اقتصادی

فشارافزایی و مسیر توسعه؛ از امنیت انرژی تا رشد پایدار

فشارافزایی در میادین گازی، به‌ویژه پارس جنوبی، دیگر یک پروژه صرفاً فنی یا بخشی از برنامه‌های وزارت نفت نیست؛ این تصمیم در عمل به یکی از گره‌گاه‌های اصلی اقتصاد کلان ایران تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، وابستگی اقتصاد ایران به گاز طبیعی، بسیار فراتر از آن چیزی است که در آمارهای مصرف خانگی دیده می‌شود. گاز طبیعی ستون فقرات تولید برق، صنایع انرژی‌بر، زنجیره پتروشیمی و حتی برخی بخش‌های حمل‌ونقل و خدمات است. به بیان دیگر، گاز در اقتصاد ایران نه یک نهاده بخشی، بلکه یک نهاده اقتصاد کلان است؛ نهاده‌ای که اختلال در آن، کل سیستم را دچار نوسان می‌کند.

ورود میادین بزرگ گازی به نیمه دوم عمر تولیدی، به‌معنای آغاز افت طبیعی فشار مخزن است. اگر این افت با پروژه‌های فشار افزایی جبران نشود، کاهش تولید گاز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این کاهش تولید، در سطح اقتصاد کلان، مستقیماً خود را در چند شاخص کلیدی نشان می‌دهد:

نخست، رشد اقتصادی. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که هرگونه محدودیت انرژی، به‌ویژه در فصول سرد، به تعطیلی یا کاهش ظرفیت صنایع منجر شده است. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و حتی صنایع کوچک‌تر، با افت تولید مواجه شده‌اند. این اتفاق به‌ظاهر بخشی، در نهایت تولید ناخالص داخلی را کاهش می‌دهد و رشد اقتصادی را محدود می‌کند. در اقتصادی که رشد آن به‌طور متوسط پایین است، چنین شوک‌هایی اثر تجمعی و بلندمدت دارند.

دوم، تورم ساختاری. کمبود انرژی، هزینه تولید را افزایش می‌دهد. این افزایش هزینه، یا به شکل کاهش عرضه (و در نتیجه افزایش قیمت) ظاهر می‌شود یا به فشار بر بودجه دولت برای جبران از مسیر یارانه و حمایت منجر می‌گردد. هر دو مسیر، در نهایت تورم‌زا هستند. بنابراین، فشار افزایی را می‌توان به‌عنوان یکی از ابزارهای غیرمستقیم مهار تورم در بلندمدت تحلیل کرد؛ ابزاری که با تثبیت عرضه انرژی، از شوک‌های قیمتی جلوگیری می‌کند.

سوم، پایداری تولید برق. کمبود گاز، نیروگاه‌ها را به استفاده از سوخت‌های مایع سوق می‌دهد که هم هزینه‌برتر و هم آلاینده‌تر است. این موضوع نه‌تنها هزینه تولید برق را افزایش می‌دهد، بلکه پیامدهای زیست‌محیطی و سلامت عمومی نیز دارد؛ پیامدهایی که خود در بلندمدت هزینه‌های اقتصادی قابل‌توجهی به همراه دارند.

از این منظر، فشار افزایی دیگر انتخابی در سطح پروژه یا حتی صنعت نیست؛ بلکه تصمیمی است که مستقیماً با ثبات اقتصاد کلان گره خورده است.

سرمایه‌گذاری امروز یا بحران فردا؛ فشار افزایی و عدالت بین‌نسلی در اقتصاد ایران

یکی از مهم‌ترین نقدهایی که به پروژه‌های فشار افزایی وارد می‌شود، هزینه سرمایه‌گذاری بالای آن‌هاست. در شرایط محدودیت منابع مالی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا اولویت با پروژه‌هایی نیست که بازدهی سریع‌تری دارند؟ پاسخ این پرسش، بدون توجه به مفهوم عدالت بین‌نسلی ناقص خواهد بود.

اقتصاد ایران طی دهه‌ها از گاز ارزان بهره‌مند بوده است. این بهره‌مندی، اگرچه رفاه نسبی ایجاد کرده، اما در عمل به مصرف بالاتر، اتلاف منابع و تعویق سرمایه‌گذاری‌های ضروری انجامیده است. نسل حاضر، بخش مهمی از منافع گاز را مصرف کرده، اما هزینه حفظ ظرفیت تولید برای آینده را به تعویق انداخته است.

عدم اجرای فشار افزایی، به معنای انتقال یک «بدهی پنهان» به نسل‌های آینده است؛ بدهی‌ای که نه در ترازنامه دولت، بلکه در کاهش فرصت‌های رشد، افزایش قیمت انرژی و فشار معیشتی نمایان خواهد شد. نسل‌های آینده با اقتصادی مواجه خواهند شد که: انرژی آن کمیاب‌تر و گران‌تر است، توان رقابت صنعتی آن کاهش یافته، رشد اقتصادی آن محدود شده، و دولت آن با بودجه‌ای تحت فشار مضاعف مواجه است.

