مذهبی

بررسی روایات حضور زن در جامعه اسلامی

حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی با رعایت حجاب و حدود اخلاقی جایز است، هرچند در صورت تزاحم با نقش خانواده‌مداری، اولویت با حفظ بنیان خانواده خواهد بود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:

پرسش:

آیا در روایات، حضور زن در جامعه فسادانگیز دانسته شده و مورد نهی است یا حضور او با شرایطی پذیرفته شده است؟

پاسخ:

زن به‌عنوان رکنی از ارکان خانواده، نقشی اثرگذار در شاکله و سلامت جامعه دارد. این نقش به شکل غیرمستقیم در قالب تربیت اعضای جامعه و به شکل مستقیم در قالب حضور اجتماعی وی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بروزوظهور می‌یابد. حضور و نقش زن در جامعه، همواره از مباحث محوری و پرچالش در تاریخ بشر بوده است. امروزه، در بسیاری از جوامع، شاهد افزایش حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستیم. روایات مربوط به حضور زن در جامعه نیز، از دیرباز تاکنون، مورد بحث و تفسیر بوده است.این نوشتار به بررسی روایات حضور زن در جامعه می‌پردازد.

بررسی روایات حضور زن در جامعه

الف. روایات نهی از خروج و حضور زنان در جامعه

دسته‌ی ﻧﺨﺴﺖ از رواﻳﺎت ﺑﻪ ﻣﺬﻣﺖ ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﻪ ﻣﺮدان ﻧﻴﺰ در آن ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ، پرداﺧﺘﻪ است:

۱. امام صادق علیه‌السلام نقل فرمودند:

 «امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در نامه‌اش برای امام حسن علیه‌السلام نوشت: … وَ لَیْسَ‏ خُرُوجُهُنَ‏ بِأَشَدَّ مِنْ دُخُولِ مَنْ لَا تَثِقُ بِهِ عَلَیْهِنَ‏ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ؛ (۱)

 (بدان‌که) خارج شدن آنها (از خانه) بدتر از آمدن افرادی که مورد اعتماد تو نیستند به نزد آنها نیست، پس اگر تو توانستی کاری کنی که جز تو هیچ مردی را نشناسند این کار را انجام بده.»

۲. امام صادق علیه‌السلام از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل فرمودند:

 «خُلِقَ‏ الرِّجَالُ‏ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا هَمُّهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ خُلِقَتِ الْمَرْأَهُ مِنَ الرِّجَالِ وَ إِنَّمَا هَمُّهَا فِی الرِّجَالِ احْبِسُوا نِسَاءَکُمْ یَا مَعَاشِرَ الرِّجَالِ؛ (۲)

 مردان از زمین آفریده شده‌اند و تنها همّ‌ و تلاششان در زمین است و زنان از مردان آفریده شده‌اند و تنها تلاششان در جهت مردان است. پس ای مردان! زنانتان را نزد خود نگهدارید.»

۳. امام صادق علیه‌السلام از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل فرمودند:

 «النِّسَاءُ عَیٌّ وَ عَوْرَهٌ فَاسْتُرُوا الْعَوْرَاتِ بِالْبُیُوتِ وَ اسْتُرُوا الْعِیَّ بِالسُّکُوتِ؛ (۳)

 زنان ناتوان از سخن شایسته و ناموس‌اند؛ پس ناموس‌ها را با نشاندن در خانه‌ها و ناتوانی از سخن شایسته را با سکوت بپوشانید.»

۴. در برخی از روایات، فضیلت نماز زن در خانه بیش از مسجد نقل شده است: امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «صَلَاهُ الْمَرْأَهِ فِی مِخْدَعِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی بَیْتِهَا وَ صَلَاتُهَا فِی بَیْتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی الدَّارِ؛ (۴)

 نماز خواندن زن در پستو و اتاقک داخل اتاق خانه بهتر از نماز خواندن در اتاق است و نماز خواندن او در اتاق بهتر از نماز خواندن در صحن و حیاط خانه است!»

 در روایت دیگر امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «خَیْرُ مَسَاجِدِ نِسَائِکُمُ الْبُیُوتُ؛‏ (۵)

 بهترین مساجد (مکان‌های نماز) زن های شما اتاق‌های خانه است!»

۵. در برخی روایات، از این‌که زنان در نماز عید فطر و قربان حاضر شوند، نهی شده است: محمّد بن شریح گوید:

 «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنْ خُرُوجِ النِّسَاءِ فِی الْعِیدَیْنِ فَقَالَ لَا إِلَّا عَجُوزٌ عَلَیْهَا مَنْقَلَاهَا یَعْنِی الْخُفَّیْنِ‏؛ (۶)

 از امام صادق علیه‌السلام درباره شرکت زنان در نماز عید فطر و عید قربان پرسیدم فرمود: نه جایز نیست مگر برای‌ پیرزنی‌ که کفش کهنه به پا کند. (کنایه از تبرّج و خودنمایی نداشتن).»

۶. یونس بن یعقوب گوید:

 «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنْ خُرُوجِ النِّسَاءِ فِی الْعِیدَیْنِ وَ الْجُمُعَهِ فَقَالَ لَا إِلَّا امْرَأَهٌ مُسِنَّهٌ؛ (۷)

 از امام صادق علیه‌السلام درباره شرکت زنان در نماز عید فطر و قربان پرسیدم. فرمود: نه جایز نیست مگر برای‌ پیرزن.»

۷. عمار بن موسی می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام گفتم:

 «هَلْ یَؤُمُّ الرَّجُلُ بِأَهْلِهِ فِی صَلَاهِ الْعِیدَیْنِ فِی السَّطْحِ أَوْ بَیْتٍ قَالَ لَا یَؤُمُّ بِهِنَّ وَ لَا یَخْرُجْنَ وَ لَیْسَ عَلَی النِّسَاءِ خُرُوجٌ وَ قَالَ أَقِلُّوا لَهُنَ‏ مِنَ الْهَیْئَهِ حَتَّی لَا یَسْأَلْنَ الْخُرُوجَ؛ (۸) آیا مرد برای نماز عید فطر و قربان بر روی پشت‌بام یا در اتاقی برای زوجه خود امامت کند؟ فرمودند: به آنها امامت نکند و آنها بیرون هم نیایند و بیرون آمدن (برای نماز عید فطر و قربان) بر آن‌ها نیست! و فرمودند: هیئت و لباس و تجمّل آنها را کم کنید تا درخواست بیرون آمدن نکنند!»

۸. در برخی روایات، از این‌که زنان در تشییع‌جنازه حاضر شوند، نهی شده است: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند:

 «وَ نَهَی عَنِ اتِّبَاعِ‏ النِّسَاءِ الْجَنَائِزَ؛ (۹)

 پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نهی کردند زنان در تشییع‌جنازه شرکت کنند.»

۹. ابن حنیفه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل کرد:

 «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله خَرَجَ فَرَأَی نِسْوَهً قُعُوداً فَقَالَ: مَا أَقْعَدَکُنَ‏ هَاهُنَا قُلْنَ: الْجِنَازَهُ. قَالَ: أَ فَتَحْمِلْنَ فِیمَنْ یَحْمِلُ قُلْنَ: لَا. قَالَ: أَ فَتُغَسِّلْنَ فِیمَنْ یُغَسِّلُ قُلْنَ: لَا. قَالَ: أَ فَتُدْلِینَ فِیمَنْ یُدْلِی قُلْنَ: لَا. قَالَ: فَارْجِعْنَ مَأْزُورَاتٍ غَیْرَ مَأْجُورَاتٍ؛ (۱۰)

 رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بیرون آمده و بانوانی را نشسته دید، پرسید: چه چیز شمارا در اینجا نشانید؟ عرض کردند: جنازه. فرمود: آیا همراه کسی که [جنازه را] برمی‌دارد آن را برمی‌دارید؟ عرض کردند: نه؛ فرمود: آیا همراه کسی که آن را غسل می‌دهد غسل می‌دهید؟ عرض کردند: نه؛ آیا به همراه کسی که او را در قبر می‌گذارد، او را در قبر خواهید گذاشت‌؟ عرض داشتند: نه؛ حضرت فرمودند: بازگردید که گنه‌کاران بدون پاداش هستید.»

