غلبه عوامانگی
![[ مهرداد احمدی شیخانی ] غلبه عوامانگی](https://kuolak.ir/wp-content/uploads/2026/02/1772059370_319744-780x470.jpg?v=1772059373)
استادی برجسته در علوم سیاسی، نابودی ایران را راهحلی برای بیرون رفتن از بحران میبیند. این یعنی غلبه عوامانهگرایی ترویج شده در همه این سالها. عوامگرایی یک تیغه دو لبه است و هر کس که بیشتر و محکمتر بر طبل آن بکوبد، موفقتر است.
مهرداد احمدی شیخانی – روزنامه اطلاعات: برای من بسیار پیش میآید که برای ورود به موضوع یادداشتهایم از ضربالمثلهای فارسی استفاده کنم. دلیلش هم آن است که بر این باورم ضربالمثلها، عصاره تجربه زیسته یک جامعه هستند. به عبارتی، یک موضوع از فرط تکرار در طول زمان، جامعه را به این معنا هدایت میکند که آنچه را بارها دیده و با گوشت و پوست خود لمس کرده، در قالب کلمات و جملاتی موجز بریزد، تا آن تجربه را به نسلهای بعدی منتقل کند. اما در این میان، چند ضربالمثل در زبان فارسی هست که نمیدانم چگونه و از چه تجربهای ناشی شده که در آن حکمی صادر شده که منطقا با تجربه آدمی در تعارض است. یکی از مهمترین این ضربالمثلها که بارها در مورد آن به تعمّق نشستهام این است که میگوید «خرابی چون که از حد بگذرد، آباد میگردد». بارها از خود پرسیدهام یعنی چه که خرابی میتواند عامل آبادانی باشد؟ و چطور میشود وقتی خرابی به نهایت برسد، سبب آبادانی شود؟
من دانشآموخته معماریم و بسیار دلبسته فرهنگ و ادب ایرانی، به همین دلیل سفرهای بسیاری به شهرهای کشورمان داشتهام که بتوانم سابقه تاریخی این فرهنگ گذشته را در بناهای کشورمان جستجو کنم. عکسهای بسیاری نیز از این ابنیه گرفته و آنها را به صورت پوستر در فضای مجازی منتشر کردهام.
امیدوارم روزی بتوانم این سابقه تصویری را به صورت پوسترهایی چاپ شده نیز منتشر کنم. در این بین، چهار شهر هم البته متعلق به فرهنگ ایرانی هست که اکنون بیرون از مرزهای ایرانند و آرزوی دیدنشان را دارم که عبارتند از هرات، سمرقند، بخارا و خیوه که از بخت و اقبال بلند، توانستهام هرات را ببینم. هرات در طول تاریخ و تا قبل از جدایی آن از ایران توسط انگلستان، همیشه یکی از مهمترین شهرهای کشورمان بوده و حتی در دورههایی دومین شهر ایران. مثلا در عهد صفوی، پایتخت دوم ایران و محل استقرار ولیعهد بود. حتی در بسیاری از دورانها، سرزمین امروز افغانستان، مرکز امپراطوری ایران بوده و شواهد آن را از دوره پارتها تا اخیر میتوان دید.
اما در سفرم به هرات آنچه دیدم، ویرانی بخش بزرگی از این پیشینه بود، که اتفاقا از حد گذشته و اصلا هم آباد نشده. نمونهاش مقبره «گوهرشاد بیگم» که «مسجد گوهرشاد»ش را در مشهد دیدهایم؛ ولی مقبره او در هرات، نیمه ویرانه است و تازه از بسیاری بناهای ویران آن دیار، آبادتر. یا در کنار این مقبره، مدرسه «کمالالدین بهزاد»، که بزرگترین مدرسه هنری فلات ایران و شاید بزرگترین مدرسه تاریخ نقاشی جهان باشد، حالا از آن بنای پرافتخار، فقط چهار میل باقی مانده؛ ویرانی از حد بیرون و بیهیچ نشانهای از آبادانی.
پس آن ضربالمثل از کجا آمده که «خرابی چونکه از حد بگذرد، آباد میگردد»؟ به گمان من این ضربالمثل نشانه تجربه مشترک است. ولی نشانه تکرار تجربه استیصال. نشانه احساس بیچارگی و ناتوانیای که انسان را به آنجا میرساند که «حالا که نمیتوانی درستش کنی، پس بزن خرابش کن»، تو نیز در خرابی اش شراکت کن که بعدش آباد میشود؛ که نمیشود. استیصال، در وجه فردیش به خودکشی میرسد و در وجه اجتماعی به «خود ویرانگری جمعی». اما چرا جامعه به این مرحله میرسد؟ در یادداشت قبلی ا م در همین ستون به سابقه بیماریهایم اشاره کردم. یکی از این بیماریها که مرا تا مرحله کوری رساند، فقط با تزریق آمپول ماهانه در هر دو چشم، قابل کنترل (و نه حتی درمان) است. اما این کنترل تنها به واسطه علم نوین پزشکی مقدور است.
حال فرض کنید صد سال پیش بود؛ قطعا کور میشدم، چون درمانی در طب سنتی برای آن نیست و اصلا طب سنتی به واقع درمان نیست، بلکه ادعایی است غیرقابل سنجش و موضوع همین است. فرض کنید برای همه بیماریها دست به دامان طب سنتی شویم، نتیجه معلوم است چه خواهد شد، بازگشت به بهداشت و درمان صد سال پیش. ترویج عوامانگی در جامعه نیز چنین نتیجهای به بار میآورد، بازگرداندن عقلانیت اجتماعی به صد سال پیش. و حاصلش چیست؟همین که میبینیم.
اینکه در همین چند روز در دانشگاههای کشور شعارهایی میدهند که دقیقا معکوس روند جنبش دانشجویی پیشرو در کشورمان، از دارالفنون تا امروز است. یا آنکه استادی برجسته در علوم سیاسی، نابودی ایران را راهحلی برای بیرون رفتن از بحران میبیند. یا از همه عجیبتر، جناب داریوش آشوری با کسی دیدار میکند که خواهان حمله نظامی به ایران است. هواداران او، روشنفکری و خواندن کتاب را با بدترین الفاظ تحقیر میکنند، یعنی غلبه عوامانهگرایی ترویج شده در همه این سالها. عوامگرایی یک تیغه دو لبه است و هر کس که بیشتر و محکمتر بر طبل آن بکوبد، موفقتر است.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.




