گوناگون

هیرکانی زیر تیغ تبر و آتش؛ ابربحرانی که جدی گرفته نمی‌شود!

بحران بهره‌برداری صنعتی و تجاری از جنگل‌ها، دپوی زباله در دل جنگل‌های هیرکانی، ویلاسازی و بریز و بپاش‌های مسافران در ایام تعطیل در کنار آتش‌سوزی‌های فصلی، مصائب جنگل‌های هیرکانی را به یک ابربحران بدل می‌سازد.

مهتاب مظفری سوادکوهی – ضمیمه جامعه روزنامه اطلاعات| دود آتش‌سوزی جنگل‌های الیت تا هفته‌ها در کوه‌های اطراف و مناطق بالادست باقی مانده بود؛ دودی که قبل از چشم درختان هیرکانی، به چشم مردم و مسئولان مازندران رفت. 

از زمان آتش‌سوزی جنگل‌های الیت و بسیج نیروهای دولتی و مردمی چند روزی نگذشته بود که آتش‌سوزی‌های پراکنده‌ای در جنگل‌های منطقه سوادکوه، عباس‌آباد، کلاردشت، کلاله، مینودشت و جنگل‌های شرق مازندران و استان گلستان گزارش شد؛ آتش‌سوزی‌های سریالی که احتمال دخالت انسان در آنها بیشتر از عوامل طبیعی چون گرمای هوا، خشکی برگ‌های کف جنگل و بادهای پاییزی بود. 

آتش، حوالی دهم آبان‌ آغاز شد. مردم محلی از همان ساعات اولیه، هشدار آتش‌سوزی دادند و ویدیوهایی را هم در این زمینه منتشر کردند اما هشدارها جدی گرفته نشد و بی‌توجهی مسئولین، شعله‌های آتش را تا ارتفاع ۱۸۰۰ متری جنگل کشید؛ اتفاقی که عملیات اطفای حریق و دسترسی نیروها به مناطق آسیب‌دیده را بسیار مشکل می‌کرد. استانداری مازندران اعلام کرد که تجهیزات اطفای حریق در حال آماده‌سازی است! اظهاراتی که نشان می‌داد آمادگی قبلی برای مواجهه با چنین بحرانی وجود ندارد. با وجود تأخیرها چند بالگرد و یک فروند هواپیمای «ایلیوشین» وارد عملیات شد که به دلیل ناتوانی در برداشت آب از دریا مجبور بود برای هر بار آبگیری، مسیر طولانی تا تهران را طی کند تا مخزن ۵۰هزار لیتری‌اش پر شود. 

محیط‌بان‌ها و ساکنان محلی هم برای انتقال تجهیزات و رساندن آب، تلاش زیادی کردند اما با گسترش آتش به مناطق شیبدار و صعب‌العبور، کار بسیار سخت‌تر شد. داده‌های ماهواره‌ای ناسا تأیید می‌کرد آتش در حال گسترش است و دسترسی به کانون‌های اصلی امکان‌پذیر نیست. 

در چنین اوضاع و احوالی، آتش گرفتن سایر جنگل‌های مازندران، دیگر خارج از تحمل بود. به گفته فعالان محیط‌زیست، آتش‌سوزی در فصل پاییز بی‌سابقه نیست اما سریالی بودن آن در مناطق مختلف استان، علاوه بر قوت گرفتن احتمال دخالت انسان، آماده نبودن استان‌های شمالی برای بحران‌های جنگلی را بیشتر نشان داد. این مسأله هر سال، نگران‌کننده‌تر از سال گذشته می‌شود و باران هم اکسیر کمیابی است که این روزها کمتر به داد جنگل‌های ایران می‌رسد. 

جنگل‎های باستانی

قدمت جنگل‌های هیرکانی به ۴۰ میلیون سال قبل یعنی دوره سوم زمین‌شناسی برمی‌گردد. جنگل‌های مازندران با مساحت ۹۶۵ هزار هکتار، بعد از کشمکشی که بین ایران و جمهوری آذربایجان بر سر مساحت آن درگرفت، در تیرماه سال ۱۳۹۸ به ثبت سازمان یونسکو رسید.  طبق برخی  داده‌ها، از مساحت سه میلیون و ۵۰۰ هکتاری جنگل‌های هیرکانی در سال ۱۳۲۰، امروز فقط یک میلیون و ۹۰۰ هزار هکتار باقی مانده که این مقدار هر سال کمتر هم می‌شود. 

در جنگل‌های شمال کشور بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاهی و ۵۸۰ گونه جانوری زندگی می‌کنند. شمشاد، انجیلی، راش، توسکا، افرا، ممرز، سپیدار و سرخدار از گونه‌های درختی باارزش این جنگل‌ها هستند که متأسفانه سال‌هاست در معرض قطع بی‌رویه و قاچاق چوب قرار گرفته‌اند. به گفته کارشناسان محیط زیست، در آتش‌سوزی جنگل‌های الیت، ۱۸۰ هکتار از اراضی جنگلی، درگیر آتش شد و مساحت زیادی از لایه‌های بارور خاک آسیب دید اما مدیران منابع طبیعی و محیط زیست معتقدند تا ۱۰ سال دیگر جنگل خودش را احیا می‌کند! 

عوامل گسترش آتش‌سوزی

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری منطقه غرب مازندان به «اطلاعات» می‌گوید: به دلیل پوشش گیاهی متراکم، مازندران دو اداره کل منابع طبیعی دارد که یکی در مرکز استان و در شهر ساری و دیگری در غرب مازندران و در نوشهر مستقر هستند. 

مهرداد خزایی پول، با بیان این که ۶۶۰ هزار هکتار از جنگل‌های مازندران تحت پوشش اداره کل منابع طبیعی نوشهر قرار دارد، می‌افزاید: الیت جزو مناطق چهارباغ مازندران است که حفاظت از آن در سال ۱۳۸۸ به اداره کل محیط زیست سپرده شد. 

« اواخر مرداد ماه امسال، گزارش آتش‌سوزی داشتیم که طبق شواهد موجود توسط شکارچیانی که در منطقه اتراق کرده بودند شعله‌ور شده بود. بعد از دریافت گزارش، بلافاصله نیروهای خود را به منطقه اعزام کردیم و آتش در حداقل زمان ممکن خاموش شد اما متأسفانه به دلیل گرمای هوا و خشکی کف جنگل، آتش دوباره شعله‌ور شد و در ۱۹ تا ۲۵ آبان به اوج خود رسید و به کنده‌ درختان پیر هم سرایت کرد. در این زمان، همکاران ما در منابع طبیعی و اداره کل حفاظت از محیط زیست و جمعی از کوهنوردان برای خاموش کردن آتش به منطقه اعزام شدند. با توجه به سرایت آتش به مناطق شیبدار و صعب‌العبوربودن مسیر، نیروهای انسانی کار زیادی نمی‌توانستند انجام دهند، لذا از مدیریت بحران و استانداری تقاضای بالگرد کردیم که متأسفانه به دلیل دود غلیظ در منطقه و شیبدار بودن مناطق آسیب‌دیده، آنها هم نتوانستند آتش را خاموش کنند. 

هوا خشک بود و کف جنگل مملو از لاش‌برگ‌های خشک و شاخه‌ها و تنه‌های خشک برزمین افتاده که هرلحظه به وسعت آتش اضافه می‌کرد. در این زمان ایلیوشین به منطقه اعزام شد اما از آنجا که این هواپیما، هواپیمای تخصصی اطفای حریق نبود، امکان آبگیری از دریای خزر را نداشت. تا این که اداره کل محیط زیست مازندران از کشور ترکیه، تقاضای هواپیمای تخصصی اطفای حریق کرد. این هواپیما می‌توانست از دریای خزر آبگیری کند. 