از منظر اقتصاد کلان، فشار افزایی نوعی سرمایه‌گذاری پیشگیرانه است. همان‌گونه که سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل یا آموزش بازدهی تدریجی دارد، فشار افزایی نیز بازدهی آنی ندارد، اما مانع از بروز هزینه‌های بسیار بزرگ‌تر در آینده می‌شود.

نکته مهم‌تر آن است که عدم سرمایه‌گذاری امروز، لزوماً به صرفه‌جویی واقعی منجر نمی‌شود. کمبود گاز، دولت را مجبور می‌کند از مسیرهای پرهزینه‌تری مانند واردات سوخت، پرداخت یارانه بیشتر یا تحمل رکود صنعتی، هزینه بپردازد. این هزینه‌ها، برخلاف فشار افزایی، نه‌تنها مولد نیستند، بلکه اقتصاد را در یک چرخه معیوب نگه می‌دارند.

بنابراین، انتخاب میان «هزینه امروز» و «بحران فردا» است؛ انتخابی که پیامد آن دهه‌ها باقی خواهد ماند.

فشار افزایی، امنیت انرژی و آینده توسعه؛ از تراز بودجه تا سرمایه‌گذاری مولد

امنیت انرژی، یکی از مؤلفه‌های کمتر دیده‌شده اما حیاتی توسعه اقتصادی است. بدون امنیت انرژی، هیچ استراتژی توسعه‌ای چه صنعتی، چه صادراتی و چه منطقه‌ای قابلیت تحقق ندارد. فشار افزایی در این چارچوب، نقش حلقه اتصال میان منابع طبیعی و توسعه پایدار را ایفا می‌کند.

در سطح بودجه دولت، تداوم تولید گاز اثر مستقیمی بر کاهش ناترازی دارد. کمبود گاز، دولت را با چند انتخاب پرهزینه مواجه می‌کند: افزایش یارانه، واردات سوخت، یا تحمل خاموشی و رکود. هر سه گزینه، فشار بر بودجه را تشدید می‌کنند. در مقابل، فشار افزایی می‌تواند با کاهش این هزینه‌ها، فضای تنفس بیشتری برای اصلاحات بودجه‌ای و هدایت منابع به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد ایجاد کند.

در سطح تراز تجاری و ارزآوری، حفظ ظرفیت گاز به معنای حفظ و حتی گسترش صادرات محصولات پتروشیمی و صنایع وابسته است. این صادرات، یکی از پایدارترین منابع ارز غیرنفتی کشور محسوب می‌شوند. کاهش تولید گاز، مستقیماً این مزیت را تضعیف می‌کند و وابستگی کشور به درآمدهای ناپایدار را افزایش می‌دهد.

از منظر سرمایه‌گذاری، انرژی پایدار شرط اولیه جذب سرمایه است. هیچ سرمایه‌گذاری، در صنعتی که با ریسک قطع انرژی مواجه است، افق بلندمدت نمی‌بیند. فشار افزایی، به‌صورت غیرمستقیم ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش داده و زمینه را برای رشد بخش خصوصی، صنایع پایین‌دستی و حتی توسعه منطقه‌ای فراهم می‌کند.

نکته قابل‌توجه دیگر، اثرات جانبی فشار افزایی بر توسعه فناوری و توان داخل است. طراحی و اجرای این پروژه‌ها می‌تواند به انتقال دانش، تقویت شرکت‌های پیمانکار داخلی و ایجاد اشتغال تخصصی منجر شود. اگر این فرآیند به‌درستی مدیریت شود، فشار افزایی از یک هزینه صرف، به موتور یادگیری و ارتقای صنعتی تبدیل خواهد شد.

جمع‌بندی؛ فشار افزایی به‌عنوان آزمون حکمرانی اقتصادی

در نهایت، فشار افزایی آزمونی است برای سنجش کیفیت تصمیم‌گیری در اقتصاد ایران. این تصمیم نشان می‌دهد که آیا سیاست‌گذار حاضر است منافع بلندمدت و پایداری اقتصاد کلان را بر ملاحظات کوتاه‌مدت ترجیح دهد یا نه.

فشار افزایی نه‌تنها پاسخی به بحران انرژی امروز است، بلکه بنیانی برای رشد اقتصادی، مهار تورم، ثبات بودجه و رفاه نسل‌های آینده به‌شمار می‌رود. تعویق آن، شاید در ظاهر هزینه‌ها را کاهش دهد، اما در عمل بحران‌ها را انباشته می‌کند. در مقابل، اقدام به‌موقع، می‌تواند از فشار افزایی یک پروژه نفت و گازی بسازد که میراث آن، ثبات و توسعه برای دهه‌های آینده است.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا