روش علمی برای آرام کردن دعوا با یک سؤال

در بسیاری از مواقع دعواهای دو طرف به خاطر موضوعی خاص نیست؛ موضوع از جایی شروع میشود که یک طرف ماجرا حس میکند حرفش جدی گرفته نشده است. پژوهشگران استنفورد نشان دادهاند پرسیدن یک سؤال ساده فضای گفتوگو را آرامتر میکند و باعث میشود طرف مقابل نگاه مثبتتری به شما داشته باشد. جالب اینکه همین حس شنیدهشدن، از میزان منفینگری کم میکند و آدمها را پذیراتر میسازد.
چطور یک سؤال ساده میتواند مسیر بحث را عوض کند؟
بخش زیادی از بحثهای روزمره، بهویژه در شروع یک رابطه، نه با قصد فهمیدن بلکه با میل به اثبات خود شکل میگیرد. وقتی شما بلافاصله بعد از شنیدن یک نظر مخالف، شروع به رد کردن و دلیل آوردن میکنید، طرف مقابل بهطور معمول به جای فکر کردن، وارد حالت دفاعی میشود.
اینجا همان نقطهای است که یک سؤال میتواند فضا را درستتر پیش ببرد: «میتوانی بیشتر توضیح بدهی که چرا اینطور فکر میکنی؟»؛ سؤالی که به طرف مقابل این پیام را میدهد که شما او را یک انسان و نه یک حریف میبینید.
وقتی کسی احساس کند شنیده میشود و نظرش فقط برای شکستدادن او زیر سؤال نرفته، تنش کمتر میشود و گفتوگو از حالت تقابل بیرون میآید. پژوهشها میگویند حتی اگر توافقی هم به دست نیاید، همین که فرد حس کند حرفش با علاقه و احترام دنبال شده، میتواند نتیجه مهمی باشد.
یافتههای پژوهشها: «شنیدهشدن» از بحثکردن مؤثرتر است
در مقالهای که در Journal of Experimental Social Psychology منتشر شده،، پژوهشگران استنفورد بررسی کردهاند که وقتی فردی با دیدگاه مخالف روبهرو میشود، چه چیزی باعث میشود گفتوگو کمتر فرسایشی و خصمانه شود.
در یکی از نمونهها، دانشجویانی که با یک سیاست آموزشی مخالف بودند، با «طرف مقابل» که موافق همان سیاست بود وارد گفتوگوی آنلاین شدند. تفاوت اصلی این بود که در حالت آزمایشی، طرف مقابل به جای آنکه صرفاً استدلال کند، با یک سؤالِ توضیحی نشان میداد واقعاً میخواهد دلیل آن نظر را بفهمد. نتیجه این شد که شرکتکنندگان، طرف مقابل را بازتر و منصفتر ارزیابی کردند و خودشان هم آمادگی بیشتری برای شنیدن دیدگاه مخالف نشان دادند.

این اثر فقط محدود به همان گفتوگو نبود و نگاه منفی به «طرفداران» آن دیدگاه هم کمتر شد. پژوهشگران در گزارش خود اشاره کردهاند که بسیاری از تعارضها به خاطر احساس «گوش ندادن واقعی» تشدید میشود، نه فقط به خاطر اختلاف نظر.
قرار عاشقانه و اختلافنظر: چه بپرسیم و چطور بپرسیم؟
در قرارهای اول، اختلاف سلیقه و تفاوت دیدگاه خیلی زود خود را نشان میدهد؛ از موضوعات سبک مثل فیلم و سبک زندگی گرفته تا بحثهای جدیتر هرچیزی میتواند باعث شود از طرف مقابل فاصله بگیرید. اشتباه رایج این است که آدمها خیلی سریع وارد فاز «من درست میگویم» میشوند و طرف مقابل را در موضع دفاع قرار میدهند.
استفاده درست از سؤالی که پیشتر مطرح کردیم به این معنی است که شما واقعاً دنبال فهمیدن بهتر موضوع هستید و نه پیدا کردن نقطه ضعف. وقتی میپرسید «میتوانی بیشتر توضیح بدهی که چرا اینطور فکر میکنی؟» بهتر است بعدش سکوت کنید و اجازه بدهید طرف مقابل حرف خود را کامل کند. وسط صحبت او نپرید و جملهاش را کامل نکنید.

یک عبارت سهکلمهای که باعث جلب توجه «فوری» افراد و گوش دادن به شما میشود
بعد از پایان توضیح، میتوانید با یک جمله کوتاه نشان بدهید متوجه شدهاید، مثلاً بگویید «پس تجربهای که گفتی برایت تعیینکننده بوده است». اگر هم میخواهید نظر خودتان را بگویید، بهتر است آن را بعد از شنیدن کامل بیان کنید و لحنتان حالت حکم صادر کردن نداشته باشد. این روش باعث میشود گفتوگو روانتر پیش برود و طرف مقابل شما را کسی بداند که به شخصیت و فکر او علاقه دارد، نه کسی که فقط میخواهد در بحث برنده شود.
گوشدادن فعال؛ چرا لحن و رفتار شما از کلمات مهمتر است؟
پژوهش دیگری که در سال ۲۰۲۰ با مشارکت پژوهشگرانی از اسرائیل و بریتانیا انجام شد، نشان داد «خوب گوش دادن» فقط یک رفتار مودبانه نیست و میتواند روی نگاه و قضاوتهای فرد مقابل اثر بگذارد. گوش دادن فعال به این معنی است که طرف مقابل واقعاً درگیر گفتوگو باشد، توجه کامل نشان بدهد، نشانههای فهمیدن را منتقل کند و با سؤالهای پیگیرانه اما محترمانه، مسیر حرفها را روشنتر کند.
نتیجه اینکه وقتی یک نفر چنین توجهی دریافت میکند، کمتر در موضع دفاعی میماند، بهتر میتواند درباره دلیل احساسات و دیدگاه خودش فکر کند و احتمال اینکه نسبت به اصلاح یا بازنگری در برخی برداشتها انعطاف نشان بدهد، بیشتر میشود.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.




