حوادث

ناگفته های ربودن نوزادی در تهران | نوزادی که در تهران ربوده شده بود، در شهرستان خمین پیدا شد

پرستار یک خانواده، وقتی متوجه شد که والدین یک نوزاد، با یکدیگر اختلاف دارند، تصمیم به کودک ربایی گرفت. این زن، کودک ربوده شده را در اختیار افرادی قرار داد تا او را بفروشند تا اینکه بعد از گذشت ۹ ماه با کمک پلیس آگاهی تهران، کودک ربوده شده، پیدا شد.

همشهری آنلاین – حوادث: ماجرا از حدود ۹ ماه قبل شروع شد. زمانی که پسربچه ۲ ماهه ای به نام ماهور توسط یک زن آشنا ربوده شد. آنطور که پدر و مادر ماهور کوچولو می گفتند، بچه در اختیار پرستار خانه بوده که این زن با طرح و نقشه قبلی نوزاد را ربوده و ناپدید شد. با شکایت والدین نوزاد، پرونده ای در دادسرای جنایی تهران تشکیل شدو تیمی از ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران ماموریت یافتند تا پسربچه ربوده شده را پیدا کنند.

ردپای کودک ربوده شده در شهرستان خمین

تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بعد از گذشت ۹ ماه نتیجه داد و به شناسایی و بازداشت ۹ نفر منجر شد. از سوی دیگر کودک ربوده شده نیز پیدا شد. این کودک روز گذشته به خانواده اش تحویل داده شد تا نگرانی چندماهه آنها پایان یابد.

در همین حال سرهنگ مرتضی نثاری معاون جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران روز گذشته درجمع خبرنگاران گفت: وقتی همکاران من در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران در جریان این پرونده کودک ربایی قرار گرفتند، اقدامات گسترده ای برای شناسایی متهمان انجام دادند. در گام نخست، زنی جوان که پرستار کودک بود را شناسایی کردند.

سرهنگ نثاری ادامه داد: پرستار کودک، نفر اولی بود که بچه در اختیارش بود اما در بازجویی ها منکر بود و خودش را بیگناه می دانست. با این وجود تحقیقات از این زن ادامه داشت تا اینکه سرانجام او لب به اعتراف گشود و اعتراف کرد که این کودک را در ازای وعده های فریبنده به افراد دیگری فروخته است. بررسی های اولیه نشان می دهد که این کودک، چند بار دیگر هم خرید و فروش شده تا اینکه زن و شوهری در شهرستان خمین، وی را تحویل گرفته بودند. با این سرنخ های به دست آمده، ‌همکارانم راهی شهرستان خمین شدند و کودک را تحویل گرفتند. سپس در صحت کامل به خانواده اش تحویل دادند

سرهنگ نثاری در ادامه گفت: متهمان، انگیزه خود را دلسوزی و به خاطر کمک به کودک اعلام کردند اما بررسی ها حکایت از این دارد که موضوعات مالی مطرح بوده است. خوشبختانه هر ۹ نفری که در این پرونده کودک ربایی، نقش داشتند دستگیر شده اند و تحقیقات از آنها برای مشخص شدن ابعاد پنهان ماجرا ادامه دارد.

دلسوزی عجیب

متهم اصلی این پرونده زنی جوان و پرستار کودک است. او می گوید دلش به حال کودک سوخته و به همین دلیل نقشه ربودن و واگذاری او را کشیده است.

چه شد که تصمیم گرفتی، ‌نقشه کودک ربایی را اجرا کنی؟

چون دلم به حال ماهورکوچولو سوخت.

چرا دلت به حالش سوخت؟

چون پدر و مادرش با یکدیگر اختلافات شدید داشتند و او را نمی خواستند.

با پدر و مادر کودک چطور آشنا شدی؟

من حدود ۵ یا ۶ سال بود که آنها را می شناختم. این اواخر به عنوان پرستار کودک، در خانه آنها کار و رفت و آمد می کردیم.

تو، کودک آنها را ربوده ای و می گویی دلت به حال کودک سوخت!

اشتباه کردم. نمیدانستم این کار، مصداق آدم ربایی است. تصورم این بود که دارم به کودک و آینده اش کمک می کنم. با خودم گفتم در خانواده ای بزرگ می شود که او را می خواهند و آینده خوبی خواهد داشت.

خانواده ای که کودک را به آنها واگذار کردی را می شناختی؟

به آرایشگاهی رفت و آمد می کردم و در آنجا با زنی جوان آشنا شدم. وقتی ماجرای زندگی ماهور را تعریف کردم، زن جوان حاضر شد بچه را نگهداری کند. من هم دیدم صلاحیت نگهداری از بچه را دارد.

چطور متوجه شدی که زن جوان و شوهرش صلاحیت نگهداری از بچه را دارند؟

چون فقیر نبودند و مشکل مالی نداشتند. آنها می توانستند، بچه را ساپورت کنند و زندگی خیلی خوبی برایش بسازند.

پولی هم در ازای تحویل کودک، دریافت کردی؟

نه. انگیزه من مالی نبود. همانطور که گفتم من دلم به حال کودک سوخت و به خاطر آینده اش، چنین کاری کردم.

اما بررسی ها نشان داده که صد میلیون، بچه خریداری شده است؟

من خبر ندارم. شاید افراد دیگری که قرار بود بچه را تحویل پدر و مادر جدید بدهند، اقدام به معامله کرده اند.

ظاهرا کودک ربوده شده، چند دست چرخیده است؟

من خبر ندارم.

مهتاب دهقانی

من مهتاب دهقانی هستم. از سال ۱۳۷۶ پا به دنیای مطبوعات گذاشتم و سال‌ها کنار آدم‌های بزرگ این حرفه تجربه اندوختم؛ در این مسیر، طعم شیرین کشف خبر و سنگینی مسئولیتش را با هم چشیدم. تجربه همکاری با رسانه‌های مختلف، به من یاد داد که خبر فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه پلی است میان واقعیت و آگاهی مردم. حال امروز، خوشحالم که این مسیر را در کنار شما در مجله اینترنتی کولاک ادامه می‌دهم تا اخبار روز را صادقانه، دقیق و بی‌حاشیه روایت کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا