گوناگون

نظام آموزشی ایران از فنلاند و ژاپن درس مشق بگیرد

تجربه برخی کشورها می‌تواند الهام‌بخش سیاستگذاران و مدیران ایرانی باشد تا با بازطراحی نظام آموزشی، مدارس را از حالت انتقال صرف دانش به محیط‌هایی پویا، مشارکتی و خلاق تبدیل کنند. 

ندا زمان فشمی – روزنامه اطلاعات|بررسی و الهام گرفتن از نظام‌های آموزشی موفق جهان می‌تواند به نظام آموزشی ایران کمک کند تا توانایی پاسخگویی به نیازهای فردگرایانه و مهارت‌های قرن بیست‌ویکم را به‌دست آورد

نظام آموزشی ایران، با وجود سابقه تاریخی و فرهنگی غنی، هنوز در چارچوب‌های سنتی خود گرفتار مانده است. تمرکز بر حافظه‌محوری، ارزیابی صرفاً آزمون‌محور و نقش معلم به‌عنوان تنها منبع دانش، همراه با مدیریت ناکارآمد و مقاومت ساختاری در برابر نوآوری، مانع ایجاد فضای یادگیری خلاق و مشارکتی شده است. 

این محدودیت‌ها باعث شده مدارس ایران کمتر توانایی پاسخگویی به نیازهای فردگرایانه و مهارت‌های قرن بیست‌ویکم را داشته باشند و فرآیند آموزش از حالت پویا و تعاملی فاصله بگیرد. برای درک بهتر مسیر تحول و طراحی راهکارهای نوین، بررسی نظام‌های آموزشی موفق جهان می‌تواند الهام‌بخش باشد. در این زمینه، فنلاند و ژاپن نمونه‌های برجسته‌ای هستند که نشان می‌دهند چگونه می‌توان تعادل میان ساختار و نوآوری، نظم و خلاقیت، و انضباط و مشارکت فعال دانش‌آموزان را برقرار کرد.

نظام آموزشی فنلاند: ساختار و ویژگی‌ها

نظام آموزشی فنلاند نه‌تنها به‌خاطر نتایج درخشانش در آزمون‌های بین‌المللی مانند «پیزا» ( PISA) شناخته شده است، بلکه فلسفه بنیادین یادگیری آن، تمرکز بر عدالت، مشارکت و عینیت یادگیری است. آموزش رسمی در فنلاند از سن ۷ سالگی آغاز می‌شود و دوره‌های پیش‌دبستانی تأکید زیادی بر بازی، فعالیت‌های جسمانی و تعاملات اجتماعی دارند. 

مطالعه‌ای که دکتر علی حسینی‌خواه با عنوان «فنلاند، موفق‌ترین نظام آموزشی جهان» در مجله «رشد آموزش ابتدایی» (۱۳۹۷) منتشر کرده است، نشان می‌دهد که این تأکید بر بازی، بستر رشد شناختی و اجتماعی دانش‌آموزان را فراهم می‌آورد و تفاوت بنیادینی با نظام‌هایی دارد که آموزش رسمی را از سنین پایین آغاز می‌کنند.

نظام آموزش پایه در فنلاند به‌صورت غیررقابتی طراحی شده و هدف آن ارتقای همه دانش‌آموزان برای ورود به سطوح بالاتر است. 

مدارس در سطح محلی برنامه درسی را با چارچوب ملی تطبیق می‌دهند و استقلال قابل توجهی در شیوه‌های تدریس و طراحی فعالیت‌ها دارند. جنت لی‌انگلیش، استاد مطالعات درسی دانشگاه شرقی فنلاند، در مقاله‌ای که در مجله «علوم آموزشی» (۲۰۲۲) منتشر شده نشان می‌دهد که تمرکز بر اجرای مهارت‌های قرن بیست‌ویکم، حل مسأله و تفکر انتقادی از سیاست‌های کلیدی این کشور است و یادگیری محدود به حفظ محتوا نمی‌شود، بلکه کاربرد دانش در پروژه‌های واقعی را نیز در نظر می گیرد.

تحلیل آکادمیک نظام آموزشی فنلاند در مقالات و گزارش‌های بین‌المللی چند ویژگی برجسته را خاطرنشان می‌کند:

۱ـ عدالت و برابری آموزشی

فنلاند یکی از کشورهایی است که در آن شکاف بین مدارس شهری و روستایی بسیار کم است. مقاله حسینی‌خواه نشان می‌دهد که بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، مدارس این کشور تقریباً از نظر امکانات، کیفیت آموزش و منابع در کلاس‌های مختلف تفاوت چندانی ندارند و این باعث می‌شود که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به‌طور معناداری یکنواخت باشد، نه متمرکز در مدارس ممتاز خاص.

 ۲ـ تاکید بر فرآیند یادگیری به‌جای نتایج آزمون

حسینی‌خواه مسأله نحوه ارزشیابی دانش‌آموزان در مدارس فنلاند را نیز در مقاله خود بررسی کرده است و می‌گوید برخلاف بسیاری از نظام‌های جهانی که به آزمون‌های استاندارد و رتبه‌بندی‌ها متمرکزند، فنلاند به ارزیابی توصیفی، بازخورد پیوسته و سنجش رشد واقعی دانش‌آموزان معتقد است. ارزشیابی در مراحل اولیه آموزش می‌تواند توصیفی باشد و در پایه‌های بالاتر با انعطاف انجام می‌شود، نه صرفاً براساس آزمون‌های رقابتی.

۳ـ  استقلال حرفه‌ای معلمان

معلمان در فنلاند یکی از بالاترین درجات استقلال حرفه‌ای را دارند: آنها می‌توانند در چارچوب برنامه درسی ملی تصمیم بگیرند چگونه به بهترین شکل به نیازهای دانش‌آموزان پاسخ دهند. پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد که این حمایت از خلاقیت معلم و توانایی او در طراحی فعالیت‌های یادگیری انعطاف‌پذیر به بهینه‌سازی یادگیری و حل مسأله کمک می‌کند.

 ۴ـ توجه به مهارت‌های زندگی

یکی از تحولاتی که در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، ادغام مهارت‌های قرن بیست‌ویکم در تدوین برنامه درسی است. مثلاً آموزش سواد رسانه‌ای از سنین پایین برای تقویت قدرت تحلیل اطلاعات و مقابله با اخبار غلط در نظر گرفته شده است؛ موضوعی که در گزارش‌های خبری نیز به آن اشاره شده است. مثلا خبرگزاری آسوشیتدپرس در مقاله‌ای که پنجم ژانویه ۲۰۲۶  به قلم جیمز بروکس منتشر کرده است می‌گوید آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان فنلاندی از ۳  سالگی آغاز می‌شود.

نظام آموزشی ژاپن: ساختارمند و پویا

ژاپن نیز نمونه برجسته‌ای از نظام آموزشی ساختارمند و در عین حال پویا است. بر اساس اطلاعات رسمی پلتفرم EDU Port Japan (پلتفرم رسمی آموزش در ژاپن)، ساختار آموزش شامل سه دوره اصلی شش سال ابتدایی، سه سال راهنمایی و سه سال دبیرستان است (۶-۳-۳). مدارس دولتی و خصوصی موظف به تبعیت از برنامه درسی ملی هستند، اما معلمان اختیار حرفه‌ای کامل در نحوه اجرا دارند. هدف این ساختار، توسعه جامع توانمندی‌های فردی-شناختی، اخلاقی و اجتماعی دانش‌آموزان است، نه صرفاً انتقال محتوای درسی.

نظام آموزشی ژاپن یکسری ویژگی‌های کلیدی دارد که آن را از سایر ساختارهای آموزشی متمایز و به عنوان نمونه‌ای موفق از سیستم تعلیم و تربیت در جهان معرفی کرده است. از جمله مهمترین این ویژگی‌ها، تأکید بر پژوهش، در کنار آموزش است.

اطلاعات برگرفته از ویکی‌پدیا در زمینه نظام آموزشی ژاپن به ما می‌گوید که این کشور در دوره‌های متوسطه و دبیرستان، برنامه‌های تخصصی‌تر مانند «دبیرستان تخصصی علوم پیشرفته» را توسعه داده است که بر ارتقای سواد علمی و مهارت‌های پژوهشی دانش‌آموزان در زمینه‌های علوم و فناوری تأکید دارد. این مدارس با حمایت ویژه وزارت آموزش تجهیز و تشویق می‌شوند تا پیوند عمیق‌تری میان مدرسه و پژوهش دانشگاهی برقرار کنند. 

پژوهشگر بودن در میان ژاپنی‌ها آن‌قدر اهمیت دارد که معلمان مدرسه را از بحران آموزش، به محققانی تبدیل کرده است که هدف بهبود مستمر، درس‌ها را طراحی، اجرا، مشاهده و تحلیل می‌کنند. پلتفرم رسمی آموزش در ژاپن اطلاعات زیر را در این‌رابطه و همچنین سایر ویژگی‌های نظام آموزشی ژاپنی به ما ارائه می‌کند:

۱ـ «درس‌پژوهی» برای توسعه حرفه‌ای معلمان

یکی از تحولات برجسته در آموزش ژاپن، استفاده گسترده از فرآیند «درس‌پژوهی» است. در این روش، معلمان به‌صورت گروهی درس می‌سازند، آن را در کلاس اجرا کرده، مشاهده و تحلیل می‌کنند و سپس یافته‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

 پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که این شیوه باعث بهینه‌سازی تدریس، تقویت تفکر انتقادی و تعامل حرفه‌ای معلمان می‌شود، زیرا این فرآیند از یک تک‌تدریس انفرادی به کنش‌پژوهیِ جمعی تبدیل می‌شود.

۲ـ  تلفیق آموزش و توسعه همه‌جانبه

نظام آموزشی ژاپن بر این اصل استوار است که آموزش فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه پرورش ذهن، جسم و ارزش‌های انسانی است. این رویکرد شامل فعالیت‌های فوق‌برنامه، ورزش، هنر و آموزش اخلاقی به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از یادگیری رسمی است. 

۳ـ  فرهنگ همکاری و کار تیمی

ساختار اجتماعی و فرهنگی ژاپن، یعنی توجه به کارگروهی، احترام به دیگران و همبستگی جمعی، در کلاس درس نیز نمایان است. بر اساس اطلاعات پلتفرم رسمی آموزشی ژاپن، این ارزش‌ها در طراحی فعالیت‌های مدرسه و تعاملات روزمره آموزشی تأثیرگذارند و به پایداری یادگیری اجتماعی و عاطفی کمک می‌کنند.

۴ـ تأکید بر حل مسأله و یادگیری گروهی

مقاله «حل مسأله گروهی در درس ریاضی مدارس ابتدایی ژاپن» که توسط والری بتئو، استاد دانشگاه توکیو تألیف و در سال ۲۰۲۵ در مجله «مطالعات آموزشی درباره ریاضی» منتشر شده است، به ما می‌گوید که در کلاس‌های ژاپنی و در درس‌هایی مثل ریاضیات، رویکرد «حل مسأله ساختاری» به‌طور گسترده به‌کار می‌رود. در این رویکرد دانش‌آموزان در فعالیت‌های گروهی مشارکت فعال دارند و باهم بحث و همفکری می‌کنند. این رویکرد افزون بر آموختن دانش، مهارت‌های تفکر را نیز پرورش می‌دهد.

بررسی نظام‌های آموزشی فنلاند و ژاپن نشان می‌دهد که موفقیت در آموزش صرفاً به استانداردها یا محتوای درسی وابسته نیست، بلکه توازن میان ساختار، آزادی حرفه‌ای معلمان و مشارکت فعال دانش‌آموزان کلید اصلی است. فنلاند و ژاپن نمونه‌هایی از نظام‌هایی هستند که هم عدالت و کیفیت آموزشی را تضمین می‌کنند و هم فرصت نوآوری، تفکر انتقادی و مهارت‌های قرن بیست‌ویکم را فراهم می‌آورند. 

تجربه این کشورها می‌تواند الهام‌بخش سیاستگذاران و مدیران ایرانی باشد تا با بازطراحی نظام آموزشی، مدارس را از حالت انتقال صرف دانش به محیط‌هایی پویا، مشارکتی و خلاق تبدیل کنند. 
در ایران اما وضعیت همچنان نگران‌کننده است: مدارس به دلیل تمرکز بر حافظه‌محوری، آزمون‌های رقابتی، کمبود استقلال حرفه‌ای معلمان و فقدان زیرساخت‌های نوآورانه، کمتر قادر به پاسخگویی به نیازهای دانش‌آموزان و جامعه معاصر هستند. 

مشارکت فعال دانش‌آموزان، تلفیق مهارت‌های زندگی و یادگیری عملی، و توسعه تفکر انتقادی هنوز در بسیاری از مدارس ایران محدود است.

این فاصله با استانداردهای جهانی، نه‌تنها کیفیت آموزش را کاهش می‌دهد، بلکه مانع پرورش نسل خلاق، نقاد و مسئولیت‌پذیر می‌شود.با الهام از نمونه‌های موفق جهانی، ایران نیازمند بازاندیشی ریشه‌ای در سیاست‌ها، ساختارها و فرهنگ مدرسه است؛ جایی که معلمان بتوانند خلاقیت و استقلال حرفه‌ای خود را به‌کار گیرند، دانش‌آموزان کنش‌گر فعال فرآیند یادگیری باشند و مدرسه به مرکزی زنده برای یادگیری مشارکتی و خلق دانش تبدیل شود. 

تنها در چنین فضایی است که نظام آموزشی می‌تواند از چارچوب‌های سنتی فاصله گرفته و با چالش‌های پیچیده عصر حاضر روبه‌رو شود.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا