نه تکنیک، نه تکرار مضامین آشنا؛ نیاز جشنواره به روایتی از تجربه زیسته

در این مقطع، نه تکنیک به تنهایی نجاتبخش خواهد بود و نه تکرار مضامین آشنا، بلکه نیاز به روایتی است که از تجربه زیسته فیلمساز آمده است.
همشهری آنلاین: احسان طهماسبی، جشنواره فیلم فجر بیش از آنکه شباهتی به جشنواره و گردهمایی دستاندرکاران و هنرورزان سینمای ایران داشته باشد و صرفا مجموعهای از نمایشها و داوریها شود نشانهای از وضعیت امروز سینمای ایران است، جایی که سینمای ایران چیزی را که «هست» بیواسطهتر نشان میدهد و تلاشش برای بقا را به رخ تماشاگر میکشد. بسیاری از فیلمهای ادوار گذشته جشنواره بیش از آنکه از دل یک ضرورت هنری بیرون آمده باشند، دستاورد تصمیمات عقلانی برای کاهش ریسکهای احتمالی در راستای استمرار همین ادامه بقا هستند. بر مبنای همین تفکر ساختاری محافظهکارانه است که فرم و محتوای فیلمها غالبا رنگ و بویی جدا از الگوهای خلاقانه هنری گرفته است و در راستای همین رویکرد تکرارشونده و نخنماشده نیز انتظار میرود جشنواره چهلوچهارم بیش از پیش نیازمند بازاندیشی رابطه خود با مخاطب باشد.
در واقع در این مقطع، نه تکنیک به تنهایی نجاتبخش خواهد بود و نه تکرار مضامین آشنا، بلکه اعتماد به روایتی که از تجربه زیسته فیلمساز آمده و از پیچیدگیها هم هراسی نداشته باشد، میتواند به مسیری برای عبور از این شرایط بدل شود و جشنواره را از یک تقویم سالانه خارج و به محلی برای سنجش همین اعتماد تبدیل کند.
فیلمهای این دوره جشنواره فیلم فجر نیز همانند آثار دورههای پیشین، پیش از آنکه به قصد تحلیل و نقد روی کاغذ بیایند در سالن تاریک، در جایی که فیلمها نفس میکشند پیشروی مخاطبان آغاز میشوند و در وضعیتی دوگانه، یعنی تمام شدن پیش از ایجاد فرصتی برای فکرکردن و ماندگارشدن بعد از به رشته نقد و تحریر درآمدن، در فاصله میان «سالن تا سطر» در خاطر مخاطبان سینمای ایران خواهند ماند؛ فاصلهای که همچنان در این سینما قابل پیشبینی نیست و با وادارکردن مخاطب به تعمق در فیلم بعد از روشن شدن چراغهای سالن میتواند انگیزهای برای نوشتن و کورسوی امیدی برای فیلم دیدن باشد.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.




