فرهنگی و هنری

فیلمی ایرانی که در بیان عقده‌هایش خوب بود اما بقیه‌اش نه

برای «مراقب» محسن قرایی در ونیز، واکنش منتقدان خارجی یکدست نیست؛ برخی از نظر فرم، فیلمنامه و نمادپردازی به فیلم انتقاد کرده‌اند، اما همزمان تصویر تیره آن از جامعه ایران، پدرسالاری، محدودیت و فروپاشی اجتماعی را ستوده‌اند؛ دوگانه‌ای که نسبت میان ارزش هنری و مضمون سیاسی فیلم را قابل تأمل می‌کند.

به گزارش همشهری آنلاین، فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی با عنوان بین‌المللی Falling House در بخش «افق‌ها» ی جشنواره ونیز به نمایش درآمد؛ فیلمی که داستان یک زندانبان به نام رشید را روایت می‌کند؛ مردی که پس از تعلیق از کار، با بحران‌های خانوادگی و اقتصادی مواجه می‌شود و در نهایت خانه خود را به زندانی برای همسر و دخترانش تبدیل می‌کند. قرایی از این خانه فرسوده و در آستانه تخریب، استعاره‌ای برای فروپاشی خانواده، قدرت مردانه و بحران‌های اجتماعی می‌سازد تا چهره ایران را در جهانیان سیاه کند.

واکنش منتقدان خارجی به «مراقب» اما یکدست نیست و اتفاقاً در میان نقدها می‌توان یک دوگانگی قابل تأمل را مشاهده کرد؛ بخشی از منتقدان، فیلم را از منظر فرم، فیلمنامه و ظرافت روایی با انتقادهایی جدی مواجه کرده‌اند، اما هم‌زمان تصویری که فیلم از ایران، خانواده و محدودیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهد، برای همین منتقدان به‌شدت قابل توجه و حتی جذاب بوده است.

«اسکرین دیلی» یکی از صریح‌ترین نمونه‌هاست. این رسانه فیلم را درامی خانوادگی اما بیش از اندازه مستقیم و فاقد ظرافت کافی توصیف می‌کند. منتقد معتقد است قرایی نمادپردازی را آن‌قدر آشکار به کار می‌گیرد که مخاطب تقریباً هیچ نیازی به کشف لایه‌های فیلم ندارد.

خانه، زندان، پدر، زن و فروپاشی، همه به شکل مستقیم در خدمت یک معنای سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرند. این رسانه همچنین معتقد است فیلمنامه در بخش‌هایی به سمت ملودرام و اغراق حرکت می‌کند و حتی برخی اتفاقات داستانی، شخصیت زن را به جای یک شخصیت مستقل، به قربانی تبدیل می‌کند.

رسانه «cineuropa» نیز فیلم را «اغلب جذاب اما در نهایت نابرابر» می‌داند. این رسانه از ایده مرکزی فیلم و تصویری که از فروپاشی خانواده ارائه می‌شود استقبال می‌کند، اما در بخش پایانی انتقاد مهمی دارد: فیلم برای حل تعارض، در نهایت از شخصیت سرکوبگر می‌خواهد وضعیت را بفهمد و مخاطب نیز تا حدی با او همدلی کند.

به اعتقاد منتقد، این انتخاب حتی مبارزه زنان فیلم را تضعیف می‌کند. بنابراین فیلمی که قصد دارد علیه یک ساختار قدرت موضع بگیرد، در پرداخت دراماتیک خود به تناقض می‌رسد.

با این حال، همین نقدها وقتی به مضمون اجتماعی و تصویری که فیلم از ایران ارائه می‌دهد می‌رسند، زبان مثبت‌تری پیدا می‌کنند. «سینه‌اروپا» خانه‌ای را که مرد خانواده در آن همه اعضا را محبوس می‌کند، نشانه‌ای از نامرئی‌بودن زنان در جامعه ایران می‌خواند. «اسکرین دیلی» نیز خانه در حال فروپاشی را نمادی از ساختار پدرسالارانه و اقتدارگرایی می‌داند. در واقع، تصویری که از ایران ساخته می‌شود، برای منتقدان به یکی از مهم‌ترین وجوه فیلم تبدیل شده است.

در نقد «گاردین» این وضعیت حتی پررنگ‌تر است. این روزنامه فیلم را اثری قدرتمند و خشن توصیف کرده و از بازی فرهاد اصلانی و استعاره زندان در فیلم تمجید کرده است. از نگاه گاردین، خانه خانواده تبدیل به زندانی می‌شود که در مقیاسی بزرگ‌تر، بازتابی از فشار و محدودیت در جمهوری اسلامی است. در این خوانش، داستان یک خانواده به استعاره‌ای برای جامعه ایران تبدیل می‌شود.

نکته مهم‌تر اینکه خود محسن قرایی نیز در گفت‌وگویی با رسانه جشنواره ونیز تأکید کرده که تلاش داشته بحران‌های شخصی یک خانواده را با بحران‌های بیرونی جامعه پیوند بزند و مشکلاتی را که مردم ایران با آن مواجه‌اند، در قالب داستان بازسازی کند. بنابراین این خوانش صرفاً برداشت منتقدان نیست و بخشی از طراحی آگاهانه فیلمساز است.

با این حال، وجه مشترک بخش قابل توجهی از نقدها این است که «مراقب» هرچه در فرم مستقیم، نمادپردازی آشکار و فیلمنامه ملودراماتیک مورد پرسش قرار می‌گیرد، در ارائه تصویری تیره از جامعه ایران بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. گویی برای بخشی از منتقدان، آنچه فیلم درباره ایران می‌گوید، از چگونگی گفتن آن مهم‌تر شده است.

از این منظر، «مراقب» نمونه‌ای قابل تأمل از فیلم‌هایی است که ممکن است در سطح هنری و سینمایی محل مناقشه باشند، اما در فضای جشنواره‌ای به واسطه تصویری که از محدودیت، فروپاشی خانواده، پدرسالاری، مهاجرت و بحران اجتماعی ارائه می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرند؛ جایی که سیاهیِ روایت گاهی بر ظرافت سینمایی غلبه می‌کند همانند اثر جعفر پناهی که برنده جایزه نخل طلایی شد.

مهتاب دهقانی

من مهتاب دهقانی هستم. از سال ۱۳۷۶ پا به دنیای مطبوعات گذاشتم و سال‌ها کنار آدم‌های بزرگ این حرفه تجربه اندوختم؛ در این مسیر، طعم شیرین کشف خبر و سنگینی مسئولیتش را با هم چشیدم. تجربه همکاری با رسانه‌های مختلف، به من یاد داد که خبر فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه پلی است میان واقعیت و آگاهی مردم. حال امروز، خوشحالم که این مسیر را در کنار شما در مجله اینترنتی کولاک ادامه می‌دهم تا اخبار روز را صادقانه، دقیق و بی‌حاشیه روایت کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا