گوناگون

جنگنده‌های نسل ششم چه تجهیزاتی دارند؟

برای نیروی هوایی ایالات متحده، نوک پیکان نبرد هوایی بدون شک جنگنده‌های نسل پنجم F-۲۲ Raptor و F-۳۵ Lightning II ساخت لاکهید مارتین هستند. این هواپیماهای بسیار پیشرفته، ویژگی‌های متعددی دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد در نبردهای هوایی و مأموریت‌های حمله زمینی عملکردی برتر داشته باشند.

با وجود اینکه این جنگنده‌ها می‌توانند بر آسمان یک منطقه نبرد مسلط شوند، نسل بعدی جنگنده‌ها نیز به‌سرعت در حال شکل‌گیری هستند.

هواپیماهای رزمی نسل ششم، قابلیت‌های F-۲۲ و F-۳۵ را توسعه خواهند داد و احتمالاً در چندین زمینه کلیدی از آن‌ها فراتر می‌روند. حسگرهای پیشرفته، موتورهای قدرتمندتر، تسلیحات انرژی هدایت‌شده و پهپادهای نیمه‌خودمختار از جمله ویژگی‌هایی هستند که انتظار می‌رود به این جنگنده‌های جدید اجازه دهد از نسل‌های قبلی خود پیشی بگیرند.

ترکیب فناوری جنگنده‌های نسل ششم با پلتفرم‌های فعلی، در سال‌های آینده توان رزمی نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا را بیش از پیش افزایش خواهد داد.

قابلیت‌های توزیع‌شده جنگ الکترونیک و حسگرها

ایجاد پایه برای یک عملیات موفق

جنگ الکترونیک (EW) به‌طور کلی به هر اقدام نظامی مرتبط با طیف الکترومغناطیسی (EM) گفته می‌شود؛ این اقدامات شامل استفاده از انرژی الکترومغناطیسی برای کنترل این طیف یا حمله به دشمن است.

به‌طور معمول، چنین اقداماتی از فرکانس‌های رادیویی و راداری، مادون قرمز، فرابنفش و دیگر بخش‌های کمتر مورد استفاده طیف الکترومغناطیسی بهره می‌برند.

هدف کلی جنگ الکترونیک، مختل کردن، انکار، کاهش توانایی، فریب یا نابود کردن توانایی دشمن برای استفاده مؤثر از طیف الکترومغناطیسی است.

بخش مهمی از این مأموریت به تجهیزات پیشرفته ارتباطی و حسگری، همچنین توانایی ذخیره‌سازی و پردازش داده برای عملیات دفاعی و تهاجمی مرتبط است. علاوه بر این، کور کردن یا مختل کردن سامانه‌های دشمن می‌تواند مسیر را برای حملات جنبشی و نابودی زیرساخت‌های فیزیکی باز کند.

برای انجام مأموریت‌های جنگ الکترونیک، F-۳۵ از یک سامانه بسیار پیشرفته مبتنی بر مجموعه AN/ASQ-۲۳۹ استفاده می‌کند.

انتظار می‌رود جنگنده‌های نسل ششم مفهوم حسگرهای توزیع‌شده را یک گام جلوتر ببرند؛ به‌گونه‌ای که چندین دریچه و حسگر در بخش‌های مختلف هواپیما قرار گیرند و وابستگی به یک معماری حسگر جلویی کاهش پیدا کند.

چنین سامانه‌ای می‌تواند به هواپیما اجازه دهد تهدیدها را از جهات مختلف شناسایی و بررسی کند و تصویر کامل‌تری از محیط الکترومغناطیسی اطراف به دست آورد.

همچنین جنگنده نسل ششم احتمالاً رادار، سامانه‌های پشتیبانی الکترونیکی، ارتباطات و حمله الکترونیکی را به‌عنوان قابلیت‌های جداگانه در نظر نخواهد گرفت؛ بلکه از مجموعه حسگرها و دریچه‌های مختلف خود به‌عنوان یک سامانه هماهنگ برای شناسایی الکترومغناطیسی و حمله الکترونیکی استفاده خواهد کرد.

در زمینه حمله الکترونیکی، این هواپیماهای پیشرفته الزاماً تمام وظایف را به‌تنهایی انجام نخواهند داد. چنین جنگنده‌ای بخشی فعال از یک شبکه بزرگ‌تر و متصل به یکدیگر خواهد بود؛ قابلیتی که یکی از ویژگی‌های اصلی جنگنده‌های نسل ششم محسوب می‌شود.

این هواپیماها می‌توانند به هواپیماهای بدون سرنشین، جنگنده‌های دیگر، کشتی‌ها، سامانه‌های زمینی و تجهیزات مستقر در فضا متصل شوند.

از نظر عملیاتی، یک جت یا پهپاد بدون سرنشین می‌تواند برای جمع‌آوری اطلاعات و دریافت سیگنال‌ها به منطقه نزدیک‌تر به دشمن نفوذ کند، در حالی که جنگنده نسل ششم سرنشین‌دار در فاصله امن‌تری باقی می‌ماند.

سپس اطلاعات جمع‌آوری‌شده می‌تواند میان تمام نیروها به اشتراک گذاشته شود و یک توانایی جنگ الکترونیک توزیع‌شده ایجاد کند؛ به‌جای اینکه تمام حسگرها و فرستنده‌ها روی یک هواپیما متمرکز باشند.

برد بیشتر و ماندگاری طولانی‌تر

جنگنده‌های نسل ششم با برد بیشتر، دورتر از ناوهای هواپیمابر و پایگاه‌های هوایی فعالیت خواهند کرد

از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، مهم‌ترین ابزار قدرت‌نمایی نظامی هر کشوری که توان ساخت یا بهره‌برداری از آن را داشته، ناو هواپیمابر بوده است. این شناورها با وجود ارائه انعطاف‌پذیری عملیاتی و توان واکنش سریع در برابر سناریوهای مختلف، کشتی‌هایی بزرگ هستند که ساخت و نگهداری آن‌ها هزینه زیادی دارد و معمولاً بیش از هزار افسر و ملوان در آن‌ها خدمت می‌کنند.

به همین شکل، پایگاه‌های هوایی که جنگنده‌های آینده از آن‌ها عملیات انجام خواهند داد نیز دارایی‌هایی بسیار ارزشمند محسوب می‌شوند و به اهداف اولویت‌دار تبدیل خواهند شد.

در دوران رقابت میان قدرت‌های بزرگ، آمریکا و متحدانش نمی‌توانند توانایی احتمالی دشمن برای حمله به محل‌های استقرار هواپیماهای خود را نادیده بگیرند. انتظار می‌رود حملات گسترده با موشک‌های بالستیک و کروز، یکی از ویژگی‌های هر درگیری میان قدرت‌های هم‌سطح باشد؛ به‌خصوص در نبرد احتمالی با چین که زرادخانه بزرگی از این موشک‌ها برای حمله به پایگاه‌های هوایی منطقه‌ای و حتی ناوهای هواپیمابر آمریکا توسعه داده است.

جنگنده F-۴۷ (و هواپیماهای هم‌رده آن) که انتظار می‌رود نخستین پرواز خود را در سال ۲۰۲۸ انجام دهد و قیمت هر فروند آن حدود ۳۰۰ میلیون دلار باشد، احتمالاً به موتورهای قدرتمند و کم‌مصرف مجهز خواهد شد.

این موتورهای جدید به هواپیما اجازه می‌دهند مسافت بیشتری طی کنند و برای مدت طولانی‌تری در محیط‌های نبرد پرخطر و مورد مناقشه فعالیت داشته باشند. طبق گزارش‌ها، این هواپیماها بردی حدود ۱,۰۰۰ مایل دریایی (۱,۸۵۲ کیلومتر) خواهند داشت و ممکن است از سرعت ماخ ۲ عبور کنند.

موتور مورد انتظار برای F-۴۷ از طراحی چرخه تطبیقی بهره می‌برد؛ سامانه‌ای که با تنظیم خودکار پیکربندی جریان هوا، می‌تواند نیروی پیشران، بهره‌وری سوخت و توان خنک‌کنندگی را برای شرایط مختلف مأموریت بهبود دهد.

این موتور با تغییر جریان هوا براساس شرایط، می‌تواند در زمان نبرد نیروی رانش بیشتری ایجاد کند، در مرحله پرواز کروز مصرف سوخت را کاهش دهد و ظرفیت خنک‌سازی بیشتری برای تجهیزات الکترونیکی و حسگرهای پیشرفته فراهم کند.

در مجموع، این قابلیت‌ها باعث افزایش برد، بهبود عملکرد و بقاپذیری هواپیما و همچنین پشتیبانی از سامانه‌های قدرتمندتر داخلی خواهند شد.

آیا رادار دماغه‌ای در حال حذف شدن است؟

حسگرهای توزیع‌شده و «سامانه‌ای از سامانه‌ها» آینده آگاهی از میدان نبرد هستند

انتظار می‌رود هواپیماهای نسل ششم، یکپارچه‌سازی و استفاده از حسگرها را بسیار فراتر از جنگنده‌های نسل پنجم امروزی توسعه دهند؛ فناوری‌ که می‌تواند نحوه شناسایی و رهگیری تهدیدها توسط هواپیماها را تغییر دهد.

برنامه Tempest/GCAP بر پایه سامانه «حسگر یکپارچه و اثرات غیرجنبشی» (Integrated Sensing and Non-Kinetic Effects) طراحی می‌شود؛ سامانه‌ای که رادار، حسگرهای الکترواپتیکی، مادون قرمز، تجهیزات پشتیبانی الکترونیکی و قابلیت‌های جنگ الکترونیک را در یک معماری کاملاً یکپارچه ترکیب می‌کند.

به جای اینکه هر سامانه به‌صورت جداگانه فعالیت کند، این حسگرها با همکاری یکدیگر کار خواهند کرد تا تصویر بسیار دقیق‌تری از میدان نبرد در اختیار خلبان قرار دهند.

حسگرهای Tempest همچنین در سراسر بدنه هواپیما ادغام خواهند شد و از قطعات کوچک‌شده استفاده می‌کنند تا قابلیت‌های بیشتری در نقاط مختلف هواپیما توزیع شود. این رویکرد می‌تواند انعطاف‌پذیری بیشتری برای شناسایی و رهگیری تهدیدها از جهات مختلف ایجاد کند و امکان ترکیب اطلاعات چندین حسگر را فراهم کند.

همچنین انتظار می‌رود این هواپیما از حسگرهای داخلی و خارجی استفاده کند؛ قابلیتی که به آن اجازه می‌دهد اطلاعات را از منابع گسترده‌تری جمع‌آوری کرده و با دیگر پلتفرم‌ها به اشتراک بگذارد.

طبق گزارش انجمن هوانوردی سلطنتی بریتانیا، Tempest قادر خواهد بود در هر ثانیه حجم داده‌ای معادل اطلاعات یک شهر متوسط را دریافت، ارزیابی و استفاده کند تا به نفع یک نیروی رزمی شبکه‌محور مورد استفاده قرار گیرد.

این موضوع الزاماً به معنای ناپدید شدن کامل رادارهای سنتی جنگنده‌ها نیست. سامانه Multi-Function Radio Frequency System در Tempest همچنان نقش یک رادار آینده‌نگر را خواهد داشت که قابلیت‌هایی فراتر از رادارهای معمولی ارائه می‌دهد.

با این حال، رویکرد نسل ششم در زمینه حسگرها می‌تواند باعث شود رادار نصب‌شده در دماغه جنگنده جایگاه فعلی خود را از دست بدهد یا حتی در نسل‌های آینده هواپیماهای رزمی به‌طور کامل حذف شود.

تسلیحات انرژی هدایت‌شده

یک «تفنگ» با خشابی نامحدود

سلاح‌های انرژی هدایت‌شده (DEW) یا لیزرها، دهه‌ها بخشی از فیلم‌های علمی‌تخیلی بوده‌اند؛ اما اکنون این فناوری‌ها در حال ورود به خدمت روی شناورهای دریایی و خودروهای زمینی هستند.

این سلاح‌ها که عمدتاً برای دفاع در برابر پهپادها، راکت‌ها و موشک‌ها طراحی شده‌اند، هنوز به‌صورت عملیاتی روی یک جنگنده ادغام نشده‌اند. با این حال، هواپیماهای نسل ششم می‌توانند این شرایط را تغییر دهند.

با تولید انرژی بیشتر از منابعی مانند موتورهای چرخه تطبیقی، جنگنده‌های جدید از توان الکتریکی بالاتر، بهره‌وری عملیاتی بهتر و ظرفیت خنک‌سازی بیشتری برخوردار خواهند شد؛ سه عاملی که برای استفاده از سلاح‌های انرژی هدایت‌شده ضروری هستند.

به همین دلیل، نصب چنین سلاح‌هایی روی جنگنده‌های نسل ششم چندان دور از انتظار نیست.

پس از نصب روی هواپیما، سلاح‌های انرژی هدایت‌شده مانند لیزرهای پرقدرت و سامانه‌های مایکروویو می‌توانند برای مقابله با موشک‌های نزدیک شونده یا به‌عنوان سلاح تهاجمی علیه هواپیماهای دشمن و اهداف زمینی استفاده شوند.

قدرت تخریبی یک لیزر احتمالاً توسط سامانه‌های هواپیما کنترل خواهد شد تا شدت پرتو مورد نیاز برای آسیب زدن یا نابود کردن هدف را تنظیم کند.

در مقابل، در مأموریت‌های دفاعی، یک کمک‌خلبان مجهز به هوش مصنوعی می‌تواند در زمینه هدف‌گیری، تنظیم سطح توان لیزر و آغاز درگیری به خلبان کمک کند؛ در حالی که خلبان روی دیگر اهداف مأموریت تمرکز دارد.

با توجه به توان تولید انرژی مورد انتظار موتورهای چرخه تطبیقی، یک سلاح لیزری احتمالی روی جنگنده می‌تواند تقریباً یک منبع مهمات نامحدود در اختیار هواپیما قرار دهد؛ البته تا زمانی که انرژی و خنک‌سازی کافی در دسترس باشد.

این قابلیت به خلبان اجازه می‌دهد تعداد محدود موشک‌های خود را برای حملات مهم‌تر علیه اهداف ارزشمند زمینی یا هواپیماهای دشمن در فواصل فراتر از دید مستقیم حفظ کند.

همکاری انسان و ماشین

جنگنده‌های نسل ششم با پهپادهای اختصاصی، توانایی‌های مأموریتی بیشتری پیدا می‌کنند

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های هواپیماهای نسل ششم، همکاری آن‌ها با هواپیماهای رزمی مشارکتی (Collaborative Combat Aircraft یا CCA) خواهد بود؛ پهپادهای نیمه‌خودمختاری که در کنار جنگنده‌های سرنشین‌دار فعالیت می‌کنند.

نیروی هوایی آمریکا در ابتدا قصد دارد یک یا دو فروند CCA را تحت فرمان هر جنگنده سرنشین‌دار قرار دهد و در آینده این تعداد می‌تواند به پنج فروند یا بیشتر افزایش یابد.

این تغییر باعث می‌شود نقش خلبان از صرفاً هدایت یک هواپیما به فرماندهی یک گروه کوچک رزمی تغییر کند؛ گروهی که می‌تواند اهداف و مأموریت‌هایی فراتر از توانایی یک جنگنده معمولی را انجام دهد.

نسخه عملیاتی اولیه مفهوم CCA نیروی هوایی آمریکا که Increment ۱ نام دارد، عمدتاً روی مأموریت‌های هوا به هوا و حمله تمرکز خواهد داشت. نسخه‌های بعدی نیز قرار است گونه‌هایی برای جنگ الکترونیک و اطلاعات، شناسایی و مراقبت (ISR) داشته باشند.

از نظر تعداد، نیروی هوایی آمریکا به خرید ۱۰۰ تا ۱۵۰ فروند از این هواپیماها علاقه نشان داده و هدف بلندمدت آن حفظ ناوگانی شامل صدها تا چند هزار فروند در نسخه‌های مختلف است.

بودجه پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷ نیروی هوایی آمریکا برای برنامه CCA شامل ۹۹۶.۵ میلیون دلار برای آغاز تولید نسخه Increment ۱ و همچنین ۱۵۰ میلیون دلار برای خریدهای اولیه سال مالی ۲۰۲۸ است.

سرهنگ تیموتی هلفریچ، مدیر اجرایی برنامه جنگنده‌ها و هواپیماهای پیشرفته در مرکز مدیریت چرخه عمر نیروی هوایی ارتش ایالات متحده، اعلام کرده هزینه هر فروند از نسخه Increment ۱ در حال حاضر کمتر از ۳۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

در هر جنگ بزرگ متعارف با یک رقیب هم‌سطح، تعداد و حجم نیرو اهمیت زیادی دارد. توانایی استفاده از تعداد زیادی سامانه تسلیحاتی کارآمد می‌تواند نتیجه یک نبرد را به نفع یکی از طرفین تغییر دهد.

هواپیماهای Anduril YFQ-44A Fury و General Atomics YFQ-42A Dark Merlin برای ایجاد توان رزمی گسترده و کم‌هزینه در میدان‌های نبرد مورد مناقشه طراحی شده‌اند.

هدف این هواپیماها پیچیده‌تر کردن فرآیند هدف‌گیری برای دشمن، گسترش شبکه حسگرها و حملات نیروی هوایی آمریکا و همچنین پذیرش ریسک‌های عملیاتی در مناطق پیشرفته برای افزایش بقاپذیری هواپیماهای سرنشین‌دار آمریکایی است.



جواد نبوتی

من جواد نبوتی هستم؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر. سال‌هاست در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، ورزش و اقتصاد فعالیت می‌کنم و بخش زیادی از کارم به تولید محتوای خبری، گزارش‌های تحلیلی و دنبال‌کردن اتفاقات مهم داخلی و بین‌المللی گذشته. بیشتر از هر چیز، به تحلیل مسائل سیاسی و راهبردی، اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری عمومی علاقه دارم. سعی می‌کنم اتفاقات را فقط روایت نکنم؛ بلکه پشت خبرها را هم ببینم، ارتباط بین رویدادها را پیدا کنم و با تکیه بر منابع معتبر، تصویری روشن‌تر از آنچه در حال رخ دادن است ارائه بدهم. برای من روزنامه‌نگاری فقط انتشار خبر نیست؛ تلاش برای فهمیدن، تحلیل کردن و کمک به بهتر دیده‌شدن واقعیت‌هاست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا