فرهنگی و هنری

بهنوش طباطبایی بازیگر نقش زنان تاریخ معاصر ایران | از فریاد لیلا تا سکوت شهلا فاصله یک فیلم بود

اگر نام بهنوش طباطبایی را در جست‌وجوگرهای رایج تایپ کنید، نخستین چیزهایی که به‌دست می‌آورید، بازتاب‌های نه چندان مثبت‌ کاربران شبکه‌های اجتماعی به حضور این بازیگر در جلسه دفاعیه‌ پایان‌نامه دکترایش در میان دو محافظ در ساختمان دانشگاه آزاد بابل است.

همشهری آنلاین: وقتی متن واکنش‌ها را می‌خوانید مخاطبان را در حال اعتراض به بازیگری می‌بینید که در یک رفتار دور از شمایل بازیگری خود در مکان‌های عمومی ظاهر شده.

مخاطبان فیلم‌های ایرانی همیشه از بازیگران می‌خواهند در چارچوب شمایلی که ازآنها ساخته‌اند باقی بمانند. خروج از این شمایل‌ها اغلب تبعات خوشایندی ندارد. بهنوش طباطبایی در دهه ۱۳۹۰در سینمای ایران با بازی در نقش زنانی واقعی از چهره‌های تاریخ معاصر همچون شهلا توکلی همسر غلامرضا تختی در فیلم تختی ساخته بهرام توکلی، لیلا زمردیان همسر مجید شریف‌واقفی در فیلم سیانور ساخته بهروز شعیبی به شمایل زنان تاریخی تبدیل شده بود که بخش مهم و ناگفته تاریخ را روایت می‌کردند. ‌در سکوت شهلا پشت پرده زندگی جهان‌پهلوان نفس می‌کشید و در فریاد لیلا، روایت ناگفته خیانت عاطفی به دلایل تشکیلاتی. بردوش کشیدن چنین شمایلی از دید مخاطبان تبعاتی داشت. مخاطبان نمی‌توانستند باور کنند بازیگر نقش زری در سووشون با محافظ رفت‌وآمد کند. همیشه افسانه از واقعیت مهم‌تر است. شمایل مهم‌تر از شخصیت.

اما بهنوش طباطبایی نخستین بازیگری نیست که با شمایلش مقایسه می‌شود و با شخصیت‌هایی که بازی کرده قضاوت. این روش بخش مهمی از تاریخ بازیگری در سینمای ایران است. ساختار نیمه‌استودیوی تولید سینمای ایران در دفاتر سینمایی دهه ۱۳۳۰محصول ساختارهای حرفه‌ای تماشاخانه‌های دهه ۱۳۲۰بود. در تماشاخانه‌های نصر و تهران و تفکری و فرهنگ و سعدی و… به جز پیش‌پرده‌خوانان، بازیگران اصلی و کمدین‌ها، تقسیم نقش برای بازیگران براساس ایده‌هایی از موفقیت‌های اجرایی قبلی بازیگران شکل می‌گرفت. ساختار چرخه‌ای تولید پیس‌ها که عمدتا بین تاریخی، درام و کمدی در چرخش بودند، نیازمند بازیگران شناخته‌شده، کمدین‌ها، جوان‌ها و بازیگر- نقش‌هایی برای باقی نقش‌ها بودند. اگر نصرت‌الله محتشم در نقش‌ شاهان تثبیت شده بود، عطاالله زاهد بیشتر از نقش مردان طبقه متوسط و اصغر تفکری در نقش فئودال‌ها ظاهر می‌شد.

این تقسیم‌بندی‌ها علاوه بر فیزیک بازیگر و شیمی بین بازیگران در صحنه به پذیرش و اقبال مردم از آن بازیگر در آن محدوده از نقش‌ها نیز وابسته بود. شادروان انتظامی درباره تفکری می‌گوید که تفکری چنان به‌عنوان کمدین برای مردم محبوب بود که در تراژدی‌ها هم باعث قهقهه مردم می‌شد. نتیجه این اقبال به راه انداختن تئاتر تفکری در خیابان فردوسی بود؛ جایی که تفکر تفکری در آن حرف اول را می‌زد. برخی بازیگران مانند ظهوری، رخشانی، پرخیده، خواجوی، تهرانچی، عمرانی، اسکوئی بازیگرانی بودند که نقش‌ – شخصیت‌های خود را در تمام طول کارنامه تئاتری خود ادامه دادند.

وقتی در دهه ۱۳۳۰دکتر اسماعیل کوشان و دیگر پدیدآورندگان سینمای صنعتی ایران دفاتر فیلم‌سازی‌ را در تهران به راه انداختند با استخدام کارگردانان و بازیگران تماشاخانه‌ها در پروژه‌های سینمایی ناخودآگاه ساختارهای تقسیم نقش تماشاخانه‌ها در تولید را در دفاتر بازآفرینی کردند. در ساختارچرخه‌ای تولید سینمای ایران که تم‌ها، داستان‌ها و عوامل براساس فیلم‌های موفق تکرار می‌شدند، بازیگران نیز در نقش‌های مشخصی تکرار می‌شدند.
ساخت شمایل‌های بازیگری در دوره‌های تاریخی سینمای ایران بازتاب مکالمه مضامین فیلم‌ها با نیازهای مخاطبان در همان دوره‌ها بود. در پشت سرگرمی رایج سینما رفتن، مصرف‌کنندگان در فضای تکرارشونده الگوها دنبال یافتن معادل‌های ذهنی خود بودند.

محتشم نقش شاهان را بازی می‌کرد و ظهوری نقش زیردستان را. پرخیده مادر می‌شد و رخشانی کارمند اداره. ستاره‌ها براساس پرسونای خود در فیلم‌های هر چرخه شمایل خود را تکرار می‌کردند. ناصر ملک‌مطیعی در دهه ۱۳۳۰شمایل شکنندگی بود و محمدعلی فردین در دهه ۱۳۴۰شمایل خوشبختی و بهروز وثوقی در دهه ۱۳۵۰شمایل اعتراض.

جای تعجب نیست که ساختار چرخه‌ای تولید در سینمای ایران در دهه ۱۳۹۰با کمک بازیگران به بازتولید شمایل‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها بپردازد و بهنوش طباطبایی عهده‌دار بیان زنانی‌باشدکه با آنها بخش زنانه تاریخ در ذهن مخاطبان فیلم‌های ایرانی شکل می‌گیرد. کسی برای فهم تاریخ به کتاب‌ها مراجعه نمی‌کند. سال‌هاست که فیلم‌ها جای تاریخ را گرفته‌اند. بعید است کسی توکلی و زمردیان را در سکوت تاریخ زنده کند. اما تکه فیلم دانشگاه بابل همیشه در دسترس است. ‌

انتخاب بهنوش طباطبایی برای بازی در نقش زری در سریال سووشون مهر تأییدی بر پذیرش این بازیگر به‌عنوان شمایل بازیگر فیلم‌های تاریخی در چرخه فیلم‌های تاریخی دهه ۱۳۹۰است. زری در رمان سووشون تنها شخصیت اول داستان سیمین دانشور نیست، راوی شیراز اشغال شده هم هست؛ شهری که با همه تلخی‌های اشغال بیگانه باید دامنش را پاک نگه‌دارد. طباطبایی با کلاه و لهجه‌ای که لغزش در آن جبران‌ناپذیر نیست، روی نوار باریکی راه می‌رود. سقوط او سقوط سریال بود. پذیرش او در این نقش امتحان نهایی شمایل بازیگر نقش‌های تاریخی دهه ۱۳۹۰ است در آغاز قرن تازه.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا