فرهنگی و هنریمهمترین اخبار

دانلود قسمت پنجم سریال مو به مو + خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت ۵

سریال مو به مو، جدیدترین محصول نمایش خانگی به کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی مستانه مهاجر می باشداین سریال از پلتفرم «شیدا» منتشر می شود.

از بازیگران این سریال می توان به میرسعید مولویان، هانیه توسلی، الیکا ناصری، حسن معجونی، بنیامین بهادری، نفس بازغی، مهوش وقاری، مهدیار کلائی، رضا فیض‌بخش و … اشاره کرد.

خلاصه داستان سریال مو به مو

منصور پس از شکست های مالی و بحران های خانوادگی، در مقطعی از زندگی باید تصمیمی سخت و غیر اخلاقی بگیرد تا نجات پیدا کند؛ انتخاب های تازه، روابط پیچیده و ماجراهایی پیش بینی نشده، مسیر زندگی منصور را به کلی تغییر می دهد.

خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت پنجم

با فوت پدر، منصور مجبور میشه گورکن بیاره خونه تا پدر رو داخل حیاط دفن کنه، گورکن اولش شک میکنه اما با دیدن جواز دفن مجبور میشه طبق خواسته منصور که الکی گفته پدرم اومد تو خوابم و ازم خواست تو همین حیاط دفن بشه مراسم کفن و دفن رو انجام بده.

بعد از دفن پدر، منصور همراه متین میرن سنگ قبر سفارش بدن، منصور شب میره خونه آناهیتا که هم پسرش رو ببینه و هم ماشینش رو بگیره، آناهیتا از اوضاع شرکت می پرسه، منصور میگه به همه بچه ها بگو کارها داره انجام میشه و شنبه صبح همه تو شرکت حاضر باشن.

فردا صبح منصور همراه با متین راهی شهرستان میشن تا میرسن اکبر همون پسر موتوری میاد سراغ منصور و بهش میگه چرا دوباره اومده، زمین رو به این مشتری نفروشه اما منصور عصبانی میشه میخواد اکبر رو بزنه که او فرار میکنه.

منصور میره بنگاه و با نماینده خریدار قرار میزاره و تمام مدارک امضا میشه و چک اول رو دریافت میکنه. بعد به بنگاهی میگه که من هر کاری اینجا می کنم خبرش به بیرون درز میکنه اما بنگاهی میگه من مثل چشمام به بچه های اینجا اعتماد دارم.

منصور با متین مقداری سیمان می‌خرن تا سنگ قبر پدر رو به صورت نمادین به قبرستون ببرن، قدیمی ترین قبرستون روستا رو پیدا می کنن و مشغول نصب سنگ قبر داوود مهاجری پدر منصور می کنند. منصور با گذاشتن سنگ قبر منقلب میشه و میگه من میخواستم بزارمش پیش مادرم چرا همچین کاری کردم چرا مجبورم اینکارو کنم، متین بهش دلداری میده و میگه خدا رحمتش کنه خاک با خاک فرقی نداره.

منصور برمیگرده تهران خونه پدری، میبینه که صدف بنر تسلیت روی در خونه زده و همسایه ها به منصور تسلیت میگن، اما منصور بنر رو میکنه و میگه اشتباه شده بابا سالمه و من بردمش شهرستان استراحت کنه.

منصور میره خونه خودش و به سرایدار میگه بره کلیدساز بیاره چون دست کلیدش رو گم کرده، اما سرایدار میگه من یه دسته کلید پیدا کردم روی در بوده، منصور میگه آره همونه و ازش میگیره و میره وارد واحد خودش بشه متوجه میشه یکی روی پله هاست، صدا میزنه و میفهمه یکی از طلبکارهاست، بهش میگه بیا برو، از پله ها پرتش میکنه پایین اونم داد و بیداد میکنه و منصور بهش میگه پس فردا بیا شرکت پولتو بگیر، اونم راضی میشه و میره.

روز بعد منصور میره شرکت و میبینه تاج گل تسلیت براش گذاشتن و همکارها هم جلوی دفتر جمع شدن و تسلیت میگن، منصور میگه محسن همه این پارچه ها رو بکن برو پایین اونا رو هم جمع کن کسی نمرده که، بعد نامه شهرداری رو به آناهیتا میده تا در شرکت رو باز کنه.

آناهیتا میگه خبر بد زود می پیچه، همه میدونن تو روزنامه هم برات آگهی زدن، چرا از همه قایم میکنی؟ منصور با گریه میگه برای اینکه خودمم باورم نمیشه. آناهیتا میگه حقوق بچه ها رو میدی امروز؟ منصور میگه حقوق بچه ها رو امروز میدم، بار رو از فرودگاه هم ترخیص میکنم، به طلبکارها هم بگو فردا پس فردا بیان طلبشون رو بگیرن. آناهیتا میگه حواست به خودت باشه تو داری یه کاری میکنی به من نمیگی، منصور میگه من این مدت داشتم یه کاری می کردم همه چیز درست شد و تو کارم سود کردم، چندتا از این جمله های موفقیت بگو جلوی طلبکارها برام دولا راست میشن.

ساعاتی بعد منصور با آناهیتا میرن نمایشگاه ماشین تا یه ماشین بخره، یه ماشین بنز مشکی میخره آناهیتا که خیلی خوشش اومده بود میگه شیرینی اش یادت نره، منصور بهش میگه اصلا این ماشین (ماشین قبلیش ) مال تو، آناهیتا که شوکه شده بود پشت فرمون میشینه و منصور میگه فقط چهارتا لاستیک میخواد که روش بندازم، آناهیتا میگه نمیخواد با حقوقم خودم می خرم، منصور میگه آفرین کار رو یاد گرفتی. بعد چندتا شمه کار دیگه بهش یاد میده.

منصور با دسته اول طلبکارها قرار میزاره تا بدهیش رو بده، بعد یه سخنرانی میکنه و بهشون میگه که من تو این مدت رفته بودم درمان کنم فرار نکرده بودم. خداروشکر الان همه چیز درست شد و لطفا چک هاتون رو بدید، همه چیز درست شد، همه بدبختی دارن گاهی دعا میکنی دعات مستجاب میشه ایمانت رو قوی میکنه. بعد از طلبکارها میخواد که بهش تخفیف بدن و یه چک یکماهه بگیرن. دسته های بعدی طلبکارها هم تو دو روز بعدی میان دفتر و چک هاشون رو میگیرن.

روز بعد منصور با پسرش میره نمایشگاه، ماشین بنزش رو تحویل می گیره و …

دانلود قسمت پنجم سریال مو به مو

خلاصه داستان سریال مو به مو قسمت اول تا آخر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا