دلیل پرخوری فقط استرس نیست | چرا شادی، غم و خستگی هم ما را به سمت خوردن میکشاند؟

خیلیها تصور میکنند افراد فقط وقتی مضطرباند یا استرس دارند، میل به خوردن چیزی دارند یا پرخوری میکنند.
همشهریآنلاین – پروانه بندپی: خیلیها تصور میکنند افراد فقط وقتی مضطرباند یا استرس دارند، میل به خوردن چیزی دارند یا پرخوری میکنند. اما پژوهشهای روانشناسی سلامت و تحقیقات حوزه علوم اعصاب نشان میدهند که «خوردن هیجانی» فقط واکنش به اضطراب نیست. بلکه حاصل ترکیبی از هیجانها، عادتها و نیازهای روانی است و همیشه هم ربطی به گرسنگی ندارد.
دلایل پرخوری خود را بشناسید
نازنین قاسمی، روانشناس سلامت در گفتوگو با همشهریآنلاین به نکات جالبی در این زمینه اشاره میکند. او میگوید: «از منظر زیستی، استرس نقش بسیار مهمی در میل به خوردن و پرخوری دارد. در شرایط فشار روانی، هورمون کورتیزول افزایش مییابد و این هورمون اشتها را بالا میبرد. به خصوص میل به غذاهای پرقند و پرچرب را. همزمان حساسیت مغز به دوپامین بیشتر میشود؛ یعنی غذا اثر پاداشدهنده قویتری پیدا میکند و احساس آرامش موقتی ایجاد میشود. مغز خیلی سریع یاد میگیرد که «اگر ناراحتی، فوری چیزی بخور تا تسکین پیدا کنی.» اما این کل ماجرا نیست.»
او ادامه میدهد: «مسیر دوم، هیجانهای مثبت است؛ شادی، جشن، احساس موفقیت و حتی عاشق شدن هم میتوانند محرک پرخوری باشند. در این حالت، غذا نقش تقویتکننده پاداش را دارد. فرد خوشحال است و مغز میخواهد خوشحالتر شود. به همین دلیل است که در مهمانیها و مراسم حتی بدون گرسنگی واقعی، خوراکیهای بیشتری میخوریم. این نوع پرخوری نه از رنج، بلکه از لذت میآید.»
به گفته این روانشناس سلامت، «مسیر سوم، عادت و شرطی شدن است. شاید بیسر و صداترین و در عین حال قویترین عامل همین است. بسیاری از ما بدون آنکه متوجه باشیم، الگوهای شرطی ساختهایم؛ میخواهی فیلم میبینی؟ چیپس بخور، مشغول کاری؟ قهوه و شیرینی بخور. شب شده؟ حتما چیزی برای خوردن پیدا کن. اینجا دیگر نه هیجان شدید مطرح است و نه گرسنگی. فقط مغز یاد گرفته هر موقعیتی را با غذا همراه کند. درواقع عادت کرده است.»
بیشتر بخوانید؛
-
چرا وقتی استرس داریم سراغ خوراکیهای شیرین میرویم؟
-
۶۰ درصد ایرانیها چاقاند
-
روزانه چند عدد میوه بخوریم؟
قاسمی میگوید: «پس خوردن هیجانی فقط واکنش به استرس نیست. بلکه به طیف وسیعی از هیجانها مربوط میشود؛ از غم و تنهایی گرفته تا شادی و هیجان. پژوهشها نشان میدهد یکی از قویترین عوامل این رفتار، احساس فقدان کنترل است؛ یعنی زمانی که فرد در سایر حوزههای زندگی احساس ناتوانی میکند، از غذا و خوراکی به عنوان ابزار تنظیم هیجان و بازپسگیری حس کنترل استفاده میکند. همچنین خستگی ذهنی و کاهش عملکرد قشر پیشپیشانی مغز باعث میشود رفتارهای تکانهای مثل پرخوری در ساعات پایانی روز افزایش پیدا کند.»
او توضیح بیشتری میدهد و میگوید: «این مفهوم فقدان کنترل، یکی از یافتههای کلیدی روانشناسی است. وقتی فرد حس میکند بر زمان، روابط، بدن یا آیندهاش تسلطی ندارد، مغز به چیزی پناه میبرد که کاملاً در دسترس و قابل کنترل است؛ خوردن. چیزی که در دسترس است و میشود راحت انتخابش کرد و داشتش.»
این روانشناس ادامه میدهد: «عامل مهم دیگر « تصمیمگیری ناشی از خستگی» است؛ بعد از یک روز پر از فشار ذهنی و خستگی، منابع شناختی مغز ته میکشد و بخش منطقی و تصمیمگیر تضعیف میشود. در این وضعیت، مغز بیشتر به سمت رفتارهای فوری و لذتبخش میرود. به همین دلیل است که خوردن هیجانی شبها بسیار شایعتر از روز است.»
این روانشناس در ادامه به موضوع جالب و مهم دیگری هم اشاره میکند: «حافظه هیجانی هم در این میان نقش مهم و موثری دارد؛ اگر فرد در کودکی همیشه با غذا آرام میشده ـ مثلاً هر بار گریه کرده، خوراکی گرفته ـ مغز این الگو را ذخیره میکند. و سالها بعد بدون آن که خودش آگاهی داشته باشد، همان مسیر عصبی فعال میشود؛ «ناراحتی؟ چیزی بخور.»
استرس به تنهایی مقصر نیست
شواهد علمی نشان میدهد که خوردن هیجانی، تنها یک واکنش ساده به استرس نیست. بلکه نتیجه اثر همزمان چندین عامل در مغز، هیجان و تجربههای یادگرفتهشده است. این رفتار در بسیاری از افراد به عنوان یک راهبرد خودکار تنظیم هیجان عمل میکند. راهبردی که در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد میکند، اما در بلندمدت میتواند به شکلگیری الگوهای ناسالم تغذیه، افزایش وزن و اختلال در رابطه فرد با بدن خود منجر شود. از نگاه روانشناسی سلامت، مساله اصلی نه خودِ غذا، بلکه ناتوانی در تشخیص و مدیریت هیجانات است؛ یعنی زمانی که عملکرد ذهن برای بیان فشارهای روانی ضعیف است، بدن از طریق خوردن وارد میشود.
گردآوری: کولاک
شما چه نظری دارید؟ دیدگاه خود را در سایت کولاک بنویسید.




