تغییراتی که مایکل کریک در منچستر ایجاد کرد

مایکل کریک فقط پنج بازی هدایت تیم منچستر یونایتد را بر عهده داشته، اما در همین مدت کوتاه هم میتوان یک تیم دگرگونشده را در دوران او دید. هافبک سابق شیاطین سرخ، تیمش را به چهار برد و یک تساوی رسانده و حالا یونایتد در رده چهارم جدول است و برای سهمیه لیگ قهرمانان میجنگد.
این وضعیت کاملاً متفاوت با دوره کابوسوار روبن آموریم است؛ دورانی که حالا مثل خاطرهای دور به نظر میرسد. کریک اعتمادبهنفس را به تیم برگردانده، قید و بندها را باز کرده و دوباره فوتبال زیبایی به نمایش میگذارد.
او این کار را با چند تغییر کلیدی انجام داده است، تغییرهایی که در زمان آموریم دستوپای تیم را بسته بود. دین اسکاجینز، کارشناس تاکتیکی ساناسپورت، پنج عامل اصلی احیای منچستر یونایتد تحت هدایت کریک را بررسی کرده است.

ارتباطهای نزدیک و الماس برونو
بزرگترین تغییر در دوران کریک مربوط به «چسب» تیم است؛ برونو فرناندز. روبن آموریم از برونو در نقشی عقبتر استفاده میکرد و او را مجبور کرده بود همه جا سرک بکشد؛ چیزی که من به آن «سندروم استیون جرارد» میگویم، یعنی باید همه کار انجام بدهی.
کریک او را به پست شماره ۱۰ برگردانده است؛ جایی که واقعاً به آن تعلق دارد. اما موضوع فقط یک بازیکن نیست، بحث ارتباطهای نزدیک است. کریک به جای مثلثهای ساده، شکلهای لوزی یا الماس را در سراسر زمین پیاده کرده است. به این ترتیب بازیکنی که توپ دارد همیشه دستکم دو گزینه فوری برای پاس دادن میبیند.
وقتی برونو یک فضای تهاجمی ایجاد میکند، گروه «الماس» شامل متئوس کونیا، برایان امبومو، آماد دیالو و کوبی ماینو از حرکت او پیروی میکنند. مقابل منچسترسیتی و تاتنهام دیدیم یونایتد مدافعان را به یک منطقه فشرده میکشاند و بعد برونو در فضای پشت سر آنها ظاهر میشود.
آمار برونو فرناندز زیر نظر کریک فوقالعاده بوده و تقریباً در همه بازیها بهترین بازیکن زمین محسوب شده است.

رستگاری در جناح شاو
لوک شاو زیر نظر کریک مثل بازیکنی تازه متولد شده به نظر میرسد. تیم در ساختار فعلیاش احساس راحتی میکند و این موضوع در بازی مدافع چپ کاملاً دیده میشود.
روی کاغذ یونایتد با سیستم ۴-۲-۳-۱ بازی میکند، اما این آرایش انعطاف لازم را میدهد که بازیکن سمت چپ به سمت داخل متمایل شود. بعضی لحظهها آرایش تیم تقریباً به سه دفاعه دوران آموریم تبدیل میشود؛ دیوگو دالو میماند و شاو جلو میرود.
این را مقابل آرسنال دیدیم. اضافه شدنهای شاو جرقه گلهای پاتریک دورگو و کونیا بود. شاو شرایط را عالی میخواند و آزادی دارد به آن فضاها برود. هوش انجام این وظیفه را دارد و همین انعطاف تاکتیکی او را به مهرهای کلیدی تبدیل کرده است. نمایش او یک مکاشفه بوده و یادآور همان لوک شایی است که در یورو برای انگلیس دیدیم.

روندوِ ماینو
روبن آموریم کوبی ماینو را درک نکرد، اما مایکل کریک که خودش هافبک میانی بوده کاملاً او را میفهمد. ماینو حالا نماد همه چیزهایی است که در دوره آموریم اشتباه بود و در دوره کریک درست شده است.
کلید تاکتیکی این عملکرد، همکاری او با کاسمیرو است. در زمان آموریم تصور میشد این دو توان دوندگی بازی کنار هم را ندارند. کریک این مشکل را با استفاده از یک «دفاع استراحت» حل کرده است؛ یکی از مدافعان میانی جلو میآید و کنار کاسمیرو میایستد تا ماینو بتواند به حمله اضافه شود و به فرناندز نزدیک بماند.
اما لذت واقعی در روندوهای داخل بازی است. حالا میبینیم بازیکنان یونایتد وسط مسابقه تمرینهای پاس دادن را بازسازی میکنند؛ همان «روندوِ کوبی ماینو» که مقابل تاتنهام نمونه فوقالعادهای از آن را دیدیم. در آن برد ۲ بر صفر، شش بازیکن یونایتد در یک دایره فشرده بازی میکردند و چهار بازیکن اسپرز فقط دنبال آنها میدویدند.
این فوتبال تکضرب و در سطح نوابغ است و به خاطر همان ارتباطهای نزدیک، پرس حریف را کاملاً بیاثر میکند. در این روندوها با پاسهای تکضرب ماینو توپ وارد میشود، خارج میشود و حمله شکل میگیرد. همین یکی از کلیدهای موفقیت تیم منچستر یونایتد مایکل کریک بوده است.

فوتبال ششکو
بعضی بازیکنان ۶۰ میلیون پوندی وقتی شرایط خوب پیش نمیرود قهر میکنند، اما بنجامین ششکو این کار را نکرده است. اثرگذاری او در دوران کریک کاملاً تاثیرگذار بوده است: ۶۱ دقیقه بازی، دو گل.
با این حال نکتهای که شاید کمتر دیده شده، حرکات بدون توپ اوست. او مقابل وستهام مدام در یک «دایره کوچک» جلوی مدافعان حرکت میکرد. ششکو فضایی برای خودش ساخت که دو ثانیه قبل اصلاً وجود نداشت. ضربه نهاییاش من را یاد رابین فنپرسی انداخت.
یونایتد گاهی نیاز دارد راه متفاوتی برای بازی پیدا کند و ششکو کلید این موضوع است. به عنوان شماره ۹ کلاسیک، خط دفاع و مدافعان میانی را میخکوب میکند.

ایوانز به ما کمک میکند
جانی ایوانز و جاناتان وودگیت به کادر فنی اضافه شدهاند و دوباره این تیم را در دفاع از محوطه جریمه خودش تهاجمی کردهاند. این ویژگی شخصیتی ایوانز است و نتیجه سالها بازی در سطح بالا به عنوان یک مدافع مطمئن. در سمت دیگر زمین هم نشان دادهاند روی ضربات ایستگاهی خطرناک هستند.
برابر تاتنهام این را دیدیم؛ یک کار تمرینشده که در آن ماینو توپ را بلاک میکند، خط دفاع جمع میشود و امبومو در فضای الشکل پشت گوشه صاحب توپ میشود. تقریباً همین حرکت را مقابل وستهام با دوندگی قوسی لوک شاو تکرار کردند.
هری مگوایر و لیساندرو مارتینز در کنار هم هماهنگتر شدهاند و حالا ضربات ایستگاهی هم به سلاحهای تیم اضافه شده است. یونایتد دیگر مجموعهای از بازیکنان پراکنده نیست؛ یک واحد منظم و تمریندیده است که برای هر سناریویی برنامه دارد.
با ۱۰ روز فرصت تمرین، چیزی که میتوان آن را «پایه کریک» نامید بسیار مستحکم به نظر میرسد.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.



