای ما دیره، ترکمان میگه الان وقت خرید و فروش زمین نیست، بعدا بیایید دفتر گاراژ در خدمتتونم. منصور عصبانی میشه میگه من برای فروش زمین نیومدم، یقه ترکمان رو میگیره و میگه من اومدم دنبال بچه ام، بچه ام کجاست من میدونم آدمهات رو فرستادی دنبال بچه ام بگو کحاست، ترکمان خودش رو به اون راه میزنه که من خبر ندارم، صدف میگه آبروی رو میبرم کاری میکنم که یه نفر هم بهت رای نده، تا زمانی که بچه ام پیدا نشه دست بردار نیستم، همه باید بدونن تو کی هستی. منصور میگه تو با شهاب در ارتباط نبودی؟ ترکمان میگه شهاب نه، رشید. اون با شهاب در ارتباط بوده اینا قرار بود زمین شما رو برای من بخرن، اما متوجه شدیم زمین رو با قیمت نامعقولی به یه نفر دیگه فروختید، بعدا ما متوجه شدیم آنجا رو برای حفاری آثار باستانی می خواستن، بعد از اونو دیگه من خبر ندارم. صدف میگه بعدش بچه امون رو دزدیدن، ترکمان میگه متوجه شدم خودم رو مقصر میدونم اما باور کنید کار من نیست اگه کاری از دستم بربیاد انجام میدم تا بچه شما پیدا بشه.

منصور و صدف مجبور میشن برن، منصور میگه من به رشید شک دارم اون میگه ترکمان زمین رو نمی خواد اما ترکمان خودش میگه زمین رو می خوام، صدف میگه میدونست شهاب بیمارستانه؟ منصور میگه نمیدونم چیزی نگفت. صدف میگه چرا باید اون زمین رو ده برابر بخره شک نکردی؟ منصور میگه چه میدونم من گفتم میخواد بیمارستان بسازه، صدف پیشنهاد میده که برن سر زمین اما تا میرسن بهشون زنگ میزنن که بیایید بیمارستان.

میرسن اونجا متوجه میشن که شهاب تموم کرده، صدف اونجا حالش بد میشه، صدف رو میبرن بهش رسیدگی کنن، منصور هم با پلیس میره اداره، خبرنگارها از منصور می خوان که تو مصاحبه ای از مردم کمک بگیرن تا بچه پیدا بشه. اما منصور میگه من حرفی ندارم اذیت میشم، پلیس میگه یه خبر جدیدی شده ما تمام ورودی و خروجی های شهر رو کنترل کردیم تا سارق نتونه بچه رو ببره از اینجا، در بین اسامی اون دوستت متین رو تو لیست اتوبوس هایی که وارد شهر شده دیدیم، منصور میگه من چند روزی هست اصلا باهاش در ارتباط نیستم.

منصور، صدف رو از بیمارستان مرخص میکنه و تو راه بهش میگه که متین اومده اینجا، آخرین بار باهاش دعوامون شد دیگه بهش زنگ نزدم، صدف میگه بهش زنگ بزن شاید یه چیزهایی بدونه، منصور میگه زنگ زدم اما بلاکم کرده. صدف میگه بزار من زنگ بزنم اما می بینه خاموشه. منصور میگه من پیداش می کنم، اون از همه چیز من خبر داره تقلید صدا و ..‌. همه کار اونه، من گفتم رفیقمه، اشتباه من این بود جلوش ضعف نشون دادم، بعد برای صدف تعریف میکنه که از اول که کابوس میدید و رفته پیش تعبیر خواب و .‌‌.. همه رو متین در جریان بوده.

صدف میگه تو خودت رو درگیر چی کردی اینا همه موهومات و خرافاته، منصور میگه متین نیست چون اون تتو نداره، اما باید پیداش کنم، صدف میگه باید فردا بریم داروخونه من بهشون گفتم برای بچه دارو بگیرن، شاید رفته باشن.

منصور به صدف میگه که پدرش رو تو حیاط دفن کرده، صدف از این حرف شوکه میشه. صبح صدف میره داروخانه تا ببینه کسی اومده داروی تب بر برای بچه بخره و مشکوک باشه، تو داروخانه مردم همه صدف رو می‌شناسن و میگن که ما دنبال ایلیا هستیم انشاالله پیدا میشه، صدف میگه اینجوری که همه فهمیدن اونا دیگه تو شهر آفتابی نمیشن. محمدی زنگ میزنه به منصور که همه تو بنگاه منتطرتیم، منصور و صدف میرن بنگاه ، جلال کوچیکه و بزرگه تازه متوجه میشن که ایلیا گمشده میگن معلوم نیست چه بازی در اوردی، صدف میگه یعنی چی کل شهر دارن همدردی می کنن با ما، جلال میگه شما در جریان نیستید چیزی نگید، منصور میگه در جریان چی؟ محمدی میگه از صبح زود هی زنگ میزنی قرار محضر میذاری بعد نمیای؟ منصور میگه من کی زنگ زدم؟ محمدی نشون میده که این شماره شما با یه خط دیگه، صدف میگه این شماره الکیه بچه دزدها با صدای منصور و با خط دیگه به شما زنگ زدن، ازش پول می خوان، جلال میگه خب بما می گفتید مگه ما غریبه بودیم. حالا نمیشه بریم محضر کار ما رو راه بندازی؟ بهزاد میگه شرمنده یکی از برگه ها گم شده نمیشه بریم محضر، جلال میگه معلوم نیست چه خبره، یه جا بچه گم میشه، یه جا برگه گم میشه، محمدی میگه شهاب هم گم شده، اون ربطی به گم شدن بچه شما نداره؟ من شنیدم گلوله خورده، منصور میگه من نمیدونم حالا شما خوب شنیدی من شنیدم مرده، محمدی میگه خدا نکنه.
منصور میره گاراژ ترکمان می بینه بسته است، اما داخل کسایی بودن. متوجه موتوری که کریم باهاش میومد میشه، میشینه تو ماشین و به صدف میگه موتور رو پیدا کردم کریم با این موتور میومد، صاحابش تو گاراژه باید صبر کنیم بیاد، شاید چون گاراژ دوربین داره نبرده داخل. صدف میگه زنگ میزنم سرهنگ بگم مامور بفرسته. همون لحظه مامور راهنمایی میاد و موتور رو بخاطر اینکه پلاک نداشته باخودش می بره هرچقدر منصور میگه نبرن جناب سرهنگ درجریانه قبول نمی کنن. مجبور میشه صاحب موتور که بیاد تعقیبش کنه، توی یه کوچه گیرش میندازه ماسک و کلاه گیسش رو در میاره و متوجه میشه که اون آدم متینه، زیر گردنش هم دو بال عقاب تتو شده، با دیدن متین شوکه میشه هر چی میپرسه بچه ام کو، متین جواب نمیده و با چاقو منصور رو میزنه و از دیوار فرار میکنه، مامورها میان و دنبالش می کنن، صدف میاد و متوجه زخمی شدن منصور میشه، منصور میگه کوله متین همین‌جاست ببین چی توشه بعد خودش میره دنبال …‌

دانلود قسمت یازدهم سریال مو به مو

خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت اول تا آخر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا