دانلود قسمت دوم سریال وحشی۲ + خلاصه داستان سریال وحشی فصل دوم قسمت دوم

در این مطلب خلاصه داستان و دانلود قسمت دوم سریال وحشی۲ را بخوانید و دانلود کنید. با ما همراه باشید.
سریال وحشی در ژانر معمایی، اجتماعی میباشد که فصل اول آن در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ از شبکه خانگی و پلتفرم فیلمنت منتشر شد، در این سریال بازیگرانی چون جواد عزتی، نگار جواهریان، نوید پورفرج، هومن سیدی، احسان امانی، نگار مقدم، امین شعرباف، معین شاهچراغی، تورج الوند و علیرضا ثانی فر، مهدی صباغی، محمد صابری و… حضور دارند.
قسمت دوم فصل دوم این سریال یکم دی ۱۴۰۴ از فیلمنت منتشر شد.
خلاصه قسمت دوم سریال وحشی۲
بعد از مدتی که داوود منتظر موند، یه ماشین میرسه و یکی میاد پیشش بعد از بازرسی بدنی داوود، سوارش میکنه و داوود بدون اینکه بدون کجا میره و چیکار باید بکنه راه میفته، اما هزار تا فکر تو سرش میره.
بالاخره تو یه خونه پیاده میشن و به داوود میگن اینجا زندگی عادیت رو بکن و بیرون هم نرو، هر چی بخواد تو خونه هست، بعد از رفتنشون، داوود خونه رو میگرده، از بالکن میبینه که یه خانم هم وارد حیاط میشه، میره پیش خانمه و ازش میپرسه که برای چی اومده، اما خانمه که خودش رو سارا معرفی میکنه هم نمیدونه برای چه کاری اومده.
داوود کمی تو حیاط میچرخه که متوجه دوربین ها میشه، یه دفعه می بینه سلیم هم با یه موتوری میاد داخل ، کلی خوشحال میشه و باهاش احوالپرسی میکنه و میگه همه این بساط برای یکی به اسم خسرو هست، با سلیم میان تو خونه ، سارا میترسه میره طبقه بالا، داوود هم خودش کمی ترسیده بود از اینکه نمیدونست باید چیکار کنه.
صبح یه چند نفر میان و به داوود هندزفری میدن تا رئیس باهاشون حرف بزنه، لباس هم بهشون میده و میگه برن خیابون مهناز و یه بسته رو به شخصی به اسم فروهر بدن، دو تا کیس ساز هم ازش میگیرن برمیگردن، یه اسلحه هم میدن به داوود ، داوود بدجور میترسه میگه اگه نیک بهش گفته بود جریان اینه قبول نمی کرد هرچی میگه پشیمون شده فایده نداره، مجبور میشه هرکاری ازشون میخوان بکنن.
سه نفری سوار ماشین میشن میرن به آدرسی که داشتن، سلیم و داوود میرن داخل آموزشگاه موسیقی، طبقه بالاش وارد واحد میشن و میگن از طرف ایوب اومدیم با فروهر کار داریم، سلیم رو میگردن اسلحه رو ازش میگیرن، میفهمن که اسلحه خالیه، داوود خودش رو خسرو معرفی میکنه، فروهر شک میکنه، داوود اسلحه رو برمیداره و پاکت رو میده بهش و میگه مگه ایوب رنگ لباس هامون رو هماهنگ نکرده، بعد از اینکه پولها رو فرید چک میکنه، داوود سازها رو تحویل میگیره میفهمه که جاساز شیشه توش بوده، مجبور میشه هر دو رو چک کنه، صدای تو گوشی بهش میگه بگو من اینا رو نمیخوام نه اینا رو برمیدارم نه برام مشتری جور کن، داوود که حسابی ترسیده بود مجبور میشه اینا رو بگه ، فروهر تعجب میکنه میگه با من اینطوری حرف میزنی؟ داوود میگه نه با این کچله هستم، این ماموره، فرید عصبانی میشه که من کجام شبیه مامورهاست، با داوود دست به یقه میشه، فروهر فرید رو میزنه لباس هاشو در میاره وقتی میبینه چیزی نداره به داوود میگه چی میگی تو؟ داوود میگه برو لب پنجره اونور خیابون رو ببین، مامور وایستاده اونجا، اونا دنبال منن که منو بگیرن، فروهر میگه پس چرا اومدی سر قرار؟ داوود میگه بهت گفته بودم من شوخی ندارم، اگه زنده موندی میفهمی که پاتو تو زمین کسی نزاری، اگه هم نه دیر فهمیدی، داوود که خودش شاکی بود به صدای توی هندزفری میگه اینا رو جدی میگید؟ یعنی الان پلیس میاد بالا؟
فروهر میره اسلحه میاره رو داوود نشونه میگیره که تو کی هستی؟ داوود میگه من اصلا خسرو نیستم، فروهر که حسابی ترسیده بود، فرید از پنجره میبینه میگه آقا کسی نیست دو نفر بودن رفتن، داوود میگه من هرچی بهم گفتن رو گفتم شاید اصلا خبری نباشه، فرید میگه بی خیال این اصلا خسرو نیست، فروهر به فرید میگه به مامورها آمار دادی برن وقتی فهمیدی این یارو خسرو نیست، موبایل فرید رو میخواد اما فرید میگه همرام نیست، به فرید میگه اسلحه ات رو دربیار و بزنشون، داوود و سلیم التماس میکنن که اینکار رو نکنه، فرید یهو اسلحه رو سمت فروهر میگیره یهو یکی میاد تو فرید بهش شلیک میکنه، فروهر هم به فرید شلیک میکنه، مامورها میرسن پشت در، داوود و سلیم دنبال راه فرارن، از پله اضطراری میرن تو آموزشگاه موسیقی، مامورها میان هنرجویان رو بیرون میکنن، داوود و سلیم هم قاطی اونا میرن بیرون. طوریکه کسی متوجه نشه سوار ماشین میشن و به سارا میگن که گازشو بگیره برن اما سارا از ترس میزنه به دیوار، داوود میشینه پشت فرمون و در میرن. داوود میگه نامردها گوشت قربونی میخواستن، اگه فروهر ما رو لو بده بدبختیم، داوود و سلیم با هم بحثشون میشه، داوود میگه اینا میدونستن ما گیر میفتیم من گفتم خسروام اصلا خسرو کیه؟ سارا میگه ول کنین الان وقت این حرفها نیست داوود میگه نکنه تو برای اینا کار میکنی؟ یه موتوری میاد کنار ماشین و میگه دنبال من بیایید.
میرسن به همون خونه، رئیس به داوود میگه چرا تو نشستی پشت فرمون؟ داوود میگه تو مگه میدونستی ما زنده میآییم بیرون؟ رئیس میگه جمع کنید از اینجا میریم. داوود میگه ببخشید ولی از این خبرها نیست، ما آدمیم میدونستم کار اینطوریه قبول نمیکردم شما لطف کردید پول قرض دادید ما رو آوردید بیرون، قراره کار کنیم پس بدیم قرار نبود اینطوری بشه، ما حق نداریم بدونیم چی میشه با دو تا تفنگ بادی ما رو فرستادی بین یه مشت آدم مسلح، بعد تو گوشی به من میگی پلیس میاد بالا بعد قطع میکنی؟ اصلا شتر دیدی ندیدی من دیگه نیستم، رئیس میگه باشه یه تومن رو تسویه کن برو، داوود میگه من الان جونم رو گذاشتم وسط دیه اش رو هم حساب کنید ۵۰۰ تومن کار کردم براتون، ازش کم کنید، رئیس میگه کم کردم بقیه اش رو داری بدی؟ داوود میگه شما ما رو یه فرستادی که مطمئن بودی برنمیگردیم، اگه نمیومدیم دستتون کجا بند بود؟ بی خیال من شو بزار من برم، رئیس میگه قصه نگو، پول داری بده برو نداری دهنتو ببند دنبال من بیا، سلیم به داوود میگه تو مشکلت چیه، الان فکر کن تسویه کردی میخوای بری از صفر شروع کنی؟ باز اینجا میتونیم زندگی کنیم. داوود میگه من نمیتونم، سلیم میگه دلارهایی که از فروهر برداشتی رو به بهشون بده برو، داوود میگه اونا مال منه چرا باید بدم به اینا؟ من اونا رو برای بابام برداشتم. سلیم میگه اینا آدمهای درستی نیستن باید تصمیمت رو بگیری.
داوود میره دلارها رو به رئیس میده و میگه که تسویه میکنم، رئیس میگه پولهای خودمو میزنی میدی به خودم، داوود میگه شما که داده بودی رفته بود روش حساب نکرده بودی، من از فروهر زدم. رئیس میگه اون بیرون چیکار داری میخوای بری؟ من از خدام بود که بری، برو سوار ماشین شو بریم، تو بیخود کردی پولها رو از اونجا برداشتی، الانم ناله نکن بیا بریم. سلیم میاد میگه بزار این بره اگه من نبودم الان جنازه اش اینجا بود، بزار بره من پولش رو میدم، رئیس میگه تو از کجا میاری؟ سلیم میگه من پیش شمام اول بدهی داوود رو صاف میکنم هر کاری بگید میکنم. من جنوب شهری ام حرف بزنم پاش وایمیستم. رئیس میگه به داوود بگو هرجا هر چی دربیاد من تو رو میشناسم، بعد به داوود میگه جل و پلاست رو جمع کن اینجا نمون. سلیم با داوود خداحافظی میکنه و میرن. داوود هم ساکش رو برمیداره و میره…




![[ منوچهر دینپرست ] کتاب گریز شده ایم](https://kuolak.ir/wp-content/uploads/2025/11/1763418336_289812-390x220.jpg?v=1763418337)
