گوناگون

کلانشهری که خود را می‌بلعد

اگر همین مسیر ادامه یابد، روزی نه‌چندان دور ساکنان تهران مجبور خواهند شد همان‌گونه که میلیون‌ها نفر پیش‌تر به آن مهاجرت کردند، از آن مهاجرت معکوس کنند، اما نه از سر میل، بلکه برای بقا و زنده ماندن.

محمد ناصری – روزنامه اطلاعات:تهران روزگاری شهری کوچک و خوش‌آب‌وهوا در دامنه جنوبی البرز بود؛ اما امروز به غولی تبدیل شده است که نه تنها نفس خودش، بلکه جان ساکنانش را هم می‌گیرد. رشد افسارگسیخته این شهر، بدون توجه به ظرفیت‌های طبیعی و زیست‌محیطی، چنان سرعتی یافته که بسیاری از کارشناسان از «فروپاشی اکولوژیک» پایتخت در آینده‌ای نه‌چندان دور سخن می‌گویند.

افزایش بی‌برنامه جمعیت تهران، نتیجه تمرکز بی‌منطق اقتصادی، سیاسی و اداری کشور در پایتخت است. هر ساله هزاران نفر از شهرها و روستاهای دیگر به امید کار و زندگی بهتر به تهران کوچ می‌کنند، اما آنچه انتظارشان را می‌کشد، ترافیک‌های فلج‌کننده، هوای آلوده، و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی است. سال‌ها است خیابان‌های تهران در بیشتر ساعات روز به پارکینگی متحرک شباهت دارد و اتلاف زمان و انرژی در ترافیک، به معضلی اجتماعی و روانی برای همه ساکنان آن بدل شده است.

اما پشت این آشفتگی شهری، بحرانی پنهان‌تر و خطرناک‌تر در حال شکل‌گیری است: «بحران آب». منابع زیرزمینی تهران چنان بی‌رحمانه استخراج شده‌اند که بنا به اعلام مسئولان، عمق چاه‌های برداشت آب در پاره‌ای نقاطِ آن، اکنون به بیش از ۳۵۰ متر رسیده است. سدهایی که زمانی آب شرب پایتخت‌نشینان را تأمین می‌کردند، یکی پس از دیگری خشک یا کم‌رمق شده‌اند. کاهش بارندگی، فرونشست زمین، و نفوذ ریزگردها نشانه‌هایی است از سوء تدبیر و بی‌برنامگیِ مسئولین و متولیان امور آب و زیاده‌خواهی شهری که بیش از توان طبیعت از آن طلب کرده است.

با وجود این هشدارها، ساخت‌وسازها نه متوقف شده و نه حتی کُند. برج‌هایی که در شمال و غرب تهران سر به آسمان کشیده‌اند، نشانه‌ای از بی‌توجهی به حقیقت‌اند؛ حقیقتی که می‌گوید هر متر آجری که بالا می‌رود، فشار مضاعفی بر آب، هوا و خاک شهر وارد می‌کند.

سیاست‌های زمین‌فروشی، سوءمدیریت شهری و سودجویی سازندگان سبب شده است با وجود کمبود منابع حیاتی، تهران همچنان در حال بلعیدن پیرامون و حتی آسمانِ خود باشد. آلودگی هوا یکی دیگر از چهره‌های سیاه این رشدِ افسارگسیخته است. روزهایی که شاخص آلودگی از حد مجاز می‌گذرد، دیگر استثنا نیستند، بلکه قاعده شده‌اند. نفس کشیدن حق بدیهی شهروندان است، اما در تهران، این حق به بهایی گزاف از سلامت مردم ستانده می‌شود.

کودکان و سالمندان نخستین قربانیان این آلودگی‌اند و بیماری‌های تنفسی و قلبی و مرگ و میرهای ناشی از آن هر سال افزایش می‌یابد. تهران، در واقع، دیگر شهری برای زیستن نیست؛ بلکه موجودی متورم و بیمار است که از فقدان آینده‌نگری می‌نالد.

در این شرایط، راه نجات پایتخت و ساکنانش، تمرکززدایی واقعی، توسعه متعادلِ سایر استان‌ها، و توقف گسترش کالبدیِ این کلان‌شهر است. اگر همین مسیر ادامه یابد، روزی نه‌چندان دور ساکنان تهران مجبور خواهند شد همان‌گونه که میلیون‌ها نفر پیش‌تر به آن مهاجرت کردند، از آن مهاجرت معکوس کنند، اما نه از سر میل، بلکه برای بقا و زنده ماندن.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا