دانلود قسمت ۱ سریال هزار و یک شب + خلاصه داستان سریال هزار و یک شب قسمت اول

سریال هزار و یک شب سریالی بین المللی با همکاری کشور ایران و ترکیه از روز دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴ منتشر خواهد شد، در این مطلب از پایگاه خبری کولاک خلاصه ای از قسمت اول سریال هزار و یک شب به همراه لینک دانلود آن را برایتان آورده ایم که خواهید خواند.
سریال هزار و یک شب به کارگردانی مصطفی کیایی و بازی پرویز پرستویی، بهرام رادان، محسن کیایی، سحر دولتشاهی، پدرام شریفی، پانتهآ پناهیها، سوگل خلیق، محمد بحرانی، خسرو شهراز، مریم کاظمی، حبیب رضایی، بانیپال شومون، امیررضا دلاوری و با هنرمندی هدیه تهرانی و معرفی مینو آزرمیگین و … می باشد. در این سریال از وجود بازیگران ترکیه ایی نیز استفاده شده است.
خلاصه داستان سریال هزار و یک شب
خلاصه داستان رسمی سریال هزار و یک شب این است: «اگر یکی از این زنها شهرزاد باشد جهان من نجات پیدا میکند از این همه ظلم و خونریزی.» همین جمله را علاوه کنید به دیالوگ تیزر رسمی سریال: «ما در روشنترین شب، پا به تاریکی میذاریم، به سمت کورسویی از روشنایی… ما مرگ رو از زندگی میدزدیم و زندگی رو به مرگ بازمیگردونیم.» همین، یعنی ما با سریالی رازآلود مواجه هستیم که بین جهان کنونی و جهان افسانهها در حرکت است.
خلاصه داستان سریال هزار و یک شب قسمت اول
داستان از اونجا شروع میشه که سوگل فرزام فر تصمیم به خودکشی می گیره، اما درست زمانیکه سوگل میخواد خودش رو با ماشین ته پرتگاه بندازه یه نفر میاد و بیهوشش میکنه و با خودش میبره.
نیلوفر برای کودکان کار هر روز ساندویچ میخره و تا زمانیکه بخورن قصه هزار و یک شب میخونه اما یه روز صاحبکار اون بچه ها میاد و کتاب رو از نیلوفر میگیره و تهدیدش میکنه اگه یه بار دیگه اون بچه ها رو از کار بیکار کنه زنده اش نمیذاره. نیلوفر که خیلی ترسیده بود به همکلاسی سروش که باهاش رابطه داشت میزنه اما سروش چون تو کلاس دانشگاه پشت سر استادش آقای عابد حرفهای نامربوط زده بود از کلاس اخراج میشه و وسایل و گوشیش تو کلاس جا میمونه.
مسعود مدبر پدر نیلوفر و آشیان تو چاپخانه تعطیل شده اش خودش رو حبس کرده او که به همه بدهکار شده بود، به دنبال راهی برای خلاصی از دست طلبکارها بود، کارگرهای چاپخانه ازش شاکی هستن که حقوقشون رو نداده، یه نفر هم فیلم های تهدید آمیز براش میفرسته و مسعود فکر میکنه کار سمیره، شب که سمیر میاد پیشش و بهش پیشنهاد پول میده قبول نمیکنه، سمیر بهش میگه در ازای پولی که بهت میدم دختر دومت نیلوفر رو میخوام، با مهریه بالا عقدش کنم به صورت رسمی، همه چیز بهش میدم بجز حق طلاق.
آشیان دنبال ردی از زنهای گمشده هست، بالاخره پرونده سوگل فرزام فر رو با کمک یکی از کارمندای اونجا تو بیمارستانی که بستری بود پیدا میکنه و خوشحال بود که کمی از دوندگیهاش به نتیجه رسیده، آشیان مدتی بود با یه نفر به اسم زمان ارتباط داشت و بهش علاقمند شده بود، او بهش گفته بود برای عکاسی در خارج از ایران حضور داره و مدام با تماس تصویری با هم حرف میزنه و براش توضیح میده که کارهاش تا کجا پیش رفته و بعد هم ازش میپرسه کی به ایران برمیگرده چون دوست داره اونو به نیلوفر و پدرش معرفی کنه.
مسعود از دخترهاش میخواد بیشتر مواظب خودشون باشن اصلا اگه میتونن دانشگاه و سرکار هم نرن و بمونن خونه حتی برای خرید هم بیرون نرن، هرچی آشیان میپرسه که پدرش بگه قضیه چیه اما مسعود میگه همینکه گفتم. آشیان به نیلوفر دلداری میده که پدر گرفتاری مالی پیدا کرده بهتره بمونن خونه مطمئنن مشکلشون بزودی حل میشه.
روز بعد آشیان و نیلوفر میخوان از خونه برن بیرون و یهو نیلوفر پشیمون میشه و از آشیان هم میخواد که لااقل قبل از پدر به خونه برگرده.
مسعود که تو محل کارش بود براش پیامک میاد پول جور شد یا نه، بهتره به فکر دخترات باشی. مسعود مجبور میشه به سمیر تجنگی زنگ بزنه.
سروش تو دانشگاه به عنوان دانشجوی متخلف برای چندمین بار توبیخ میشه و مسئول دانشگاه بهش میگه تا زمانیکه رضایت تمام اساتید رو بدست نیاره نمیتونه برگرده سر کلاس درس.
مسعود تصمیم میگیره برای دختراش بلیط استانبول بگیره و هتل تا ده روز دیگه برن، اما فعلا بهشون چیزی نمیگه.
نیلوفر با سروش قرار میذاره و اتفاقات روز حادثه دزدی کتاب هزار و یک شب رو براش تعریف می کنه.
آشیان که از طریق یکی از کارمندای بیمارستان تونسته بود ردی از آدم ربا پیدا کنه باهاش قرار میذاره، تصمیم میگیره به صورت ناشناس سر قرار بره، به پدرش پیغام میده و نیمه که کار واجبی براش پیش اومد و مجبور شد بره بیرون وقتی برگرده دیگه تا هر وقت بگه میمونه خونه.
شب مسعود میخواد قضیه رو به نیلوفر بگه اما پشیمون میشه و میگه هروقت آشیان برگشت باهاش صحبت میکنه.
آشیان تنها میره شمال سر قرار اما وقتی میرسه متوجه میشه که اون مرد همون زمان هست…