با افزایش تعداد بالگردها به ۷ فروند و انجام ۱۷ پرواز، بالاخره آتش الیت مهار شد. برخی می‌گفتند که بالگردها و هواپیمای ایلیوشین، آب را روی مناطق آتش‌گرفته نمی‌ریزند. دود غلیظ و حرارت زیاد، آب را به سرعت تبخیر می‌کرد و وسعت دید را علاوه بر آن، کاهش می‌داد. در چنین شرایطی و در ارتفاع پنج‌هزارمتری، امکان خطا دور از ذهن نبود. نیروهای امدادی ما حتی با خطر جانی مواجه بودند اما تا آخرین لحظه در منطقه ماندند و به اطفای حریق پرداختند. بعد از آن اداره کل منابع طبیعی و محیط زیست در ضلع شرقی جنگل‌های الیت، آتش‌بر زدند تا از سرایت آتش به مناطق دیگر جلوگیری کنند. 

خوشبختانه درختان سرپا در جنگل نسوختند و آتش به تنه درختان پیری که بخشی از آنها خشک شده بود سرایت کرد. با این حال،  ارزیابی ما از مناطق آسیب‌دیده، دقیق نیست و نیاز به نقشه‌های هوایی و تصاویر ماهواره‌ای داریم اما از میان گونه‌های بومی درختی، درختان بلوط «اوری» بیشترین آسیب را دیدند. درباره علت سایر آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌های مازندران هم اطلاع دقیقی در دست نیست، چون دوربین‌های تله‌ای برای ثبت تصاویر وجود ندارد. »

خزایی از نبود تجهیزات تخصصی اطفای حریق گله‌مند است و می‌گوید: ما تجهیزات انفرادی مثل سمپاش دوشی، آتش‌کوب، بیل، چنگک و سایر لوازم را داریم که برای خاموش کردن آتش در مقیاس‌های کوچک مناسب هستند اما تجهیزات تخصصی که بتوانند آتش‌سوزی‌های بزرگ جنگلی را مهار کند نداریم. ما نیاز به پهپادهای آب‌پاش داریم که بتواند صد تا دویست کیلوگرم مواد اطفای حریق را حمل کرده و بدون دخالت خلبان پرواز کند. استاندار مازندران، دستور ساخت این پهپادها را به شرکت‌های دانش‌بنیان داده است که امیدواریم هرچه زودتر محقق شود. 

همچنین نیاز به بالگردهای تخصصی داریم که با توجه به تحریم‌ها امکان ساخت یا واردات آنها وجود ندارد. جنگل‌های مازندران باید مجهز به پایگاه‌های اطفای حریق و سیستم مانیتورینگ شوند. نصب دوربین‌های «۶۰ ایکس» در ارتفاعات، صد هزار هکتار از اراضی جنگلی را تحت پوشش قرار می‌دهد و اطلاعات آتش‌سوزی، ساخت و سازهای غیرمجاز، قاچاق چوب و شکار ممنوع را در اختیار جنگل‌بانان می‌گذارد. 

حذف گونه‌های باارزش جنگلی

معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت از محیط زیست مازندران به «اطلاعات» می‌گوید: این اداره فقط ۲۲ درصد از پهنه‌های طبیعی استان (۵۷۰ هزار هکتار) را در قالب مناطق چهارگانه تحت پوشش دارد و مابقی توسط ادارات منابع طبیعی استان محفاظت می‌شود. مناطق چهارگانه شامل پارک‌های ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه‌های حیات وحش و مناطق حفاظت‌شده هستند. 

روح‌الله اسماعیلی با تأکید بر این که ما خود را از اداره کل منابع طبیعی جدا نمی‌دانیم می‌ افزاید: در زمان بحران، اداره کل حفاظت از محیط زیست به همه عرصه‌ها به عنوان یک اکوسیستم واحد نگاه می‌کند اما آتش‌سوزی جنگل‌های الیت نشان داد که نیروی انسانی کار چندانی نمی‌تواند انجام دهد و نیاز به تجهیزات تخصصی هوایی داریم.  همکاران ما به مدت ۳۰ روز در منطقه حضور داشتند و تیم‌های جدید، جایگزین تیم‌های قبلی می‌شدند اما مهار آتش به کندی پیش می‌رفت. سال گذشته، آتش‌سوزی به مراتب گسترده‌تری در میانکاله به وقوع پیوست که در مدت کوتاهی مهار شد؛ چون منطقه مجهز به تجهیزات خودرویی بود و هموار بودن زمین، عملیات اطفای حریق را آسان می‌کرد. 

خوشبختانه در بازدیدهای به‌عمل‌آمده، لاشه جانوران بزرگ‌جثه دیده نشد اما به طور قطع پرندگان، خزندگان و حیوانات کف جنگل بسیار آسیب دیدند. متأسفانه تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به اندازه کافی به جنگل‌های شمال کشور آسیب زده و بیماری‌های قارچی، گونه‌های مختلف درختی را تهدید می‌کند. 

در سال‌های اخیر ما شاهد مرگ «نارون» بودیم و گونه‌های باارزشی مثل «ملج» و «اوجا» از جنگل‌های شمال حذف شدند. بیماری نوظهور «بلایت»، گونه شمشاد را تهدید می‌کند و بلوط‌های مازندران هم به آفت زغالی دچار شده‌اند. این در حالی است که حذف هر درخت، چرخه طبیعی جنگل‌ را دچار اختلال می‌کند و زندگی گونه‌های جانوری را نیز به خطر می‌اندازد. 

نیاز به طرح جامع مدیریتی جنگل‌ها

جنگل‌های ایران نیاز به یک طرح جامع مدیریتی دارند تا تراکنش بحران‌ها در آن مشخص و بر همان اساس تجهیز شود.  اسماعیلی با بیان این موضوع می‎افزاید: سند جامع مدیریت بحران می‌تواند مشکلات جنگل‌ها را شناسایی و برای آنها راه حل مناسبی پیدا کند. نصب تجهیزات پایشی و سنسورهای حرارتی در مناطق مختلف جنگلی، میزان دما را نشان داده و از بروز آتش‌سوزی‌های گسترده جلوگیری می‌کند. 

جنگل‌ها در مناطق بالادست آبخیز قرار دارند و پوشش گیاهی آنها علاوه بر حفظ رطوبت خاک و هوا از فرسایش و رانش زمین جلوگیری می‌کند. جنگل‌ها در جذب دی‌اکسید کربن و تولید اکسیژن و جذب بارندگی‌ها بسیار مؤثرند و با سرند کردن رسوبات، کیفیت لایه‌های زیرزمینی آب را بهبود می‌بخشند. جنگل‌ها تنها زیستگاه‌ گونه‌های جانوری هستند و غذای آنها را تأمین می‌کنند. از طرفی،  زندگی و معیشت جوامع روستایی به جنگل‌ها وابسته است  و تأمین امنیت غذایی شهرنشینان را به دنبال دارد. طرح خروج دام از جنگل‌ها طرح خوبی بود اما متأسفانه درست اجرا نشد. شاید اگر دامداران امروز در دل جنگل بودند، اتفافاتی از این دست کمتر می‌افتاد! 

مواردی که این دو مسئول به آن اشاره می‌کنند، به طور قطع چیزی فراتر از اعلام نیاز است. بحران بهره‌برداری صنعتی و تجاری از جنگل‌ها، دپوی زباله در دل جنگل‌های هیرکانی، ویلاسازی و بریز و بپاش‌های مسافران در ایام تعطیل در کنار آتش‌سوزی‌های فصلی، مصائب جنگل‌های هیرکانی را به یک ابربحران بدل می‌سازد. با این همه، آتش‌سوزی سریالی جنگل‌های مازندران نشان داد که مردم تا چه اندازه دلسوز نگهداری از میراث طبیعی ایران هستند؛ میراثی که اگر فکر جدی برایش نشود، نسل‌های آینده فقط تصویر آن را در کتاب‌ها و آلبوم‌های خانوادگی مادربزرگ‌هایشان خواهند دید. 

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا