گوناگون

درس‌هایی که نوزایی ارگ باشکوه بم می‌دهد

سکوت سنگین کویر با غرش مهیبی در هم شکست. زمین تکان خورد و در لرزشی ویرانگر، شناسنامه چند هزارساله یک شهر آوار شد. در آن لحظه شوم، کنگره‌های بلند ارگ همچون اشکی سنگی بر گونه بم چکیدند.

اسما پورزنگی‌آبادی – روزنامه اطلاعات| در چشم برهم‌زدنی، خاطرات هزاران سال زندگی و حماسه در میان گرد و غبار گم شد. پنجم دی‌ماه سال ۱۳۸۲ وقتی خورشید برآمد، دیگر ارگی بر فراز آن تپه بلند باشکوه نبود؛ آنچه که باقی مانده بود تلی از خشت بود و نامی از ارگ بم.امروز بیش از۲۲ سال از آن فاجعه گذشته ولی آنچه که پیش چشم همگان قرار دارد، قامت برافراشته و استوار ارگ بم است. ارگ دوباره زنده شده است.

اکنون، هم بزرگترین بنای خشتی جهان را داریم و هم نمادی درخشان از زوال‌ناپذیریِ فرهنگ ایرانی. تاریخ‌نویسان و سفرنامه‌نویسان بسیاری که به منطقه کرمان اشاره کرده‌اند از ارگ بم به‌عنوان پناهگاهی امن در حاشیه بیابان لوت سخن گفته‌اند. این ارگ که قدمت سکونت در آن به شش هزار سال قبل می‌رسد، به‌دلیل اهمیت نظامی و استراتژیکی که داشته، طی جنگ‌ها و تهاجم‌ها بارها دست به دست شده است. همه لشکریان و فرمانروایان و حاکمان و مردمانی که به این دژ باشکوه آمده و رفته‌اند، خاک گِل کوزه‌گران شده‌اند اما این بنا همچنان پابرجاست. 

۶ هزار سال زندگی

دکتر محسن قاسمی، مدیر پایگاه میراث جهانی بم و منظر فرهنگی آن در گفتگو با «اطلاعات» می‌گوید: فرایند مرمت و بازسازی ارگ بم را می‌توان در سه دوره اساسی در نظر گرفت، دوره نخست، دهه ۸۰ خورشیدی تا اواخر آن دهه است که تمرکز بر آواربرداری، انجام مطالعات و پژوهش‌های باستان‌شناسی و تهیه طرح‌های مرمت و حفاظت بود.

این دوره، دستاوردهای علمی و پژوهشی مهمی داشت، از جمله این که سابقه شهرنشینی در ارگ بم بسیار بیشتر از چیزی برآورد شد که پیش از زلزله می‌دانستیم؛ قبل از زلزله می‌گفتیم ارگ بم دو هزار و ۲۵۰ تا دو هزار و ۵۰۰ ساله است، ولی مطالعات نشان داد سازه‌ای که می‌بینیم نزدیک به سه هزار سال قدمت دارد و با کاوش‌های بیشتر معلوم شد تا شش هزار سال سکونت به‌صورت مداوم در ارگ بم وجود داشته است.

معجزه گسل و مردم بم

پیش از آن که دوره دوم مرمت ارگ بم معرفی شود، خوب است ماجرای جالب ثبت جهانی این بنای تاریخی را با هم مرور کنیم. اوایل دهه ۸۰ خورشیدی و در زمان دولت سیدمحمد خاتمی بود که پرونده ثبت جهانی ارگ بم و محوطه پیرامون آن تهیه شد و در فهرست انتظار یونسکو قرار گرفت. موعد بررسی این پرونده، سال ۱۳۸۳ خورشیدی بود اما پیش از آن، زلزله ارگ را آوار کرد.

کارشناسان یونسکو پس از زلزله به بم آمدند که ببینند چه چیزی از دست رفته و در جریان تحقیقات و مطالعات خود، هم به سابقه شش هزار سال سکونت در ارگ بم پی بردند و هم پرده از رازی دیگر برداشتند. 

قاسمی توضیح می‌دهد: پس از زلزله تمامی نیروها تصمیم به بازسازی و جابه‌جایی شهر بم گرفتند که روی گسل ایجاد شده بود. کارشناسان یونسکو اما این پرسش را مطرح کردند: چگونه با وجود این که ارگ بم روی گسلی خطرناک واقع شده و احتمالا بارها زلزله این شهر را نابود کرده ولی زندگی به مدت شش هزار سال همان‌جا دوباره ادامه یافته است؟ پاسخ این بود: به‌خاطر وجود نخلستان‌ها و آب در این محدوده. در واقع، کارشناسان یونسکو متوجه شدند چیزی مهم‌تر از ارگ بم در اینجا وجود دارد و آن قنات‌های زیرزمین و آب فراوان است؛ چرا که گسل بم همچون سدی زیرزمینی عمل کرده و تمامی آب کوهستان‌های اطراف را نگه داشته است. 

درنتیجه یونسکو مشتاق‌تر شد که نه فقط ارگ بم که منظر فرهنگی بم را ثبت کند. پیش از زلزله قرار بود ۲۰ هکتار، ثبت جهانی شود ولی وقتی به نظام اجتماعی و آبیاری بم پی بردند، ۲۳ هزار هکتار شامل شهرهای بم و بروات و چند روستا را ثبت جهانی کردند. 

مرمت و احیا در اولویت

پس از ثبت جهانی بم، کشورهای عضو یونسکو همه به کمک ارگ ویران‌شده که به‌عنوان یک اثر جهانی در فهرست خطر قرار گرفته بود، آمدند و امکانات و اعتبارات خوبی به آن تزریق کردند.
 اوایل دهه ۹۰ خورشیدی اما اثر میراث جهانی بم از لیست آثار در خطر یونسکو خارج و اعتبارات و بودجه‌های جهانی قطع شد. 

مدیر پایگاه میراث جهانی بم با اشاره به این که در آن مقطع، مرمت و حفاظت ارگ بم در دستور کار دولت قرار می‌گیرد، می‌گوید: دهه ۹۰ را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد؛ در پنج سال اول روند مرمت کُند بود، چرا که برخی بر این باور بودند که طبق طرح جامع، بعضی بخش‌ها نباید مرمت شود و حفاظت در اولویت است یا خشت‌هایی که تولید می‌کنیم تاریخی نیست. اما در پنج سال دوم دهه ۹۰ خورشیدی به دنبال اعتراضات و مطالبات مردمی و دوستداران میراث فرهنگی که می‌گفتند چرا ارگ بم به صورت تلی از خاک رها شده، تصمیم بر این شد که مرمت با سرعت بیشتری انجام گیرد. 

وی که از دی‌ماه سال ۱۳۹۸ مسئول پایگاه میراث جهانی بم است، می‌افزاید: ما مأموریت اصلی خود را در دوره سوم مرمت یعنی سال ۱۴۰۰ به بعد، بر بازسازی و مرمت و احیای ارگ بم گذاشتیم و هدف این است که تا سال ۱۴۱۰ تمام فضاهای داخل ارگ بم که قابلیت استفاده و بهره‌برداری دارد، احیا شود و بخش‌های متعدد ارگ تا جایی که امکان‌پذیر است کاربری همگون با این اثر تاریخی پیدا کند. 

بناهای تاریخی، مادامی که از آنها بهره‌برداری صورت بگیرد می‌توانند زنده بمانند. از این رو احیا مهم‌ترین اتفاقی است که برای آینده ارگ باید در دستور کار قرار گیرد.

فریادرسی به نام میراث فرهنگی

در نتیجه تلاش‌های ۲۰ سال و اندی اخیر،اکنون بیش از ۹۰ درصد از تصویر اصلی و نما و منظر کالبدی ارگ بم که قبل از زلزله دیده می‌شد احیا شده و قابل مشاهده است. 

اما ارگ بم چه دستاوردهایی در حوزه میراث فرهنگی ایران خلق کرد؟ قاسمی یکی از دستاوردها را با اشاره به کمک‌های علمی و مالی جهانی پس از فروریختن ارگ توضیح می‌دهد: باید قدر آثار میراث‌فرهنگی خود را بدانیم و از یاد نبریم که این آثار در مواقع خطر و بحران می‌توانند نجات‌بخش کشور باشند. 

اتفاقاتی مثل زلزله بم در برخی دیگر از مناطق ایران رخ داده و جنگ صدام علیه کشور را هم داشته‌ایم که شهرهایی از جمله خرمشهر را ویران کرد اما هیچ‌کدام مثل بم، توجه جامعه جهانی را به خود جلب نکرد و این به واسطه ارگ بم است که در دنیا شناخته شده بود. 

او تاکید می کند:میراث‌فرهنگی، حلقه صلح جهانی است و اگر قدر داشته‌های میراثی خود را بدانیم به کمک آن می‌توانیم ایران را آباد کنیم.

حفظ دانش معماری خشت

راه‌اندازی پایگاه پژوهشی میراث جهانی ارگ بم با حضور شخصیت‌های برجسته میراث فرهنگی جهان و کشور در ارگ بم، دستاوردی دیگر است. قاسمی می‌گوید: این پایگاه موجب شد شخصیت‌های علمی و کارشناسان و تکنیسین‌های بین‌المللی و ملی به بم بیایند و مدیریت منظمی به نام شورای راهبردی میراث جهانی بم شکل بگیرد. 

با همفکری اعضای این شورا، تصمیم بر آن شد که در جریان مرمت ارگ بم، دستاورد خوبی از مرمت خشت در دنیا پیاده شود. اوایل، حدود ۸۰۰ نفر در پایگاه ارگ بم مشغول کار شدند که بیشتر آن‌ها استادکار و کارگر بومی بودند. اکنون این تعداد به ۱۲۰ نفر رسیده اما همچنان، بزرگ‌ترین پایگاه میراث جهانی کشور از حیث نیروی انسانی را در بم داریم. حضور این افراد در فرایند مرمت ارگ بم باعث شد دانش معماری سنتی ایران در حوزه معماری خشت تداوم پیدا کند. اگر زلزله بم نبود و مرمت ارگ بم پیش نمی‌آمد این دانش سینه به سینه منتقل نمی‌شد. امروز بیشتر استادکاران ارگ بم، دهه شصتی هستند و ما امیدواریم که این دانش را به نسل‌های بعدی نیز انتقال دهند.

پرده‌برداری از تاریخ

دکتر رضا ریاحیان، باستان‌شناسی که در زمان زلزله بم، مسئول واحد ثبت اداره کل میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان کرمان بود و ثبت جهانی بم را پیگیری می‌کرد به این دستاوردها چند مورد دیگر را نیز می‌افزاید: در جریان بازسازی و مرمت ارگ بم و پس از ثبت جهانی، محوطه‌های باستانی خارج از محدوده شهر بم در فهرج، نرماشیر، خواجه‌عسکر تا دارزین، مستندسازی و طرح مطالعاتی برای آنها نوشته شد.

این اقدامات، دریچه جدیدی به مطالعات باستان‌شناسی شرق کرمان و جنوب شرقی ایران گشود. به‌عنوان نمونه اثر «تل آتشی» که در حاشیه کویر قرار گرفته است اولین مدرک درباره پیشینه نوسنگی استان کرمان و حتی جنوب‌شرق کشور را در اختیار ما قرار داد.

آنچه که در این گزارش آمد تنها چکیده‌ای از دستاوردهای پس از زلزله و ویرانی و آبادانی ارگ بم است و قاسمی و ریاحیان، تنها دو کارشناس از شمار پرتعداد کارشناسانی هستند که این ۲۲ سال با ارگ و مرمت آن همنشین بوده‌اند. همچنان ناگفته‌ها فراوانند و آنچه اهمیت دارد این است که تجربیات و درس‌های ویرانی و نوزایی ارگ بم هرگز فراموش نشود.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا