آن چه تنوع زیستی ایران را تهدید میکند؛ قوانین بایگانی میشود!

واقعیت این است که کشورهای موفق در حفاظت از محیط زیست کار عجیب و پیچیدهای انجام ندادهاند؛ فقط همان اصول و استانداردهایی را اجرا کردهاند که سالهاست در سازمانهای جهانی توصیه میشود. مشکل ما «نبود دانش» نیست، «عمل نکردن» به همین اصول ساده است.
زهره گردان – ضمیمه جامعه روزنامه اطلاعات| در تقویم جهان، روز تنوع زیستمحیطی، لحظهای است که کشورها در آن مکث میکنند، نفس زمین را میشنوند و برای ترمیم زخمهایی که بشر بر پیکر طبیعت گذاشته، دستبهکار میشوند.
در مرزهای جغرافیایی از کشور کانادا گرفته تا ژاپن، این روز با کارزار فراگیر، پروژههای علمی مردمی، پایش جمعی پرندگان و مرجانها و تصمیمهای ملی برای حفاظت از گونهها همراه است؛ روزی که هم دولتها و هم مردم، هر دو نقشی روشن و مسئولانه بر عهده میگیرند، اما در ایران، این روز اغلب در هیاهوی همایشها و نشستهای کوتاهمدت گم میشود و بیشتر رنگِ نمادین به خود میگیرد.
شاید وقت آن رسیده باشد که از تجربه جهان بیاموزیم؛ از کشورهایی که به تنوع زیستی، فراتر از شعار مینگرند و آن را اولویتی برای سیاست، آموزش، بودجه و مشارکت مردم در نظر گرفتهاند. سیدمحمد حسینی امامی، کارشناس ارشد محیط زیست با گرایش تنوع زیستی و زیستگاهها در گفتگو با «اطلاعات»، وضعیت تنوع زیستی ایران را در مقایسه با استانداردهای جهانی واکاوی میکند.
*ارزیابی شما از وضعیت تنوع زیستی ایران در مقایسه با استانداردهای جهانی چیست؟
ابتدا باید این موضوع را روشن کنم که وقتی از تنوع زیستی سخن میگوییم، منظور فقط حیوانات بزرگجثه و قابل مشاهده نیست. امروز جهان میداند که حتی میکروارگانیسمهای نادیدنی، بخش اساسی چرخه حیاتند و حذف هر کدام میتواند تعادل طبیعت را برهم بزند. با این حال، آنچه بیشترین واکنش احساسی جامعه را برمیانگیزد، همان گونههای شناختهشده حیاتوحش هستند که مردم حضورشان را در طبیعت لمس میکنند.
ایران از نظر تاریخی، یکی از کشورهای پیشرو منطقه در حفاظت از طبیعت بوده است. از فرهنگ و آیینهای کهن گرفته تا تأسیس سازمان شکاربانی و سپس سازمان حفاظت محیط زیست، همه نشان میدهد که ایران در نیمقرن گذشته، جزو نخستین کشورهایی بوده که برای حفاظت از طبیعت، ساختار رسمی و تخصصی ایجاد کرده، اما مسیر حفاظت از تنوع زیستی در ایران طی دهههای مختلف یکنواخت نبوده است؛ دورههایی همراه با موفقیت و دورههایی پر از چالش.
در سالهای اخیر، فشارهای اقتصادی، تخریب زیستگاهها، شکار غیرقانونی، کمبود بودجه و عقبماندن از استانداردهای جهانی، شرایط را دشوارتر کرده است. بسیاری از معیارهایی که کشورهای جهان برای حفاظت از تنوع زیستی رعایت میکنند، از تعداد محیطبان تا امکانات اطفای حریق، از مدیریت جنگلها تا استانداردهای کشاورزی و صنعت، در ایران یا ناکافی است یا جدی گرفته نمیشود. نمونه روشن آن آتشسوزیهای جنگلهاست که اغلب با حداقل تجهیزات و تنها به کمک نیروهای داوطلب کنترل میشود.
*اگر بخواهید یک تصویر کلی از تنوع زیستی ایران ارائه دهید، بزرگترین تهدیدهای ما امروز کدامند؟
مسلما بزرگترین تهدیدی که اکنون کشور ما و حتی جهان را تحتتأثیر قرار داده، گرمایش زمین است؛ موضوعی که باعث اختلالات بزرگ در نظم بارش و سیستمهای آبوهوایی میشود. ما عملا پاییز را از دست دادهایم، بهار هم جلو افتاده است و ۱۵ تا ۲۰ روز زودتر شاهد رویش گیاهان هستیم، از طرفی، بارش برف کاهش یافته و اغلب بارشها به صورت باران است. این موضوع به ذخایر آب کشور، کشاورزی، منابع آب زیرزمینی و در نهایت، به تنوع زیستی ما آسیب جدی وارد میکند.
بخش بزرگی از کشور ما بیابانی، نیمهخشک و کوهستانی است؛ مناطقی بسیار شکننده که تغییرات اقلیمی در آنها اثرات شدیدتری نسبت به مناطق مرطوب و جنگلی به جا میگذارد.
این خشکسالی چندساله، صدمات سنگینی به پوشش گیاهی و تنوع زیستی وارد کرده و حتی در جنگلها و مناطق پرباران هم مشکلات مشابه دیده میشود.
تهدید بزرگ بعدی، تخریب زیستگاههاست؛ مناطقی که باید تنوع زیستی در آنها حفظ شود اما بهدلیل توسعه راهها، معادن، کشاورزی و افزایش سکونتگاهها یکی پس از دیگری از بین میروند. با از دست رفتن هر زیستگاه، بخشی از پوشش گیاهی یا گونههای جانوری را از دست میدهیم.
مشکل دیگر، عمل نکردن به آمایش سرزمینی است. ما باید توزیع جمعیت را طوری تنظیم کنیم که هم نیاز انسان تأمین شود و هم جایی برای تنوع زیستی باقی بماند، اما عملا شاهد تمرکز جمعیت در مناطق حساس هستیم؛ از استانهای شمالی تا ارتفاعات تهران و سرچشمه رودخانهها مثل بالادست رودخانه جاجرود. ساختوساز و افزایش جمعیت در این مناطق، میزان آب ورودی به سدها را کاهش داده و به پوشش گیاهی و زیستگاه جانوری هم آسیب زده است.
مشکل مشابهی در جنوب کشور داریم؛ نقاط حساسی مثل جنگلهای حرا یا جزایر مرجانی که نباید بارگذاری سنگین جمعیت داشته باشند، با ساختوساز و مداخلات انسانی تهدید میشود. از بین رفتن این مناطق میتواند حتی امنیت غذایی را تحتتأثیر قرار دهد.
برداشتهای قانونی و غیرقانونی از طبیعت هم تهدید دیگری است. از بهرهبرداری از جنگلها تا شکار و صید همگی در این بخش قرار میگیرند. گرچه این موارد به اندازه خشکسالی و تخریب زیستگاهها آسیبزننده نیستند، اما همچنان اثر چشمگیر دارند.
*کشورهایی که در حفاظت از تنوع زیستی موفق بودهاند چه کاری انجام دادهاند که ما انجام ندادهایم؟
واقعیت این است که کشورهای موفق، کار عجیب و پیچیدهای انجام ندادهاند؛ فقط همان اصول و استانداردهایی را اجرا کردهاند که سالهاست در سازمانهای جهانی توصیه میشود. مشکل ما «نبود دانش» نیست، «عمل نکردن» به همین اصول ساده است. بعضیها فکر میکنند حفظ تنوع زیستی یعنی توقف توسعه، اما اینطور نیست. خیلی از کشورهای صنعتی و پیشرفته در حالی که رشد اقتصادی بالایی داشتهاند، تنوع زیستی شان را هم حفظ کردهاند، چون قوانین زیستمحیطی را جدی گرفتهاند.
مثلا در مورد راهسازی، آنها جادهها را طوری طراحی میکنند که کمترین تخریب را برای زیستگاهها داشته باشد، اگر هم مسیر از زیستگاه عبور کند، روگذر و زیرگذر حیات وحش ایجاد میکنند، اما در ایران نمونههایی مثل جاده پارک ملی گلستان یا مسیر تهران- مشهد باعث شده سالانه گونههای زیادی تلفات بدهند؛ مخصوصا یوزپلنگ که بیشترین مرگومیرش در کشور به دلیل تصادفات جادهای بوده است.
در زمینه توسعه صنعتی هم همینطور است. کشورهای موفق اجازه نمیدهند کارخانه، معدن یا پتروشیمی در مناطق حساس ساخته شود، اما در ایران بارها طرحهایی در جنگلهای شمال یا زیستگاه پرندگان مهاجر مطرح شده که به تنوع زیستی، آسیب مستقیم میزند.
در مورد آب هم همین است. آن کشورها با اصلاح الگوی کشت و استفاده از سیستمهای نوین آبیاری، فشار را از روی اکوسیستمها برداشتهاند، اما ما با سدسازیهای بیضابطه و سیاستهای نادرست، نمونههایی مثل فاجعه دریاچه ارومیه را رقم زدهایم. تفاوت ما با آنها فقط در «رعایت کردن» اصول است.
*به عقیده شما، فاصله ایران با تجربههای جهانی در کدام بخش بیشتر است؟ در رعایت قانون، آموزش، مشارکت مردمی یا بودجه؟
از نظر قانون، خوشبختانه ما یکی از اولین کشورهایی هستیم که موضوع محیط زیست و تنوع زیستی را مطرح کردهایم. قانونها وجود دارند و پیشبینیهای لازم برای حفاظت از زیستگاهها و جلوگیری از تخریبها انجام شده، اما مشکل اصلی عدم اجرای قوانین است. بسیاری از مناطق حفاظتشده تخریب میشوند و معادن و پروژههایی در زیستگاههای حساس اجرا میشوند، در حالی که قانون اجازه این کارها را نمیدهد.
در زمینه آموزش نیز وضعیت مطلوب به نظر نمیرسد. آموزشهای زیستمحیطی در مدارس، دانشگاهها و رسانهها کافی نیست و آنچه امروز درباره محیط زیست مطرح میشود بیشتر به دلیل بحرانها و مشکلات اخیر است، نه آموزش نظام مند. باید از دوران کودکی، مهدکودک و مدارس روی آگاهی نسلهای آینده کار شود تا حفاظت واقعی از تنوع زیستی شکل بگیرد.
در این میان، مشارکت مردمی نقش کلیدی دارد. تجربه موفق پارک ملی گلستان نشان میدهد که وقتی جوامع محلی، کشاورزان و شکارچیان در حفاظت، مشارکت داده شدند، جمعیت گونهها بهویژه قوچ و میش تا سه برابر افزایش یافت.
در نهایت، بودجه یکی از بزرگترین مشکلات است. سازمان محیط زیست و سازمان جنگلها و مراتع، کمبود بودجه، نیرو و امکانات دارند و بدون تخصیص منابع مالی کافی، حفاظت از تنوع زیستی و مقابله با چالشهایی مثل کمآبی و تخریب جنگلها ممکن نیست.
*چگونه میتوان مردم را از سطح آگاهی به سطح مشارکت واقعی در حفاظت از تنوع زیستی رساند؟
مهمترین اقدام کوتاهمدت، جلوگیری از تخریب زیستگاههاست و این کار به همت همهجانبه نهادها از بالاترین سطوح تا پایینترین بخشهای مسئول نیاز دارد.
دومین اقدام فوری، احیای زیستگاههای از دست رفته است؛ بهویژه تالابها مانند دریاچه ارومیه، شادگان و بختگان، جنگلها و مراتع. اجرای قوانین موجود، خارج کردن دام مازاد از مناطق حساس و اصلاح روشهای کشاورزی و صنعتی همگی میتوانند بازسازی این زیستگاهها را ممکن کنند.
سومین اقدام، فرهنگسازی و مشارکت مردمی است. مثالهای موفق در شمال و جنوب کشور، از حفظ ماهیان خاویاری و ماهی آزاد تا حمایت از مراتع و جنگلها نشان میدهد که ورود جوامع محلی، حفاظت واقعی و پایدار را ممکن میسازد.
*اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، آینده تنوع زیستی ایران را چگونه میبینید؟
از لحاظ اجتماعی و اطلاعرسانی، مردم ما اکنون آگاهی بالایی نسبت به اهمیت تنوع زیستی و حیات وحش پیدا کردهاند و بهوضوح اثرات تخریب زیستگاهها، جنگلها و گونهها را در زندگی خود مشاهده میکنند. کاری که باید انجام شود، وارد کردن مردم به بحث حفاظت از این مناطق به شیوهای قانونمند و سازمانیافته است، بهگونهای که مسئولیت حفاظت از زیستگاهها را بر عهده بگیرند و تنوع زیستی کشور را متعلق به خود بدانند.
خوشبختانه چندین نقطه از کشورمان، تجربههای موفق خودجوش در این زمینه داشته و در مناطق دیگر نیز روند مشابهی آغاز شده است. آموزشهای کارشناسی میتواند مردم را به سوی روشهای صحیح حفاظت هدایت کند. بسیاری از افراد علاقهمند هستند گونهها یا زیستگاهها را احیا کنند، اما بدون دانش فنی ممکن است اقدامات اشتباه انجام دهند. همکاری با متخصصان محیط زیست، بهرهوری این مشارکتها را افزایش میدهد.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت مجله کولاک بنویسید.