۱۰. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «لَیْسَ یَنْبَغِی لِلْمَرْأَهِ الشَّابَّهِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَی الْجِنَازَهِ تُصَلِّی عَلَیْهَا إِلَّا أَنْ تَکُونَ امْرَأَهً قَدْ دَخَلَتْ فِی السِّنِّ؛ (۱۱)

 شایسته نیست که زن جوان به‌سوی جنازه رود تا بر آن نماز بخواند، مگر درصورتی‌که زن مسن و پیری باشد.»

فلسفه این‌که زنان جوان از شرکت در تشییع‌جنازه نهی شده‌اند، بدین‌جهت است که احساسات در آنان در فراق عزیزان، داغ‌تر و شدیدتر است و ممکن است که در تشییع‌جنازه نتوانند خود را کنترل کرده و صدای خود را در برابر نامحرمان بلند کنند و به سر و روی خود زنند و پوشش سر و بدنشان کنار رود، ازاین‌رو حضور زنان جوان در تشییع‌جنازه به جهت این مفاسد، مکروه شمرده شده است.

۱۱. در برخی روایات از اینکه زنان به حمام‌های عمومی، عروسی‌ها و فاتحه‌خوانی بروند نهی شده‌اند: امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یُدْخِلْ حَلِیلَتَهُ‏ الْحَمَّامَ‏؛ (۱۲)

 هرکس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد، نباید همسرش را به حمام بفرستد.»

۱۲. امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل فرمودند:

 «مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی وَجْهِهِ فِی النَّارِ قِیلَ وَ مَا تِلْکَ الطَّاعَهُ قَالَ تَطْلُبُ مِنْهُ الذَّهَابَ إِلَی الْحَمَّامَاتِ وَ الْعُرُسَاتِ‏ وَ الْعِیدَاتِ وَ النِّیَاحَاتِ وَ الثِّیَابَ الرِّقَاقَ؛‏ (۱۳) هر که از زن خود فرمان برد، خداوند او را به رو در آتش افکند. پرسیده شد: منظور از فرمان بردن چیست؟ فرمود: زن خواهد که به حمّام‌ها [ی عمومی] و عروسی‌ها و مجالس فاتحه‌خوانی برود و لباس‌های بدن‌نما بپوشد و مرد اجازه دهد.»

۱۳. از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده ما نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودیم که آن حضرت فرمود:

 «أَیُّ شَیْ‏ءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَیِینَا بِذَلِکَ کُلُّنَا حَتَّی تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَی فَاطِمَهَ علیهاالسلام فَأَخْبَرْتُهَا الَّذِی قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَکِنِّی أَعْرِفُهُ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَیُّ شَیْ‏ءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ وَ خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ قَالَ مَنْ أَخْبَرَکَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِی قُلْتُ فَاطِمَهُ فَأَعْجَبَ ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَهَ بَضْعَهٌ مِنِّی؛‏ (۱۴) به من بگویید که چه چیزی برای زنان بهتر است‌؟ همه ما از جواب بازماندیم و متفرّق شدیم و من نزد فاطمه آمدم و آنچه را که پیامبر از ما پرسیده بود و ما نتوانسته بودیم جواب دهیم، برای او بازگفتم. فاطمه گفت: ولی من جواب این سؤال را می‌دانم، بهترین چیز برای زنان آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. علی علیه‌السلام گوید: من به نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بازگشتم و به آن حضرت گفتم: ای رسول خدا! من پاسخ آن سؤال را می‌دانم، بهترین چیز برای زنان آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: چرا هنگامی‌که نزد من بودی این جواب را بیان نکردی، بگو بدانم چه کسی آن را به تو تعلیم داده است‌؟ گفتم: فاطمه علیهاالسّلام، پس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از این امر تعجّب کردند و گفتند: همانا فاطمه پاره‌ای از تن من است.»

ب‌. روایات جواز خروج و حضور زنان در جامعه

۱. حضور حضرت فاطمه علیهاالسلام در تشییع‌جنازه: یزید بن خلیفه گوید: نزد امام صادق علیه‌السلام نشسته بودم، مردی از اهل قم از حضرتش سؤال کرد:

 «یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تُصَلِّی النِّسَاءُ عَلَی الْجَنَائِزِ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله کَانَ هَدَرَ دَمَ الْمُغِیرَهِ بْنِ أَبِی الْعَاصِ وَ حَدَّثَ حَدِیثاً طَوِیلًا وَ إِنَّ زَیْنَبَ بِنْتَ النَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌وآله تُوُفِّیَتْ وَ إِنَّ فَاطِمَهَ علیهاالسلام خَرَجَتْ فِی نِسَائِهَا فَصَلَّتْ‏ عَلَی‏ أُخْتِهَا؛ (۱۵)

 آیا زنان می‌توانند بر جنازه نماز بخوانند؟ حضرت در پاسخ فرمودند: آری! زینب دختر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله وفات یافت و فاطمه زهرا علیهاالسلام با تعدادی از زنان رفتند و بر جنازه او نماز گزاردند.»

۲. عبدالله الکاهلی گوید: به امام موسی بن جعفر علیهما السّلام عرض کردم:

 «إِنَّ امْرَأَتِی وَ امْرَأَهَ ابْنِ مَارِدٍ تَخْرُجَانِ فِی الْمَأْتَمِ فَأَنْهَاهُمَا فَتَقُولُ لِیَ امْرَأَتِی إِنْ کَانَ حَرَاماً فَانْهَنَا عَنْهُ حَتَّی نَتْرُکَهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ حَرَاماً فَلِأَیِّ شَیْ‏ءٍ تَمْنَعُنَاهُ فَإِذَا مَاتَ لَنَا مَیِّتٌ لَمْ یَجِئْنَا أَحَدٌ قَالَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه‌السلام عَنِ الْحُقُوقِ تَسْأَلُنِی کَانَ أَبِی علیه‌السلام یَبْعَثُ أُمِّی وَ أُمَّ فَرْوَهَ تَقْضِیَانِ‏ حُقُوقَ‏ أَهْلِ الْمَدِینَهِ؛ (۱۶)

 همسرم و خواهرم در مجالس ماتم شرکت می‌کنند و من ایشان را از این کار منع می‌کنم و آنان به من می‌گویند: اگر حرام است ما به این عمل خاتمه می‌دهیم و دیگر تکرار نمی‌کنیم و اگر حرام نیست پس چرا ما را منع می‌کنی تا اگر کسی از ما فوت شود مردم نیز از ادای حقوق ما و شرکت در مجلس ما خودداری کنند و به تعزیت ما نیایند؟ امام علیه‌السلام فرمود: از حقوق سؤال می‌کنی، پدرم به مادرم و امّ فروه رخصت می‌داد که حقوق اهل مدینه را به‌جا آورند.»

۳. شرکت زنان در جهاد جهت درمان: زن در میدان جهاد در صدر اسلام همیشه آماده بوده و قیام درراه خدا داشته است. سماعه گوید: امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام فرمود:

 «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله خَرَجَ بِالنِّسَاءِ فِی الْحَرْبِ حَتَّی یُدَاوِینَ الْجَرْحَی؛ (۱۷)

 رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در یکی از جنگ‌ها زنان را نیز همراه سپاه برد تا به کار مداوای مجروحان بپردازند.»

۴. خطبه حضرت فاطمه علیهاالسلام در مسجد: حضرت زهرا  ‌علیهاالسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش صلی‌الله‌علیه‌وآله مسئولیت سنگینی را بر عهده داشتند، ایشان نتوانستند در مقابل بدعت و نوآوری جامعه آن روز آرام و خاموش بنشینند و برای دفاع از ولایت و اسلام در برابر مهاجرین و انصار در مدینه همراه و یاور همسرشان امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودند، ایشان برای اخذ حق خود با عفاف و حجاب کامل در مسجد حاضر شدند و بین زنان و مردان پرده کشیدند و از پس پرده به سخنرانی مشغول شدند. (۱۸)

بااین‌وجود، آن حضرت خانه‌داری و انجام تکالیف منزل را سعادت بزرگی می‌دانستند، زمانی که ابتدای زندگی‌شان پدر بزرگوارشان صلی‌الله‌علیه‌وآله کارهای داخل خانه به ایشان و کارهای بیرون خانه را به حضرت علی علیه‌السلام تقسیم نمودند. حضرت فاطمه زهرا ‌علیهاالسلام می‌فرمایند:

 «فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِی‏ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَال؛‏ (۱۹)

 تنها خدا می‌ داند که چقدر خوشحالم؛ زیرا پیامبر صلی‌الله ‌علیه ‌و آله مرا از پذیرفتن وظایف خارج از منزل و کاری که برای مردان است آزاد و راحت ساخت.»

 اما بااین‌حال هرگاه وظیفه الهی ایشان بود که در جامعه حاضر شوند، با اصل عفاف و حجاب کامل وارد جامعه می‌شدند.

۵. نقش اجتماعی حضرت زینب علیهاالسلام و خطبه‌های حضرت در کوفه و شام: خطبه حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه اولین واکنش عمومی از سوی اهل‌بیت امام حسین علیه‌السلام پس از واقعه کربلا است که مستقیماً خطاب به جامعه مسئول در واقعه کربلا، یعنی مردم کوفه، ایراد شده است. حضرت زینب علیهاالسلام در این خطبه، مردم کوفه را به ‌سبب کوتاهی در یاری‌رساندن به امام حسین علیه‌السلام توبیخ کرد. (۲۰) همچنین خطبه حضرت زینب علیهاالسلام در مجلس یزید بن معاویه در شام، در این خطبه با سخنان صریح و بی‌پرده به افشاگری علیه حکومت بنی‌اُمَیّه پرداخت. (۲۱)

ج. جمع‌بندی روایات

برای جمع‌بندی چند نکته بیان می‌شود:

۱. در نگاه نخست از ظاهر برخی آموزه‌های دینی چنین به دست می‌آید که اسلام، مخالف حضور اجتماعی زنان است یا اینکه اسلام زنی را نمونه و الگو می‌ داند که تنها به خانه‌داری در گوشه عزلت و در پسِ پرده مشغول باشد؛ لکن باید در فهم این آموزه‌ها به یک اصل توجه داشت؛ اینکه هرکدام از این تعالیم و آموزه‌ها به چه دلیل، به چه منظور و در چه فضایی بیان شده است؟! چه‌بسا روایاتی نظیر سفارش امیر مؤمنان علیه‌السلام به امام حسن علیه‌السلام:

«… اگر می‌توانی کاری کنی که همسرت غیر از تو کسی را نشناسد پس چنین کن،» (۲۲)

ناظر به مسئله حضور اجتماعی زن نباشد، بلکه ناظر به زیست عفیفانه زنان و حفظ بنیان خانواده است. همچنین فرمایش حضرت فاطمه علیهاالسلام: «بهترین زن کسی است که هیچ مردی او را نبیند و او نیز هیچ مردی را نبیند» (۲۳) نیز در راستای ضرورت عفت ‌ورزی و زیست عفیفانه زنان است. اگر حضور اجتماعی زن، زیست عفیفانه او را به خطر بیندازد، اولویت با عفت و پاک‌دامنی اوست و آن شخص بایستی به‌صورت شخصی و موردی دست از حضور اجتماعی بردارد؛ ولی این به معنای آن نیست که اسلام اصل حضور اجتماعی زنان را نادیده می‌انگارد.

۲. در ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﺎت در ﺧﺼﻮص ﺷﺮﻛﺖ زﻧﺎن در فعالیت‌های اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ و ﺣـﻀﻮر آﻧـﺎن در ﺧـﺎرج از ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ دودسته از رواﻳﺎت ﻣﻮاﺟﻪ می‌شویم. دسته‌ای از آﻧﺎن ﺑﻪ ﻣﻨـﻊ ﺣـﻀﻮر زﻧـﺎن پرداخته‌اند و دسته‌ی دیگر استفاده حضور زنان در جامعه از آن می‌شود. دﺳﺘﻪ نخست از رواﻳﺎت به‌صورت مطلق ﻧﻬﻲ از ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در ﺧﺎرج از ﻣﻨﺰل ﻧﻨﻤـﻮده، ﺑﻠﻜـﻪ ﺑﻴشتر ﻧﺎﻇﺮ ﺑﻪ شیوه‌ی اﻳﻦ ﺣﻀﻮر است. رواﻳﺎتی ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺬﻣﺖ اﻋﻢ از ﺣﺮﻣـﺖ و ﻛﺮاﻫﺖ ﺣﻀﻮر زﻧﺎن در اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﻪ ﻣﺮدان ﻧﻴﺰ در آن ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ پرداﺧﺘﻪ، بیشتر ﻧﺎﻇﺮ ﺑﻪ چگونگی اﻳﻦ ﺣﻀﻮر است. امام صادق علیه‌السلام از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل فرمودند:‏

 «یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَکُمْ یُدَافِعْنَ‏ الرِّجَالَ فِی الطَّرِیقِ أَ مَا تَسْتَحْیُونَ؛ (۲۴) ای مردم عراق؛ خبر یافتم که زنان شما درراه‌ها پهلو به پهلوی مردان می‌زنند آیا شرم نمی‌کنید؟» در روایت دیگر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است:

 «أَ مَا تَسْتَحْیُونَ وَ لَا تَغَارُونَ نِسَاءَکُمْ یَخْرُجْنَ إِلَی الْأَسْوَاقِ وَ یُزَاحِمْنَ الْعُلُوج‏؛ (۲۵) آیا شما (مردان) حیا نمی‌کنید و غیرت نمی‌ورزید، زنانتان به بازارها رفته و مزاحم مردان درشت‌اندام و نیرومند می‌گردند.»

۳. لزوم وجوب حجاب، (۲۶) بهترین و محکم‌ترین دلیل حضور زن در اجتماع است؛ چون حجاب و لزوم رعایت آن از سوی زن در مقابل نامحرم و در ارتباط با اجنبی است و روشن است که اگر زن می‌بایست در گوشه‌ای به‌دوراز انظار، نگاه داشته شود و حضور در جامعه نداشته باشد، دیگرسخن ‌گفتن ازپوشش بااین‌همه گستردگی و حساسیت چه معنایی داشت؟ پس مسئله حجاب زن در جامعه، قبل از آن‌که مسئله‌ای شرعی باشد، مسئله‌ای اجتماعی است.

۴. جامعه اسلامی بایستی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که زن، ناچار به برخورد با نامحرمان نباشد. آشکار است که ارتباط زنان و مردان نامحرم، زمینه‌ساز روابط عاطفی و گاه خطرناکی می‌گردد که می‌تواند پاک‌دامنی و عفت افراد را به مخاطره بیندازد. اگرچه این امر قطعی نیست، ولی اصل زمینه‌سازی آن مسلم است. ازاین‌رو عفت‌ورزی و عدم ارتباط مستقیم زن و مرد یک ارزش است؛ ولی با حقوق و حضور اجتماعی او منافاتی ندارد.

۵. اگرچه اصل خانواده ‌مداری زن با حضور اجتماعی او ناسازگاری ندارد؛ ولی گاهی در مقام اجرا ممکن است تزاحم و محدودیت‌هایی رخ دهد که در این صورت اولویت با خانواده‌مداری است. برخی از آموزه‌های دینی که بر شوهرداری زنان تأکید دارد، ناظر به این مسئله است. اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان علیه‌السلام فرمودند: «کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَی الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّی یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَهِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَی مَا تَرَی مِنْ أَذَی زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِهِ؛ (۲۷)

 خداوند، جهاد را بر مردان و زنان واجب فرمود؛ جهاد مرد، بخشش از مال و ثروت و جان اوست تا آنگاه‌که درراه خدا کشته شود و جهاد زن آن است که بر آزار و غیرت شوهرش صبر و شکیبایی ورزد.»

 در حدیث دیگری آمده است: «جِهَادُ الْمَرْأَهِ حُسْنُ‏ التَّبَعُّلِ؛ (۲۸)

جهاد زن، خوب شوهرداری کردن (اطاعت کردن) است.»

نتیجه:

در ﺧﺼﻮص ﺷﺮﻛﺖ زﻧﺎن در فعالیت‌های اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ و ﺣـﻀﻮر آﻧـﺎن در ﺧـﺎرج از ﺧﺎﻧﻪ دودسته رواﻳﺎت وجود دارد. در روایات اسلامی حضور زنان در جامعه محدودیت‌هایی مانند رعایت حجاب و حدود اخلاقی دارد؛ اما منع کلی و قطعی برای حضورشان نیست. اگرچه اصل خانواده‌مداری زن با حضور اجتماعی او ناسازگاری ندارد؛ ولی گاهی در مقام اجرا ممکن است تزاحم و محدودیت‌هایی رخ دهد که در این صورت اولویت با خانواده‌مداری است.

پی‌نوشت‌ها:

۱. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ۸ ج‏۵، ص ۲۳۷ و ۳۳۸؛ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق نامه ۳۱.

۲. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۳۳۷.

۳. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۳۵؛ ابن‌بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۳، ص ۳۹۰.

۴. ابن‌بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۱، ص ۳۹۷.

۵. ابن‌بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۱، ص ۲۳۸.

۶. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۳۸.

۷. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۳۸.

۸. طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۳، ص ۲۸۹ و ۲۹۰.

۹. ابن‌بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۴، ص ۵.

۱۰. طوسی، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی)، دار الثقافه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص ۶۴۷.

۱۱. طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۳، ص ۳۳۴.

۱۲. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏۶، ص ۵۰۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۶، ص ۵۰۲.

۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۶، ص ۵۱۷. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۱، ص ۱۱۵.

۱۴. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط – القدیمه)، بنی‌هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱ ق، ج‏۱، ص ۴۶۶.

۱۵. طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۳، ص ۳۳۳. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۳، ص ۲۵۱ و ۲۵۳.

۱۶. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۳، ص ۲۱۷. ابن‌بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج‏۱، ص ۱۷۸.

۱۷. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۴۵.

۱۸. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، نشر مرتضی، مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۳ ق، ج‏۱، ص ۹۷.

۱۹. حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد (ط – الحدیثه)، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص ۵۲،.

۲۰. مفید، محمد بن محمد، الأمالی (للمفید)، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص ۳۲۱.

۲۱. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، نشر مرتضی، مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۳ ق، ج‏۲، ص ۳۰۸.

۲۲. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۲۳۷ و ۳۳۸؛ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، نامه ۳۱.

۲۳. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط – القدیمه)، بنی‌هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱ ق، ج‏۱، ص ۴۶۶.

۲۴. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۳۷.

۲۵. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۳۷.

۲۶. سوره نور، آیه ۳۱؛ سوره احزاب، آیه ۵۳.

۲۷. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۹.

۲۸. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج‏۵، ص ۵۰۷.

گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا