سیمرغ بلورین بهترین صحنه برای پخش صدای معترضان!

اختتامیه چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، با حضور رئیسجمهور، هنرمندان منتقد و کودکان برگزیده، صحنه شنیدهشدن صداهای متنوع شد و یادآوری کرد سینما زمانی زنده میماند که گفتوگو، تحمل و مشارکت در آن جریان داشته باشد.
اختتامیه چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر فقط یک مراسم پایانی نبود؛ صحنهای بود که طیفهای گوناگون یک سرزمین را در قاب واحدی نشاند. از حضور مسعود پزشکیان در میان اهالی سینما تا کودکی که با شوقی خام و دستهایی لرزان جایزهاش را گرفت و به خانه بازگشت، تصویر روشنی شکل گرفت: سینما هنوز میدان مشترک گفتوگوست.
آنچه این دوره را متمایز کرد، نه صرفاً فهرست برندگان، بلکه کیفیت حضورها بود. سالن فقط محل رقابت فیلمها نبود؛ محل تلاقی روایتها بود. هنرمندانی که نقد داشتند، گفتند. آنان که دلخور بودند، سکوت نکردند. حتی نام غایبان هم بر زبان آمد. این یعنی جشنواره، اگرچه زخمها را درمان نمیکند، اما دستکم انکارشان هم نمیکند.
اما باید صادق بود؛ حضور همه، تضمین همدلی نیست. اگر این همنشینی به سیاستزدایی سطحی یا شادی نمایشی تقلیل یابد، ارزشش فرو میریزد. اهمیت این اختتامیه در این بود که نشانهای از تحمل شنیدن را نشان داد. پخش بیوقفه، سخنرانیهای بیسانسور و امکان بیان گلایهها، بیش از هر تندیس بلورینی معنا داشت.
آن کودک برنده، نماد آیندهای است که چشم به رفتار امروز ما دوخته است. اگر جشنواره فقط ویترینی برای عکس یادگاری شود، او چیزی جز هیجان یک شب به یاد نخواهد داشت. اما اگر این فضا به بستری برای اعتمادسازی بدل شود، همان کودک روزی فیلمسازی خواهد شد که نه از گفتن میترسد و نه از شنیدن.
اختتامیه امسال یادآور یک واقعیت ساده بود: سینما زمانی زنده است که همه در آن سهم داشته باشند؛ از عالیترین مقام اجرایی کشور تا کوچکترین برنده روی صحنه!
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.



