مذهبی

مساله امروز نه کاهش ایمان،بلکه ضعف در انتقال روزآمد مفاهیم دینی است

به نظر می‌رسد مساله اصلی امروز نه کاهش ایمان، بلکه ضعف در انتقال درست و روزآمد مفاهیم دینی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از نکاتی که در جهان امروز بسیار جای طرح دارد، معنویت و توجه به آن است. به طور خاص در جوامع اسلامی و کشوری نظیر ایران، ما شاهد اوج گیری نسل‌های جدیدی هستیم که با فضای مجازی و واقعیت‌های جهان دیجیتال خود گرفته اند و همین مساله سبب شده تا نگرانی‌های جدی در مورد ایجاد فاصله میان آن‌ها و دینداری و معنویت ایجاد شود.

به طور خاص “نماز”، یکی از حوزه‌هایی است که بسیاری از جامعه شناسان و نهادهای فرهنگی، متمرکز بر آن هستند و سعی دارند نماز و فرهنگ آن را در میان نسل‌های جدید ترویج و مانع از فاصله گرفتن آن‌ها از معنویت شوند.

بنابر روایت مهر، در گفتگو با حجت‌الاسلام محمد رضا پی سپار، استاد حوزه و دانشگاه و امام جمعه سابق شهر نیوکاسل انگلیس، به واکاوی چند سوال مهم در مورد راه‌های ایجاد رغبت در میان نوجوانان نسبت به مساله نماز پرداخته است. مشروح گفتگوی مذکور را در ادامه مطالعه فرمائید.

چرا موضوع نماز در میان نوجوانان، تا این اندازه مورد توجه جامعه‌شناسان و نهادهای فرهنگی قرار گرفته است؟

نماز، از منظر جامعه‌شناسی دینی، یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های دینداری عملی در جامعه است. در واقع، وقتی از رفتار دینی سخن می‌گوئیم، نماز در مرکز این رفتار قرار دارد؛ زیرا هم بُعد فردی دارد (ارتباط با خداوند) و هم بُعد اجتماعی (حضور در مسجد، جماعت، مدرسه و خانواده). بنابراین، کاهش رغبت نوجوانان به نماز، صرفاً یک مساله عبادی نیست بلکه شاخصی از تغییر نگرش نسلی نسبت به مفاهیم دینی و معنوی است. جامعه‌ای که در تربیت دینی نسل جدید خود با چالش روبه‌رو شود، در آینده نیز دچار بحران هویت و انسجام فرهنگی خواهد شد.

برخی معتقدند که بخشی از نسل امروز، به‌دلیل فضای مجازی و تغییرات فرهنگی، نسبت به عبادت بی‌تفاوت شده‌اند. آیا این تحلیل را قبول دارید؟

تا حدی بله، اما باید دقیق‌تر نگاه کنیم. نوجوان امروز در دنیایی رشد کرده که مملو از پیام، تصویر، و محرک است. در گذشته، انتقال مفاهیم دینی از طریق خانواده، مسجد و مدرسه انجام می‌شد و نوجوان فرصت تأمل بیشتری داشت. امروز اما ذهن نوجوان با شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های دیجیتال و محتواهای متنوع پُر شده است. این مساله نه به معنای بی‌دینی، بلکه به معنای رقابت شدید برای جلب توجه او است.

بنابراین، اگر پیام نماز و معنویت نتواند در قالبی جذاب، منطقی و متناسب با زبان نسل جدید ارائه شود، طبیعتاً در ذهن نوجوان کم‌فروغ می‌شود. به نظر من، مساله اصلی امروز نه کاهش ایمان، بلکه ضعف در انتقال درست و روزآمد مفاهیم دینی است.

پس به نظر شما، نقش خانواده در این میان چیست؟ خانواده تا چه حد می‌تواند رغبت نوجوان به نماز را شکل دهد؟

نقش خانواده بسیار اساسی است. نخستین تصویر نوجوان از نماز از رفتار والدین شکل می‌گیرد. اگر پدر و مادر نماز را با عشق، آرامش و معنا بخوانند، کودک نیز از همان ابتدا حس مثبتی نسبت به آن پیدا می‌کند. اما اگر نماز در خانه با تذکر، فشار یا لحن خشک همراه باشد، نماز برای نوجوان تبدیل به «وظیفه‌ای تحمیلی» و نه ارتباطی عاشقانه با خدا تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر، نوجوان در سنی است که به استقلال فکری و احساسی نیاز دارد. اگر خانواده بخواهد او را با اجبار و مقایسه (مثل “ببین فلانی چقدر اهل نماز است”) به نماز وادارد، احتمالاً نتیجه عکس می‌گیرد. روش مؤثرتر، ایجاد گفت‌وگو و الگو بودن والدین و نه تحمیل است.

در مدرسه چطور؟ آیا شیوه آموزش دینی در مدارس کشور می‌تواند در تقویت رغبت نوجوانان مؤثر باشد؟

قطعاً مدرسه یکی از مهم‌ترین میدان‌های تربیت دینی است، اما باید واقع‌بین باشیم: بخش زیادی از برنامه‌های رسمی، هنوز از زبان و نیاز نوجوان فاصله دارد. گاهی آموزش دینی به شکل حفظی و تکراری ارائه می‌شود و ارتباط وجودی دانش‌آموز با نماز شکل نمی‌گیرد.

پیشنهاد من این است که مدارس، به جای صرفاً آموزش احکام یا تاریخ نماز، بر تجربه زیسته معنویت تمرکز کنند. مثلاً فضای نمازخانه را شادتر و صمیمی‌تر کنند، دانش‌آموزان را در اداره نماز جماعت مشارکت دهند، و درباره احساسشان پس از نماز گفت‌وگو شود. وقتی نوجوان حس کند نماز بخشی از هویت اوست، نه فقط یک تکلیف درسی، به آن گرایش بیشتری پیدا می‌کند.

به نظر شما مهم‌ترین عامل بازدارنده در گرایش نوجوانان به نماز چیست؟

به نظر می‌رسد سه عامل در این رابطه مطرح هستند:

۱. تجربه منفی اولیه: نوجوانانی که در کودکی با لحن تند یا اجبار به نماز خواندن وادار شده‌اند، معمولاً در نوجوانی از آن فاصله می‌گیرند.

۲. تضاد میان گفتار و رفتار بزرگ‌ترها: وقتی نوجوان می‌بیند والدین یا معلمان از نماز می‌گویند اما خودشان آن را جدی نمی‌گیرند، دچار نوعی بی‌اعتمادی می‌شود.

۳. فقدان معنا و درک شخصی از نماز: اگر نوجوان نفهمد “چرا” باید نماز بخواند، حتی اگر بخواند، احساس ارتباط واقعی با آن نخواهد داشت.

برخی کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که برای جذب نسل جدید باید از هنر، رسانه و فناوری استفاده شود. آیا این راهکار مؤثر است؟

کاملاً درست است. ما نباید از ابزارهای مدرن بترسیم، بلکه باید آن‌ها را در خدمت پیام دین قرار دهیم. برای مثال، ساخت انیمیشن‌ها، کلیپ‌های کوتاه، و اپلیکیشن‌هایی که نماز را با زبان نوجوان توضیح می‌دهند، می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد.

امروزه، نوجوانان با گوشی و تصویر زندگی می‌کنند، نه با خطبه و جزوه. اگر مفاهیم دینی در قالب رسانه‌ای زیبا و هوشمندانه عرضه شود، نه‌تنها اثرگذارتر است، بلکه ماندگارتر هم می‌شود.

البته نکته مهم این است که محتوا باید صادقانه، منطقی و احساسی باشد. نوجوان باهوش است و اگر احساس کند پیام دینی صرفاً شعار است، به‌سرعت فاصله می‌گیرد.

نقش روحانیون و مساجد در این زمینه چطور باید بازتعریف شود؟

روحانیون جوان و آشنا با زبان نسل جدید می‌توانند نقش بی‌بدیلی داشته باشند. امروز مسجد نباید فقط محل اقامه نماز باشد، بلکه باید به کانون فرهنگی و گفت‌وگوی نسل‌ها تبدیل شود. وقتی امام جماعت با نوجوان صمیمانه صحبت کند، دغدغه‌هایش را بشنود، و در فضای مسجد برای فعالیت‌های فرهنگی و هنری جا باز کند، نوجوان حس می‌کند مسجد خانه دوم اوست.

به‌عکس، اگر مسجد صرفاً محل تذکر و نصیحت خشک باشد، طبیعی است که نسل جوان احساس فاصله کند. خوشبختانه در سال‌های اخیر نمونه‌های موفقی در مساجد شهرهایی نظیر تهران، قم و مشهد دیده‌ایم که با فعالیت‌های خلاقانه توانسته‌اند نوجوانان زیادی را جذب کنند.

برخی می‌گویند بخشی از این چالش به تغییر سبک زندگی برمی‌گردد؛ زندگی آپارتمانی، کمبود وقت، و فاصله از طبیعت. آیا شما با این نظر موافقید؟

بله، سبک زندگی جدید تأثیر مستقیم دارد. نماز نوعی «وقفه معنوی» در میان جریان پرشتاب زندگی است. وقتی زندگی پر از استرس، سرعت و فضای مجازی شود، انسان نیاز بیشتری به این وقفه دارد. در چنین شرایطی، اگر خانواده‌ها بتوانند فضای آرام و معنوی در خانه ایجاد کنند (حتی با معطر کردن خانه، پخش اذان زیبا، یا نماز خواندن دسته‌جمعی) نوجوان بهتر با مفهوم «آرامش در نماز» ارتباط برقرار می‌کند. باید نماز را از حالت وظیفه به پناهگاه آرامش تبدیل کنیم.

اگر بخواهید سه پیشنهاد کلیدی برای افزایش رغبت نوجوانان به نماز بدهید، آن‌ها چه هستند؟

۱: بازسازی زبان دین: باید با زبان امروز حرف بزنیم. نوجوان امروز با پرسش، منطق و احساس سروکار دارد. لازم است روحانیون، معلمان و والدین زبان ارتباطی خود را نوسازی کنند.

۲: تجربه‌محوری به جای تذکرمحوری: به‌جای گفتن “بخوان”، باید شرایطی ایجاد کنیم که او «خودش بخواهد بخواند». مثلاً در برنامه‌های اردو، گروه دوستی، یا جلسات معنوی جوانانه، تجربه زیبای نماز را لمس کند.

۳: الگوهای واقعی و قابل لمس: نوجوان از هم‌نسلان خود بیشتر تأثیر می‌گیرد تا از نصیحت بزرگ‌ترها. باید نوجوانانی را که با عشق نماز می‌خوانند، به‌عنوان الگو معرفی کنیم.

در پایان، چشم‌انداز شما از آینده دینداری نسل نوجوان چیست؟ آیا باید نگران باشیم؟

من نگاه بدبینانه ندارم. اتفاقاً معتقدم نسل امروز از نظر معنوی بسیار حساس و جست‌وجوگر است. اگر ما بتوانیم زبان مناسب با ذهن و قلب او را پیدا کنیم، ارتباطش با نماز و معنویت حتی عمیق‌تر از نسل‌های قبل خواهد بود. نوجوان امروز می‌خواهد بداند، لمس کند، و با اختیار خودش انتخاب کند. اگر به او فرصت تجربه و گفتگو بدهیم، ایمانش پایدارتر می‌شود. بنابراین، آینده دینداری در گرو تغییر روش ما بزرگ‌ترها و نه در تغییر ماهیت نسل نوجوان است.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا