سرنوشت تلخ قاتلی که از قصاص گریخت | قتل قاتل نجات یافته در صف تلهکابین

مردی که به اتهام قتل دامادشان در زندان بود، تنها ۱۱ ماه پس از بخشیده شدن و آزادی از زندان در جریان یک درگیری به قتل رسید.
همشهری آنلاین – حوادث: این مرد اردیبهشت سال ۹۶ در جریان یک درگیری، دامادشان را در مغازه وی به قتل رساند و گریخت اما یک ماه بعد نزد ماموران پلیس رفت و خود را تسلیم کرد. او درباره انگیزهاش از جنایت گفت: آن روز خواهرم با حال خراب به خانه ما آمد. از صدای ناراحتش فهمیدم که سهراب شوهرش روی او دست بلند کرده و آنها دعوایشان شده بود. من به شدت عصبانی شدم و درحالیکه خون به مغزم نمی رسید به مغازه دامادمان رفتم تا او را گوشمالی بدهم. به قدری عصبانی بودم که ناگهان چاقویی که برای خرد کردن پنیر بود را برداشتم و ضربه ای به او زدم.
شهرام ادامه داد: پس از این حادثه چند بار برای پرسیدن حالش به بیمارستان رفتم، اما وقتی فهمیدم او فوت شده، دیگر نتوانستم با این عذاب وجدان زندگی کنم. هرچند به شهرهای مختلف رفتم و پنهان شدم، اما به خاطر عذاب وجدان تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.
درخواست بخشش، در آستانه اعدام
پس از اعترافات شهرام، او روانه زندان شد و مدتی بعد پرونده به دادگاه کیفری رفت. پس از تکمیل تحقیقات، قضات حکم قصاص صادر کردند. در این میان، خانواده مقتول درخواست اشد مجازات را داشتند و به رغم جلسات صلح و سازش، تنها یک جمله از آنها شنیده میشد: «قاتل باید قصاص شود.»
مرز میان مرگ و زندگی
روز موعود فرا رسید. شهرام در سحرگاه یکی از روزهای سرد زمستان سال گذشته در حال آماده شدن برای اجرای حکم بود. در لحظات پایانی، درست زمانی که طناب دار بر گردن شهرام افکنده شد و او در یک قدمی مرگ قرار داشت، ناگهان اولیای دم (پدر و مادر مقتول) فریاد بخشش سر دادند. ماموران اجرای حکم بلافاصله طناب را از دور گردن شهرام برداشتند و او از پرتگاه مرگ به زندگی بازگشت. مادر مقتول گفت: «۷ سال از قتل پسرم میگذرد و در این مدت عذاب کشیدم. از زندان خبرهایی میشنیدم که قاتل به اشتباهاتش پی برده و کارهای خداپسندانهای برای آرامش روح پسرم انجام میدهد. میخواستم او درک کند که مرگ چقدر دردناک است و قدر زندگیاش را بداند.»
او ادامه داد: «شهرام هنرمند است. از او میخواهم که به مدارس مناطق محروم برود و به بچههایی که توان مالی برای یادگیری هنر ندارند، آموزش دهد و هزینه لوازم التحریر آنها را هم خودش تامین کند.»
به این ترتیب شهرام از مجازات قصاص نجات پیدا کرد و با توجه به اینکه هفت سال در زندان بود، آزاد شد و وارد مرحله جدیدی از زندگیاش شد.
فرصت دوبارهای که از دست رفت
اما قصه شهرام هنوز تمام نشده بود. ۱۱ ماه پس از آزادی، او به همراه خانوادهاش برای تفریح به یکی از شهرهای شمالی سفر کرد. آنها در صف تلکه کابین ایستاده بود که دعوای کوچکی میان شهرام و پسر جوانی که پشت سرش ایستاده بود پیش آمد. آنطور که شاهدان می گفتند دعوا بر سر نوبت سوار شدن در تله کابین بود. در لحظهای که شهرام متوجه نشد، پسر جوان چاقویی را از جیبش بیرون آورد و ضربهای به قفسه سینه او زد. ضربهای که به قیمت جان شهرام تمام شد.
این تراژدی تلخ، شهرام را که به دنبال جبران گذشتهاش بود، در دام مرگ انداخت. از سوی دیگر پسر جوان به اتهام قتل عمد دستگیر شد و پروندهای علیه او گشوده شد.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.




