شعار علیه مسئولان دیپلماسی کشور، قدرت چانه زنی آنها را در مذاکرات کاهش می دهد/ آنها همزمان باید در دو جبهه بجنگند

اگر برای توصیف حجم و شدت تهاجمات رسانهای و توییتی دونالد ترامپ علیه ایران از تعبیر «رگبار» استفاده کنیم، سخنی به گزاف نگفتهایم. انبوه تهدیدها، هشدارها و موضعگیریهای او، بخشی از جنگ روانی و سیاسی علیه ایران است، جنگی که هدف آن افزایش فشار، تضعیف اراده ملی و تغییر محاسبات تصمیمگیران کشور است.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: اما در کنار این رگبار بیرونی، رگبار دیگری نیز از درون متوجه دولت و هیئت مذاکرهکننده است، رگباری که گاه از مرز نقد فراتر میرود و به برچسبزنی، تهمت، سوءظن و تخریب میانجامد.
شعارهایی مانند «مرگ بر سازشکار» یا نسبت دادن عناوینی چون «وادادگی» و «تسلیم» به مذاکرهکنندگان، صرفنظر از نیت گویندگان، این پیام را به دشمن منتقل میکند که پشتوانه داخلی هیئت مذاکرهکننده متزلزل است.
حال آنکه در هر مذاکرهای، نخستین سرمایه یک کشور، انسجام ملی و اعتماد داخلی است. هر اندازه این پشتوانه مستحکمتر باشد، قدرت چانهزنی نیز افزایش مییابد.از این منظر، دولت و هیئت مذاکرهکننده امروز در دو جبهه همزمان میجنگند، از یک سو با آمریکای کودک کُش و رژیم صهیونیستی غاصب فلسطین، با سابقهای روشن از تحریم، تهدید، فشار و بدعهدی و ازسوی دیگر با فضایی که هر اقدام دیپلماتیک را در قالب دوگانههایی کاذب مانند «یا مذاکره یا مقاومت»، «یا توافق یا عزت» و «یا مذاکره یا جنگ» تفسیر میکند.
این دوگانهها، هرچند در فضای سیاسی جذاب به نظر میرسند، اما نه با تجربه تاریخی سازگارند و نه با منطق سیاست خارجی.مذاکره و جنگ، هر دو ابزار سیاست هستند، نه هدف سیاست. همانگونه که جنگ الزاماً به پیروزی یا عزت منتهی نمیشود، مذاکره نیز مترادف تسلیم یا دوستی نیست. دولتها بارها با دشمنان خود مذاکره کردهاند، بیآنکه خصومت پایان یافته باشد و بارها نیز پس از جنگ، دوباره بر سر میز مذاکره نشستهاند.
سیاست خارجی عرصه احساسات نیست، عرصه محاسبه، انتخاب و بهکارگیری کارآمدترین ابزار برای تأمین منافع ملی است.واقعیت تلخ آن است که روابط بینالملل، بیش از آنکه بر آرمانهای اخلاقی استوار باشد، بر توازن قدرت بنا شده است.
تاریخ معاصر نیز کم شاهد آن نبوده است که قدرتهای بزرگ، آنچه را به سود خود بوده «حق» نامیدهاند و آنچه را به زیان خود دیدهاند، نادیده گرفتهاند. این واقعیت ممکن است خوشایند نباشد، اما چشم بستن بر آن، واقعیت جهان را تغییر نمیدهد.از همین رو، نه جنگ فینفسه فضیلت است و نه مذاکره نشانه ضعف. هر دو زمانی ارزشمندند که در خدمت حفظ منافع ملی، افزایش قدرت کشور و تأمین امنیت مردم باشند.
اگر قدرت، زبان رایج سیاست جهانی است، انسجام داخلی نیز یکی از مهمترین منابع تولید قدرت ملی است.در چنین شرایطی، آنچه بیش از تیر دشمن، توان یک ملت را میفرساید،
17302



